چند نکته مهم درباره حمله ایران به اسرائیل
حمله جدید ایران علیه اسرائیل چه تفاوتی با حملات قبلی داشت؟
بازدارندگی ایران پیش از این نیز تا حدی احیا شده بود؛ به این معنا که اسرائیل میدانست هرگونه حمله به ایران با پاسخ مواجه خواهد شد. اما اکنون ایران نشان داده است که در برابر حملات اسرائیل به لبنان نیز واکنش نشان خواهد داد.
تریتا پارسی، معاون اندیشکده کویینسی نوشت: ابعاد آنچه در چند ساعت اخیر میان ایران و اسرائیل رخ داده، احتمالاً به زمان نیاز دارد تا بهطور کامل درک شود.
این نخستین بار است که ایران پس از حمله اسرائیل به خاک یک کشور دیگر (و نه ایران)، اسرائیل را هدف قرار میدهد.
این بدان معناست که خطوط تقابل و قواعد درگیری تغییر کردهاند.
بازدارندگی ایران پیش از این نیز تا حدی احیا شده بود؛ به این معنا که اسرائیل میدانست هرگونه حمله به ایران با پاسخ مواجه خواهد شد. اما اکنون ایران نشان داده است که در برابر حملات اسرائیل به لبنان نیز واکنش نشان خواهد داد.
برای نخستین بار در دهههای اخیر، یک قدرت منطقهای از توان، ظرفیت و اراده لازم برای بهکارگیری قدرت سخت در برابر اقدامات نظامی یا تجاوزهای اسرائیل علیه طرفی ثالث برخوردار است.
این موضوع از آن جهت اهمیت ویژهای دارد که دونالد ترامپ نشانههایی از تمایل خود برای مهار اسرائیل و جلوگیری از ادامه تنشها بروز داده است.
ترامپ بنا بر گزارشها به باراک راوید، روزنامهنگار اسرائیلی، گفته است: «امیدوارم اسرائیل دست به تلافی نزند. اگر بیبی (بنیامین نتانیاهو) دوباره به آنها حمله کند، این چرخه همانند ۴۷ سال گذشته یا حتی ۳۰۰۰ سال گذشته ادامه خواهد یافت.»
او همچنین افزوده است: «ما به یک توافق نهایی با ایران بسیار نزدیک شدهایم. این توافق، توافق خوبی خواهد بود. نمیخواهم به دلیل اتفاقاتی که اکنون در حال رخ دادن است، این روند از بین برود.»
اینکه چنین رویکردی به مسئله فلسطین نیز تسری پیدا کند یا نه، مشخص نیست؛ اما اگر چنین شود، میتواند معادلات را بهطور اساسی دگرگون کند.
اسرائیل تاکنون توانسته است بدون مواجهه با پیامدهای جدی، به الحاق سرزمینها، ارتکاب جنایتهای جنگی و آنچه منتقدان آن را نسلکشی میخوانند، ادامه دهد؛ زیرا کشورهای غربی از اعمال فشار مؤثر خودداری کردهاند و هیچ قدرت منطقهای نیز توان تحمیل هزینههای واقعی به اسرائیل را نداشته است.
اگر این معادله تغییر کند، آینده مناقشه اسرائیل و فلسطین نیز احتمالاً وارد مرحلهای متفاوت خواهد شد.
به همین دلیل، اسرائیل تلاش خواهد کرد از هرگونه تغییر در این وضعیت جلوگیری کند.
از منظر ایالات متحده، حمایت از اسرائیل در شرایط کنونی به معنای تداوم سیاست چند دههای واشنگتن برای حفظ توازن منطقهای به شکلی است که برتری تقریباً کامل اسرائیل تضمین شود.
این سیاست هزینههای سنگینی برای منافع آمریکا در پی داشته، به بیثباتی منطقه دامن زده و اسرائیل را به سمت رفتارهایی هرچه تهاجمیتر و مخاطرهآمیزتر سوق داده است؛ زیرا عملاً هزینهای برای این اقدامات پرداخت نکرده است.
با وجود همه مشکلات گذشته، ادامه این سیاست در آینده بسیار دشوارتر و بیثباتکنندهتر خواهد بود؛ زیرا حفظ برتری اسرائیل مستلزم تداوم رویارویی و جنگ با ایران است؛ امری که آشکارا با منافع آمریکا در تضاد قرار دارد.
اگر منافع ملی آمریکا محور اصلی سیاست خارجی این کشور بود، خروج از خاورمیانه و فاصله گرفتن از رقابتها و درگیریهای منطقهای، تصمیمی بدیهی و منطقی به شمار میرفت.