می گویند ساختمان کتابخانه انگلیس، قدیمی بود و تعمیر آن هم فایده ای نداشت و نیاز به بازسازی اساسی بود که با وجود مخزن…
گویند در روزگار حضرت سلیمان(ع) پرنده ای برای نوشیدن آب به سمت برکه ای پرواز کرد، اما چند کودک را بر سر برکه دید، پس آن…
صاحب یک مغازه کفش فروشی یک فروشنده نیاز داشت. او برای پیدا کردن یک فروشنده خوب، در روزنامه آگهی داد. کاندیداها و…
یک خروس بود که قصه گفتن و داستان شنیدن را دوست میداشت و هر وقت مرغها و کبوترها و گنجشکها را میدید از آنها…
هنگامی که کوروش بزرگ پادشاه هخامنشی توانست اردوگاه آشوریان را فتح کند، پانتهآ نیز اسیر او شد. گویند که پانته آ یکی از…
در یکی از روزها، بهرام گور با گروهی از پهلوانان و دلاوران سپاهش، به شکار رفت. در راه به پیرمردی عصا به دست برخوردند و…
قصابی چند روزی چشمش درد می کرد و حسابی سرخ شده بود به طوری که به خوبی اطرافش را نمی دید، روزی قصاب که درمانده شده بود…
یک روز صبح زود بزرگمهر، وزیر دانشمند خسرو انوشیروان به بارگاه خسرو رفت و کار مهمی در پیش بود. اما خسرو هنوز بیدار نشده…
سه نفر دزد بودند که باهم شریک شده بودند و در دزدیدن مال مردم باهم کمک میکردند و باهم میخوردند. مثل بیشتر دزدها و…
کی فکرش را می کرد که یک داستان از وسط ایل دریکوند در لرستان، آن هم نوشته مردی که سواد درست و حسابی نداشت، راهش را به…