آیا مذاکرات اسلام‌آباد پایان 48 سال خصومت ایران و آمریکاست؟ / 6 فاکتور تعیین کننده موفقیت مذاکره

دیپلمات پیشین ایرانی در یادداشتی در میدل ایست آی فاکتور‌های موفقیت مذاکرات ایران و آمریکا را برشمرده و گفته این فرصتی کم نظیر برای پایان خصومت ۵ دهه‌ای میان ایران و آمریکاست.

آیا مذاکرات اسلام‌آباد پایان 48 سال خصومت ایران و آمریکاست؟ / 6 فاکتور تعیین کننده موفقیت مذاکره

 هیات مذاکره کننده ایرانی بعد از ساعت‌ها کش و قوس در نهایت نیمه شب گذشته راهی اسلام آباد شد. در ساعات پایانی دیشب محمدباقر قالیباف، رئیس تیم ایرانی مذاکره با آمریکا گفته بود دو پیش شرط حضور ایران در پاکستان هنوز انجام نشده؛ نخست آتش بس در لبنان و دیگری آزاد شدن پولهای بلوکه شده ایران. در مورد لبنان ظاهرا آرامش نسبی برقرار شده و هنوز مشخص نیست پولهای بلوکه شده ایرانی چگونه آزاد شده اند اما حضور ایرانی ها در اسلام آباد نشان دهنده رفع این موانع است. اما آیا این مذاکرات به نتیجه خواهد رسید؟

سید حسین موسویان دیپلمات پیشین ایرانی که سابقه حضور در تیم مذاکره هسته ای ایران را هم در کارنامه خود دارد یادداشتی در نشریه میدل ایست آی نوشته است. او در این یادداشت می گوید: پس از ۴۰ روز درگیری شدید نظامی میان ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر، اعلام ناگهانی یک آتش‌بس دو هفته‌ای این پرسش اساسی را مطرح کرده است: چه عاملی طرف‌ها را وادار کرد در این مقطع جنگ را متوقف کنند؟ 

او در توضیح چرایی پذیرش آتش بس از سوی دو طرف می گوید: این آتش‌بس حاصل یک عامل واحد نبود، بلکه نتیجه ترکیبی از واقعیت‌های نظامی، راهبردی، سیاسی و اقتصادی بود که محاسبات بازیگران را تغییر داد.

در عین حال، این آتش‌بس شکننده است و آینده آن به چند عامل کلیدی بستگی دارد. بر اساس گزارش‌های اولیه، ممکن است مذاکراتی در سطح عالی روز شنبه در اسلام‌آباد برگزار شود که گفته می‌شود محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، و جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در آن حضور خواهند داشت. موسویان می گوید: چنین دیداری بالاترین سطح تماس مستقیم سیاسی میان دو طرف طی ۴۸ سال گذشته خواهد بود و می‌تواند نشان دهد که آیا آتش‌بس راه را برای مذاکرات جدی باز می‌کند یا صرفاً توقفی موقت در درگیری‌هاست.

هفت تحول مهم؛ دلیل آتش‌بس

موسویان در میدل ایست آی نوشته: اولین دلیل این است که ۴۰ روز مقاومت ایران و پاسخ قدرتمند نیرو‌های نظامی آن در آنچه تهران «جنگ بقا» توصیف کرد، یکی از فرضیات دیرینه برخی حامیان اقدام نظامی در واشینگتن و تل‌آویو را به چالش کشید: اینکه دولت ایران در برابر حمله نظامی سریعاً فرو خواهد پاشید. برای دهه‌ها، این فرض یکی از استدلال‌های اصلی طرفداران تقابل نظامی با ایران بود.

او با تاکید بر اینکه در ۱۵ سال فعالیت دانشگاهی در دانشگاه پرینستون، بار‌ها در صد‌ها مقاله، مصاحبه و تحلیل تأکید کرده که چنین انتظاراتی واقع‌بینانه نیست، نوشت: تحولات جنگ به نظر می‌رسد این فرض را تضعیف کرده است.

محاسبات جدید

در ادامه این یاداشت آمده: دومین فاکتور، اهرم ایران بر تنگه هرمز است که به‌طور قابل توجهی محاسبات اقتصادی و راهبردی جنگ را تغییر داد. این تنگه یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. در طول درگیری، نگرانی از اختلال در این مسیر باعث بی‌ثباتی بازار‌های مالی و افزایش شدید قیمت انرژی شد. این تحولات پیامد‌های فوری فراتر از منطقه داشت و اقتصاد‌های اروپا، آسیا و آمریکای شمالی را تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، سیاست‌گذاران با این واقعیت مواجه شدند که جنگ طولانی با ایران می‌تواند پیامد‌های اقتصادی جهانی شدیدی داشته باشد.

سوم، یک عملیات گسترده که گفته می‌شود توسط ایالات متحده و با مشارکت بیش از ۱۵۰ هواپیما انجام شد، در دستیابی به یکی از اهداف کلیدی خود ناکام ماند: تصرف حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده ایران. بر اساس گزارش‌ها، این عملیات با پوشش «نجات یک خلبان» انجام شد، اما در نهایت موفق به دستیابی به مواد هدف نشد. ناکامی چنین عملیات پیچیده‌ای نشان‌دهنده دشواری‌های عملیاتی حذف یا تصرف عناصر حساس برنامه هسته‌ای ایران از طریق ابزار نظامی است.

 دومین فاکتور، اهرم ایران بر تنگه هرمز است که به‌طور قابل توجهی محاسبات اقتصادی و راهبردی جنگ را تغییر داد

تحولات سیاسی

موسویان در ادامه نوشت: چهارم، در داخل ایران نیز تحولات داخلی بر روند جنگ تأثیر گذاشت. برخلاف انتظار برخی طراحان که تصور می‌کردند فشار نظامی می‌تواند موجب ناآرامی گسترده یا بی‌ثباتی سیاسی شود، شمار زیادی از ایرانیان در حمایت از وحدت ملی و مقاومت در برابر حمله خارجی به خیابان‌ها آمدند. هم‌زمان، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور نیز به کارزار‌های مخالفت با جنگ علیه ایران پیوستند. این واکنش، سناریو‌هایی را که بر وقوع ناآرامی داخلی حساب کرده بودند، پیچیده‌تر کرد.

پنجم: نیرو‌های امنیتی ایران نیز کنترل محکمی بر مرز‌های کشور حفظ کردند. یکی از نگرانی‌ها در شرایط جنگی، احتمال نفوذ گروه‌های تروریستی یا مسلح برای ایجاد بی‌ثباتی است. به نظر می‌رسد نیرو‌های ایرانی مانع تحقق چنین سناریو‌هایی شدند و از شکل‌گیری یک بحران امنیت داخلی گسترده جلوگیری کردند.

ششم: تحولات سیاسی در ایالات متحده و سطح بین‌المللی نیز در توقف جنگ نقش داشت. با ادامه درگیری، مخالفت در میان بخش‌هایی از افکار عمومی آمریکا افزایش یافت و انتقادات سیاسی بیشتر شد. افکار عمومی جهانی نیز در بسیاری از کشور‌ها به سمت مخالفت بیشتر با ادامه جنگ تغییر کرد. پیامد‌های احتمالی داخلی در آمریکا، از جمله خطر شکست جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر، احتمالاً در محاسبات واشینگتن نقش داشته است.

هفتم: گسترش ابعاد منطقه‌ای جنگ نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. این درگیری خسارات قابل توجهی به همه طرف‌ها وارد کرد. ایران اهدافی در اسرائیل، تأسیسات نظامی آمریکا و مواضع متحدان را هدف قرار داد، در حالی که آمریکا و اسرائیل حملات گسترده‌ای در داخل ایران انجام دادند. روزنامه نیویورک تایمز نوشت: این جنگ در حال تبدیل کردن ایران به یک قدرت بزرگ جهانی است. مجموع خسارات و خطر تشدید بیشتر جنگ به یک درگیری منطقه‌ای گسترده‌تر، به نظر می‌رسد طرف‌ها را به توقف موقت درگیری‌ها سوق داده است.

او این عوامل را دلایل رسیدن طرفین به آتش بس پس از ۴۰ روز جنگ خوانده است.

شش فاکتور تعیین کننده موفقیت مذاکرات اسلام آباد چیست؟

موسویان اما این آتش‌بس را شکننده و نامطمئن خوانده و میگوید: تداوم آن به شش عامل کلیدی بستگی دارد؛

نخست، چارچوب آتش‌بس و مذاکرات احتمالی همچنان نامشخص است. مشخص نیست که مذاکرات بر اساس طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا، طرح ۱۰ ماده‌ای ایران، یا ترکیبی از هر دو انجام خواهد شد. همچنین، مواضع اعلام‌شده از سوی واشینگتن و تل‌آویو با آنچه پاکستان به‌عنوان میانجی مطرح کرده، تفاوت دارد و این مسئله تردید‌هایی درباره وجود درک مشترک از چارچوب مذاکرات ایجاد می‌کند.

دوم، اراده سیاسی واشینگتن همچنان نامعلوم است. مشخص نیست که این توقف دو هفته‌ای نشانه تمایل واقعی به دیپلماسی است یا فرصتی برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی پیش از ازسرگیری جنگ. این تردید ریشه در چند سابقه دارد: خروج آمریکا از برجام با وجود پایبندی ایران و تأیید آژانس، حمله نظامی سال ۲۰۲۵، و جنگ ۲۰۲۶ در حالی که مذاکرات در حال پیشرفت بود.

سوم، تعامل ایران و آمریکا در هفته‌های آینده تعیین‌کننده خواهد بود. مذاکرات مستقیم و گفت‌وگوی جامع درباره موضوعات هسته‌ای، منطقه‌ای و دوجانبه می‌تواند فرصتی واقعی برای دستیابی به توافقی پایدار ایجاد کند.

چهارم: نقش اسرائیل نیز بسیار مهم خواهد بود. اسرائیل در گذشته بار‌ها با بهبود روابط ایران و آمریکا مخالفت کرده و مشخص نیست که آیا بار دیگر روند دیپلماسی را مختل خواهد کرد یا نه. حملات آن به لبنان نشان‌دهنده تمایل به جلوگیری از توافق است. همچنین، آرایش‌های منطقه‌ای تغییر کرده و امارات متحده عربی به شریک راهبردیو متحد اسرائیل تبدیل شده است. قابل توجه اینکه در نخستین روز پس از آتش‌بس، امارات به‌طور علنی با آن مخالفت کرد.

پنجم: موضع کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس نیز بسیار تعیین‌کننده خواهد بود. دونالد ترامپ بار‌ها اعلام کرده که پنج کشور عربی در این جنگ با آمریکا و اسرائیل همکاری داشته‌اند و هیچ‌یک این ادعا را رد نکرده‌اند. پرسش اصلی این است که آیا این کشور‌ها آماده ورود به مذاکرات جامع با ایران برای ایجاد چارچوبی جدید از امنیت و همکاری در خلیج فارس هستند یا نه؛ چارچوبی که می‌تواند شامل ترتیباتی برای امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز باشد.

ششم: در نهایت، تحولات داخلی در ایران نیز بر چشم‌انداز دیپلماسی تأثیر خواهد گذاشت. در داخل ایران، بخشی از جامعه با آتش‌بس مخالف است و ادامه جنگ را ترجیح می‌دهد. بنابراین، رهبران به توافقی نیاز دارند که در داخل کشور قابل دفاع باشد.

برای موفقیت دیپلماسی، مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا ضروری است. این مذاکرات باید دستورکاری جامع شامل موضوعات هسته‌ای، منطقه‌ای و دوجانبه را در قالب رویکردی مرحله‌ای دنبال کند تا اعتماد به‌تدریج شکل گیرد.

موسویان هیات مذاکره کننده دو طرف را تحلیل کرده و گفته: کانال کنونی همچنین فرصتی کم‌نظیر ایجاد کرده است. در طرف آمریکا، معاون رئیس‌جمهور جی. دی. ونس یک مقام معتبر، ارشد و دارای اختیار است که مستقیماً از سوی ترامپ سخن می‌گوید.

در طرف ایران، محمدباقر قالیباف رئیس هیئت مذاکره کننده رئیس مجلس و فرمانده ارشد پیشین سپاه از مهم‌ترین نهاد‌های امنیتی و نظامی کشور است. حضور این افراد فرصتی ویژه برای واشینگتن فراهم می‌کند تا با مقاماتی مذاکره کند که دارای قدرت واقعی در ساختار تصمیم‌گیری راهبردی ایران هستند. این سطح از نمایندگی می‌تواند به هر دو طرف اختیار لازم برای اتخاذ تصمیم‌های دشوار را بدهد.

در نهایت، هر توافقی باید امکان «حفظ آبرو» برای همه طرف‌ها را فراهم کند تا هر یک بتوانند نتیجه را در چارچوب منافع ملی خود ارائه دهند. تنها در چنین شرایطی است که آتش‌بس کنونی می‌تواند به یک توافق پایدار تبدیل شود، نه صرفاً توقفی موقت در یک منازعه طولانی.

منبع: رویداد۲۴
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • ناشناس

    در نهایت، هر توافقی باید امکان «حفظ آبرو» برای همه طرف‌ها را فراهم کند تا هر یک بتوانند نتیجه را در چارچوب منافع ملی خود ارائه دهند.
    جالب بود.