فارس مدعی شد
چرا مذاکره درباره تنگه هرمز و موضوعات راهبردی بیمعناست؟
فارس در مطلبی دلایل زیر را در پاسخ به این پرسش مطرح کرد: چرا مذاکره درباره تنگه هرمز و موضوعات راهبردی بیمعناست؟
۱. تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز: دستاوردی که نیاز به مذاکره ندارد
تنگه هرمز نه یک ادعا، که یک واقعیت جغرافیایی و حقوقی تحت کنترل هوشمندانه ایران است. این دستاورد پس از جنگ تثبیت شده و امروز به عنوان یک اصل راهبردی پذیرفته شده است. مذاکره درباره آن، به معنای زیر سؤال بردن یک وضعیت موجود و باز کردن مجدد پروندهای است که نیازی به مشروعیتزدایی خارجی ندارد. ایران نشان داده که هیچ کشوری توان تغییر این واقعیت را ندارد، پس مذاکره در این باره نه تنها بیفایده، بلکه مضر و نشانه تردید در حاکمیت ملی است.
۲. خطوط قرمز هستهای و منطقهای: مذاکره به منزله عبور از خط قرمز
موضوع هستهای (میزان غنیسازی، ذخایر) و نیز نوع همکاریهای منطقهای ایران، رسماً جزو خطوط قرمز اعلام شدهاند. مذاکره در این حوزهها، فارغ از نتیجه، خودش نقض خط قرمز است؛ چراکه اصل ورود به گفتوگو، طرف مقابل را در جایگاه داوری یا ارزیابی مینشاند. آمریکا به دنبال دریافت امتیازاتی است که در جنگ به دست نیاورده و مذاکره، بستری برای رسیدن به همان اهداف بدون هزینه است.
۳. رفتار آمریکا: دوگانگی تهدید و التماس، نه حسن نیت
ترامپ و تیمش همزمان با تهدید علنی، پیامهای غیرمستقیم (از طریق واسطه ها) ارسال میکند. این دوگانگی نشان میدهد هدف اصلی «ارزیابی ایران» و «ساخت تصویر قدرت» است، نه حل مسئله. مذاکره در چنین شرایطی، به جای دستاورد، به آمریکا اجازه میدهد با کمترین هزینه، خود را پیروز نشان دهد. تجربه ثابت کرده: در حین مذاکره، دو بار حمله صورت گرفته است. پس مذاکره پس از این رفتارها، نوعی حماقت است.
۴. بدون مذاکره چگونه پایان جنگ رقم میخورد؟
ایران نیازی به مذاکره برای پایان دادن به تقابل ندارد؛ بلکه کافی است دشمن «قواعد بازی» را بداند:
اگر حمله زمینی شود، بحرین و امارات اهداف متقابل حمله زمینی هستند.
اگر زیرساختهای ایران هدف بگیرند، تأسیسات برق و نفت کل منطقه در برابر آن قرار میگیرد.
ترورها نیز پاسخ مشخص خود را دارند که قبلا به صورت رسمی اعلام شده است.
این شفافیت در اقدام، نیازی به مذاکره ندارد. اگر بحث جبران خسارت یا آزادی اموال بلوکهشده مطرح است، راهکار مکتوب و غیرحضوری (از طریق کانالهای حقوقی یا واسطههای بیطرف) کافی است. مذاکره حضوری یا غیرمستقیم، صرفاً به دشمن زمان و اعتبار میدهد بدون آنکه ضرورتی برای ایران داشته باشد.
بنابراین مذاکره در شرایط کنونی، نه برای رفع تهدید، که برای مدیریت تصویر آمریکا و وادار کردن ایران به پذیرش ارزیابی خارجی طراحی شده است. مسئولان ایرانی نیز مانند اکثریت مردم، این واقعیت را درک میکنند که حفظ دستاوردها و اعلام صریح خطوط قرمز، بازدارندهتر و عاقلانهتر از مذاکرهای است که هزینه آن بیش از فایدهاش است.