وقتی پیامک های ارسالی شوهرم را در یک ماجرای اتفاقی دیدم تازه فهمیدم که چه بلایی به سرم آمده است، سقف اتاق دور سرم می…
مصرف مشروبات الکلی روزگارم را سیاه کرد و در واقع حال خودم را نمی فهمیدم و رفتارهایم دست خودم نبود؛ چرا که اگر عاقلانه…
بعد از 16 سال، زمانی مادرم را پیدا کردم که به تازگی از زندان آزاد شده بود. من هم که با یافتن مادرم انگار به سعادت و…
من از مواد مخدری که درون کیفم جاسازی شده بود، هیچ اطلاعی نداشتم، قرار بود بعد از ملاقات با همسرم که در زندان مرکزی…
شب نشینی های بی حد و مرز بالاخره مرا به پاتوق «خاله لیلا» کشاند و در آن جا مشغول مصرف مواد مخدر شدم. با آن که ملک و…
وقتی من جلوی راننده را گرفتم تو بلافاصله از خودرو پیاده شو و فرار کن تا بتوانی با پلیس تماس بگیری! این جملات را به…
برای آن که مانند جاری هایم چهره ای زیبا داشته باشم، تصمیم به عمل جراحی بینی گرفتم، اما در حالی کارم به پیکرتراشی رسید…
من در طول زندگی مشترک با همسرم، هر نوع سختی را تحمل کردم و با آن کنار آمدم اما از وقتی که دچار بیماری خاصی شدم و…
بعد از دو ماه جست و جو دختر جوانم را در حالی پیدا کردم که اوضاع بسیار تاسف باری داشت و در سر چهارراه ها گدایی می کرد،…
با آن که هنوز دوران نوجوانی را می گذرانم اما از این اوضاع اسفبار بسیار غمگین و ناامیدم! هیچ گاه محبت پدر و مادرم را…