مددکار اجتماعی

  • بعد از مرگ پدرم دیگر نمی توانم برخی رفتارها و حرف های خانواده ام را تحمل کنم به همین دلیل همواره دو چاقو در دستم دارم…

  • طبق توافقی که برای طلاق داشتم از همسرم چک 400 میلیون تومانی بابت مهریه ام گرفتم، اما هنگام وصول چک، ناگهان همسرم با…

  • خودم هم نفهمیدم چگونه در دام زنی افتادم که با توسل به حیله و نیرنگ خودش را به من نزدیک کرد و حالا نه تنها پول هایم را…

  • من وخواهرو برادرم از همان دوران کودکی همواره قربانی اختلافات شدید خانوادگی و زندگی آشفته و بی سروسامان پدر و مادرم…

  • با یک اشتباه بزرگ هیجانی در دوران نوجوانی و هوس‌هایی که نام «عشق» را یدک می‌کشید، همه زندگی و آینده‌ام را در حالی تباه…

  • برای آن که با خواستگارم ازدواج نکنم همه تلاشم را کردم تا جایی که حتی دو بار دست به خودکشی زدم اما فایده ای نداشت و پدر…

  • از روزی که با «سامان» آشنا شدم، سرقت از منازل را با یکدیگر شروع کردیم چرا که او چند سال از من بزرگ تر بود و موتورسیکلت…

  • با آن که هیچ وقت دوست نداشتم سرنوشتم به طلاق گره بخورد، اما دیگر کارد به استخوانم رسیده است و تحمل زندگی در میان وحشت…

  • در حالی که سه فرزند قد و نیم قد داریم، از مدتی قبل همسرم سر ناسازگاری گذاشته و مدعی است من جلوی پیشرفت او را گرفته ام…

  • هیچ گاه تصور نمی کردم در سن ۱۷ سالگی و برای نپرداختن اجاره منزل به کلانتری احضار شوم اما باز هم می دانم کسی از بستگانم…