روزی که مُهر تباهی بر پیشانی ام نقش بست، دختر 17 ساله ای بودم که به دلیل احساسات عاطفی و هیجانات دوران نوجوانی، درگیر…
از روزی که همسر پولدارم همه دارایی ها و املاک را فروخت تا موادمخدر صنعتی تهیه کند، سرنوشت کودکانم نیز تغییر کرد، به…
وقتی متوجه شدم در پاتوق معتادان به بیماری «ایدز» مبتلا شده ام، از ترس این موضوع را پنهان کردم و به کسی چیزی نگفتم، اما…
نامادری ام مرا برای ازدواج فریب داد او می دانست که شوهرم بعد از ازدواج اجازه تحصیل به من نمی دهد اما او مرا با محبت…
هنوز هم باورم نمی شود همسرم آن جوان غریبه را تشویق می کرد تا بیشتر مرا کتک بزند! با آن که حدود 2 سال با یکدیگر و به…
با آن که مهمترین راز زندگی ام را بیش از نیم قرن در سینه ام حفظ کردم و شوهرم نیز این راز را هیچ گاه به خاطر من فاش…
از روزی که پسر ۱۷ ساله ام در فضای مجازی عاشق یک دختر ۱۵ ساله شد فقط ۹ ماه میگذرد که ۴ ماه از این مدت را هم با یکدیگر…
تقریبا رابطه من و یکی از دختران کارگاه لو رفته بود که روزی آن دختر ماجرای بارداری اش را پیش کشید، من هم که انتظار چنین…
من که در این سن و سال نمی توانستم برای آینده ام تصمیم بگیرم در واقع هیچ گونه آگاهی از ازدواج نداشتم فقط تحت تاثیر حرف…
فقط در یک ماه حدود 25 فقره گوشی قاپی از بانوان در مشهد انجام دادیم اما چون همدستم خیلی بزرگتر از من بود، گوشی های…