ورود جنگ ایران و آمریکا به مرحله ۲/ جنگ خطرناکتر میشود/ ترامپ چه خوابی برای ما دیده و چگونه می توان او را شکست داد؟
جنگ ایران و آمریکا نه تنها تمام نشده بلکه از فاز کوتاهمدت وارد فاز بلندمدت شده است. در این فاز، احتمالا استراتژی بلیتزکریگ یا (حمله برقآسا و پرتلفات) ترامپ تبدیل به استراتژی محاصره شود.
به گزارش خبر فوری، خبر تمدید آتشبس یک طرفه توسط دونالد ترامپ و تداوم آن سبب شده که بسیاری از احتمال ورود به دوره جدیدی سخن بگویند. دوره جدیدی که اتفاقا میتواند تنشزاتر و خشنتر باشد.
در واقع، جنگ ایران و آمریکا نه تنها تمام نشده بلکه از فاز کوتاهمدت وارد فاز بلندمدت شده است. در این فاز، احتمالا استراتژی بلیتزکریگ یا (حمله برقآسا و پرتلفات) ترامپ تبدیل به استراتژی محاصره شود.
استراتژی محاصره شاید در نگاه اول خشونت و تلفات کمتری از بلیتزکریگ داشته باشد اما در بلندمدت به شدت فرساینده خواهد بود. ترامپ که ذاتا سیاستمداری عجول است، در ابتدا تلاش داشت جنگی برق آسا علیه ایران ترتیب داده و به اهدافش برسد اما مقاومت ایران سبب شد به پلن B خود روی بیاورد. پلن B ترامپ همان استراتژی محاصره است (درباره استراتژی محاصره اینجا بخوانید).
پرواضح است که استراتژی جدید، لوازم، تاکتیکها، تکنیکها و عوارض مخصوص به خود را دارد و طبعا، شامل آفندهای مخصوصی خواهد بود. در مقابل، استراتژی پدافندی آن نیز مخصوص خودش است.
در این گزارش قصد داریم مروری بر اجزاء و بخشهای مختلف استراتژی محاصره ترامپ و راهکارهای پیش روی ایران داشته باشیم. استراتژی محاصره ترامپ همین حالا در جریان است. این استراتژی با محاصره دریایی ایران در جنوب آغاز شد، با تنگتر شدن محاصره شدیدتر میشود و ممکن است وارد فاز ایزوله کردن سیاسی و اقتصادی ایران و حتی قطع رابطه همسایگان با ایران شود.
ایران چگونه باید با استراتژی محاصره ترامپ مقابله کند؟
همانطور که گفته شد احتمالش زیاد است که ترامپ در استراتژی جدید خود، "کنش" خود را تغییر دهد و به جای جنگ مستقیم، کوتاه مدت و برق آسا به جنگ غیرمستقیم، بلندمدت و فرسایشی روی آورد.
در مقابل این تغییر رویکرد، ایران نیز باید دست به تغییر سیاست واکنشی خود بزند. محاصره مبتنی است بر فشار تدریجی، فرسایش اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، افزایش احتمال درگیری داخلی و حتی شورشهای اجتماعی. راهکار مناسب برای مقابله با این سیاست، افزایش "تابآوری" اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. عدم عادیسازی شرایط، آماده نگه داشتن مردم، تنظیم دائمی بازار، ذخیرهسازی کالا و منابع و انرژی، دنبال کردن سیاست صرفهجویی و در عین حال، افزایش تسامح اجتماعی، آزادی بیان و ... و همچنین، وحدت گروههای سیاسی مختلف، مهمترین راهبردها و تاکتیکهای دولت و حکومت در مقابله با سیاست محاصره است.
این مساله امری است که در تاریخ نیز بارها مشاهده و ثبت شده است. در حالی که محاصرهکنندگان همواره به دنبال این هستند که از طریق فشار، گروههای داخل حصار را به عصیان وادارند، محاصرهشوندگان از طریق مقاومت و تابآوری، جلوی سیاست آنها را میگیرند و گاه سبب شکست محاصرهکنندگان میشوند. برای مثال، کریمخان زند بعد از محاصره شیراز توسط آزادخان افغان و سپس، محمدحسن خان قاجار، از طریق دخیره انبار، جیرهبندی درست، رفتار عادلانه و گاه محبتآمیز با سربازان، افسران و مردم بومی شیراز و ... به خوبی توانست سیاست تابآوری را به اجرا درآورد و همین مساله سبب طولانیشدن محاصره و اتفاقا، معکوس شدن روند فرسایش نیروها و بالطبع، شورش سربازان آزادخان و سپس، محمدحسن خان و شکست استراتژی دشمن شد.
ابعاد استراتژی محاصره
استراتژی محاصره ترامپ ابعاد مختلفی دارد و به دنبال ضربه وارد کردن به ایران در ابعاد مختلفی است. طبعا، ایران نیز باید در هر کدام از این ابعاد و زمینهها، تابآوری خود را به حداکثر رساند. مهمترین ابعاد سیاست محاصره ترامپ علیه ایران به این شرح است:
الف. فکری و اجتماعی
در جنگ ۴۰ روزه، جامعه، دولت و حتی بازار با ایده بحران مواجه شدند. همه میدانستند با وضعیتی جنگی مواجهاند که هر لحظه غفلت از آن میتواند میهن را در خطر بیندازد. شرایط جنگی بیشباهت به شرایط آخرالزمانی نیست: وضعیتی به غایت دشوار، بیثبات، سخت و البته در بازه زمانی کوتاه، بدون چشماندازی روشن از آینده.
در مقابل، دوره محاصره بیشتر با ایده "تعلیق" و "فرسایش" گره خورده است. جامعه به زندگی خود باز میگردد، دغدغههای بلندمدت و آرزوهای خود را دنبال میکند و همزمان، به علت ابهام آینده، همه چیز متوقف میشود. این تعلیق سبب افزایش افسردگی، رکود و خاموشی می شود و این مساله نیز سبب افزایش خشم اجتماعی یا شورش و اعتراض اجتماعی میگردد. این اتفاقی است که پیش از جنگ، در دی ماه اتفاق افتاد و خسارات زیادی به کشور وارد کرد.
در این وضعیت، سیاست مناسب دولت و حاکمیت، افزایش آزادیهای اجتماعی، آرامش، دادن تریبون به جوانان، سر و سامان دادن به وضعیت معیشت مردم، بهبود عملکرد صدا و سیما و چندصدایی کردن آن و ... است. در شرایط پرفشار فرسایشی، باز کردن روزنههای اجتماعی به نوعی مانند سوپاپ عمل میکنند.
ب. اقتصادی
در دوران جنگ، قیمت دلار، طلا و بسیاری از کالاها ثابت ماند. این در حالی است که قبل از جنگ و در دوره تعلیق، قیمت کالاها سر به فلک کشید و حتی به تنشهای اجتماعی نیز منجر شد. بعید نیست که بار دیگر، این وضعیت، بعد از تمدید آتشبس، بازگردد. بازار نشان داده از وضعیت تعلیق و ابهام پیش از جنگ، بیش از خود جنگ میترسد و در این وضعیت، شروع به انفجار میکند (اینجا بخوانید).
در این وضعیت، بهترین اقدام توسط دولت، افزایش حمایت از مردم، کمکهای معیشتی، پرکردن انبارها، تنظیم بازارها، مبارزه با احتکار و ... است.
ج. سیاسی
وحدت گروهها و احزاب و ارکان مختلف کشور در دوران جنگ مثالزدنی بود اما بعد از پایان جنگ و با ورود به دوره تعلیق یا محاصره، خطر افزایش تنشها، باجگیریهای سیاسی، اختلافات و ... بیشتر خواهد شد. حفظ وحدت و افزایش روحیه ملی در فضای سیاسی کشور یکی از مهمترین راهکارهای حاکمیت در وضعیت محاصره خواهد بود.