دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل:
گره زدن مذاکرات به توقف جنگ در لبنان اقدام پرریسکی است/ دست هیئت ایرانی برای توافق باز است؟ / ادامه جنگ برای نتانیاهو مسئله مرگ و زندگی است/ استفاده بیش از حد از اهرم تنگه هرمز می تواند موجب تضعیف آن شود
دیپلمات پیشین کشورمان گفت: آیا مقامات ما که کار مذاکرات ایران و آمریکا را در یادداشت تفاهم به لبنان مشروط کردند به دشواری های کار توجه داشتند یا خیر. مسئله این است که این کار در سیاست داخلی ایران نیز ممکن است، منشاء دشواری هایی شود. اگر این مانع به نحوی از پیش پا برداشته شود، مسئله دیگر این است که راهبرد ایران در مذاکرات چه خواهد بود.
مذاکرات ایران و آمریکا که قرار بود روز جمعه در سوئیس برگزار شود در پی نقض آتشبس از سوی اسرائیل در حمله به لبنان به طور موقت به تعویق افتاد و روز شنبه با آمدن محسن نقوی وزیر کشور پاکستان به ایران بار دیگر روند گفتوگوها به جریان افتاد. این در حالی بود که آکسیوس پیش از این در خبری به نقل از منابع آگاه به سفر سید عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان به سوئیس اشاره کرده بود و گمانهزنیها را برای آغاز مذاکره افزایش داد این گزارش اضافه کرده بود که ویتکاف و کوشنر نیز راهی سوئیس شدهاند.
از سوی دیگر محمد اسحاق دار وزیر خارجه پاکستان نیز به قاهره رفت و در نشستی چهارجانبه میان ترکیه، عربستان و مصر روند مذاکره ایران و آمریکا را بررسی کردند. در همین حال اخبار دیگر خبر از این می داد که وزیر خارجه قطر که در سوئیس به سر میبرد به نقل از وال استریت ژورنال درحال بررسی آزاد شدن ۶ پول بلوکه شده ایران است. نتیجه این میانجیگری ها این شد که روز شنبه هیات ایرانی به ریاست قالیباف عازم سوئیس شد. در همین باره اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز اعلام کرد که اصل سفر در حال حاضر به منزله شروع مذاکرات نیست، بلکه تهران رسما اعلام کرده است که برای گفتوگوهای فنی با هدف اطمینان از حسن اجرای تفاهمنامه اسلامآباد راهی سوئیس شده است.
در همین باره کوروش احمدی، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران، گفت که در مورد محتوای مذاکرات در سوئیس، برخی ملاحظاتی که از سوی سخنگویان مطرح شده، اهمیت چندانی ندارد. دو هیئت وقتی در عالیترین سطح در محل حضور داشته باشند، دستشان برای انجام هر مذاکره ای، اعم از شکلی، کارشناسی، فنی یا هستهای، باز خواهد بود.
مشروح این مصاحبه را درباره آغاز مذاکرات، نقش تنگه هرمز و آتش بس لبنان را بررسی کردهایم که در ادامه میخوانیم:
استفاده بیش از حد از اهرم تنگه هرمز می تواند موجب تضعیف آن شود
*** چرا مذاکرات به طور موقت تعلیق شد و یک آن دوباره ورق برگشت و دو هیات مذاکره کننده راهی سوئیس شدند تحلیل شما چیست؟
به احتمال زیاد تحولات لبنان را می توان دلیل بلاواسطه و مستقیم تاخیر در برنامهای دانست که بدوا برای جمعه در سوئیس تنظیم شده بود و نهایتا با دو سه روز تاخیر قرار شد از یکشنبه یا دو شنبه شروع شود. بدوا آتش بس در لبنان تا جمعه عصر حاصل نشده بود و بعد از اینکه حاصل شد، در ساعاتی بعد توسط اسرائیل شکسته شد. از آنجا که ایران ادامه تجاوزات اسرائیل در لبنان را نقض یادداشت تفاهم می داند، ظاهرا همین امر دلیل تردید مقامات ایرانی در مورد شروع مذاکرات بود.
با توجه به اینکه گویا قرار بود شنبه آتش بس مجددا در لبنان برقرار شود، این احتمال وجود دارد که هماهنگی های انجام شده بطور مستقیم و از طریق پاکستان در حل مشکل موثر افتاده و تصمیم به انجام گفتگوها گرفته شد. اینکه جیدی ونس و محمدباقر قالیباف نیز در مذاکرات حاضر خواهند شد، نکته مهمی است و موجب امیدواری بیشتر. در این میان، روشن نیست که بیانیه قرارگاه خاتم الانبیا در شنبه بعدازظهر مبنی بر بسته شدن مجدد تنگه هرمز چه معنی داشت و آیا بعد از تصمیم به انجام سفر هیات ایرانی به سوئیس تنگه مجددا باز شده یا خیر. واقعیت این است که استفاده بیش از حد از اهرم تنگه هرمز می تواند موجب تضعیف آن شود.
پیام رهبری موجب تضعیف دولت و شعام شد/ سطح مذاکرهکنندگان بالا است و این یعنی دست آنها برای هر توافقی باز است
بعد ازپیام رهبری در پنج شنبه گذشته و تفسیر برخی در داخل از عبارتی در آن مبنی بر اینکه "بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم"، مخالفان مذاکره با آمریکا انرژی بیشتری یافتند، و موج جدیدی از مخالفت را شروع کردند. این واکنشهای احساسی به پیام رهبری همچنین موجب شد تا موقعیت دولت و شعام که معتقد به لزوم حرکت در جهت تفاهم با آمریکا بودند، تا حدی تضعیف شود. این امر نیز می تواند عامل موثری باشد و صرفنظر از اینکه مشکل لبنان از پیش پا برداشته شود یا نشود، می تواند بنیادی تر و دیرپاتر باشد. در مورد محتوای مذاکرات در سوئیس، برخی ملاحظاتی که از سوی سخنگویان مطرح شده، اهمیت چندانی ندارد. دو هیئت وقتی در عالیترین سطح در محل حضور داشته باشند، دستشان برای انجام هر مذاکره ای، اعم از شکلی، کارشناسی، فنی یا هسته ای، باز خواهد بود.
ممکن است تفسیر سخت گیرانهتری از این سند مبنای کار قرار گیرد
*** با توجه به تحولات لبنان، نظر شما درباره پایداری این تفاهم چیست؟ فکر میکنید ایا امریکا می تواند افسار نتانیاهو ر بکشد؟ ضمن اینکه مذاکرات امروز در سوئیس ظاهرا همچنان مشروط به لبنان است....
به هر حال در یادداشت تفاهم، مسائل ایران به مسائل لبنان ربط داده شده و اکنون آتش بس بین ایران و آمریکا که در بند اول یادداشت تفاهم مقرر شده، بدون تحقق آتش بس در لبنان انجام شده تلقی نمی شود. البته روشن نیست که آتش بس با ادامه استقرار نیروها در محل های کنونی کافی است یا آتش بس شامل تخلیه قلمرو لبنان توسط متجاوزان اسرائیلی نیز تلقی خواهد شد.
اگر تلقی تهران از پیش شرط آتش بس در لبنان مستلزم خروج اسرائیل از لبنان هم باشد، کار ممکن است بسیار دشوار تر شود. باید دید که در چنین صورتی مذاکراتی که قرار است انجام شود، چگونه ادامه خواهد یافت؛ خاصه آنکه با توجه به فعال تر شدن مخالفان یادداشت تفاهم، اکنون ممکن است تفسیر سخت گیرانه تری از این سند مبنای کار قرار گیرد. اینکه آمریکا بتواند در نهایت افسار نتانیاهو را بکشد، نمی توان خیلی محتمل دانست. اینکه اسرائیل مطیع آمریکا نباشد، همواره طی دوره ۶۰ ساله گذشته همیشه یک موضوع مهم در سیاست داخلی اسرائیل بوده است.
اگر تلقی تهران از پیش شرط آتش بس در لبنان مستلزم خروج اسرائیل از لبنان هم باشد، کار ممکن است بسیار دشوار تر شود
نتانیاهو به آتشبس تن نمیدهد / ربط دادن کار مذاکرات ایران و آمریکا به لبنان اقدام بسیار پرریسکی است
در دوره کنونی بویژه باید در نظر داشت که نتانیاهو با توجه به انتخابات پیش رو در اسرائیل با یک بازی مرگ و زندگی مواجه است. مسئله در این انتخابات برای نتانیاهو تنها برد و باخت سیاسی و حفظ کرسی نخست وزیری نیست، بلکه پای تمام میراث سیاسی او نیز در میان است، چرا که او ایران را به پروژه سیاسی خاص خود تبدیل کرده بود.
بعلاوه، اگر جا بیفتد که نتانیاهو از آمریکا اطاعت کرده است، شانس او برای پیروزی در انتخابات کم تر خواهد شد. اگر نتانیاهو این انتخابات را ببازد، به جریان افتادن پرونده های فساد او قطعی است و زندان می تواند در انتظارش باشد. لذا، بیشتر محتمل است که او به هر قیمت در جستجوی یافتن راهی برای تن ندادن به آتش بس در لبنان باشد؛ خاصه آنکه از این طریق می تواند امیدوار باشد که یادداشت تفاهم ایران و آمریکا را به شکست بکشاند. ربط دادن کار مذاکرات ایران و آمریکا به لبنان در یادداشت تفاهم از این نظر اقدام بسیار پر ریسکی بوده است.
برنامه موشکی ایران توجیه منطقی دارد و آمریکا در این رابطه اصراری نخواهد داشت
*** اظهارات ترامپ در جی ۷ بازتاب بسیاری در فضای مجازی خصوصا در شبکه ایکس داشت نسبت به اینکه رئیس جمهور امریکا در مقابل ایران مواضعی را در پیش گرفته که بیسابقه بوده است. مثلا درباره موشکهای ایران گفت خب بالاخره باید از خودشان دفاع کنند. یا درباره مساله ارسال پول به ایران گفت در ازای خسارتی که بهشون زدیم اون پول چیزی نیست. ناظران میگویند او ماهرانه توجیه کرد این برداشت در فضای مجازی خیلی پر رنگ شده نظر شما چیست؟
من همیشه توجه دادهام که ترامپ هیچگاه در مورد برنامه موشکی ایران موضع خاصی نداشته و هیچگاه در این مورد اصراری نداشته است. در آن دستورالعمل معروف ۴ فوریه ۲۰۲۵ که مبنای از سرگیری فشار حداکثری بود، به عنوان خط قرمز تنها از ساخت بمب و ساخت موشک های بالستیک قاره پیما به عنوان خط قرمز یاد شده بود و از برنامه موشکی میان برد ایران در قالب سلاح های متعارف ایران که تحت تحریم هستند، اسم برده شده بود.
سایر مقامات آمریکایی نیز هیچگاه تاکیدی بر قرار داشتن برنامه موشکی میان برد ایران در دستور کار مذاکرات نداشته اند. البته اینکه علنا و صریحا برنامه موشکی ایران را توجیه کرده، تحول مهم و مغتنمی است. حرف من در تمام این سالها این بوده که برنامه موشکی ایران توجیه منطقی دارد و آمریکا در این رابطه اصراری نخواهد داشت و ما نباید از صحبت کردن در این مورد با آمریکا ابایی داشته باشیم چرا که در این مورد حق کاملا با ما است.
مقامات ما وقتی مساله لبنان را در مذاکرات گنجاندند آیا اصلا به عواقب آن فکر کردند؟
*** برای صیانت از این تفاهم و اینکه این توافق به سرنوشت برجام دچار نشود و ایران و امریکا پس از ۴۷ سال به یک صلح پایدار برسند شما چه راهبردی را پیشنهاد می دهید؟ آیا اصلا می توان امیدوار بود که این اتفاق بیفتد؟
فعلا مشکل اصلی لبنان است و محتمل است که در آینده نیز مشکل راه افتادن مذاکرات و پیشرفت در آن همچنان لبنان باشد. نمی دانم آیا مقامات ما که کار مذاکرات ایران و آمریکا را در یادداشت تفاهم به لبنان مشروط کردند به دشواری های کار توجه داشتند یا خیر.
مسئله این است که این کار در سیاست داخلی ایران نیز ممکن است، منشاء دشواری هایی شود. اگر این مانع به نحوی از پیش پا برداشته شود، مسئله دیگر این است که راهبرد ایران در مذاکرات چه خواهد بود. آیا مقامات ما همچنان چون گذشته، خود را درگیر چانه زنی های بی پایان بر سر چند تا سانتریفیوژ و چند کیلو اورانیوم و درصد غنی سازی و اصل غنی سازی و مسائل از این قبیل خواهند کرد، یا چشم انداز وسیع تری را مد نظر قرار خواهند داد.
به اعتقاد من، چشم اندازهای وسیع تری که باید مبنای کار باشد، یکی خروج از این دور باطل چند دهه ای خصومت بین دو کشور است. چشم انداز دیگری که باید مد نظر باشد، شرایط اقتصادی و اجتماعی در ایران است و اینکه در صورت از دست رفتن این فرصت تاریخی از این نظر با وضعیت بسیار دشوارتری مواجه خواهیم شد.
کشورهای عربی پیام جنگ را گرفتند
*** یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا با بازتاب گستردهای مواجه شد؛ غیر از اسرائیل مخالف دیگری در جهان تقریبا ندارد. مخالفان در داخل امریکا هم حتی انگشت شمار هستند.و اینکه کشورهای عربی خلیج فارس نیز نسبت به برجام که مخالف بودند حالا موافق هستند. چه اتفاقی افتاده؟
برای کشورهای منطقه باید روشن شده باشد که ادامه تنش در روابط ایران و آمریکا تنها محدود به ایران و آمریکا نیست و همه منطقه تحت تاثیر قرار می گیرد. اغلب کشورهای منطقه توسعه اقتصادی و رفاه مردم خود را در دستور کار قرار داده اند و اغلب مصر هستند که بر این دستور کار باقی بمانند و آنرا پیش ببرند و در نتیجه صلح در منطقه را به نفع خود می دانند.
کاری که ایران می تواند بکند، تفسیر نه چندان سختگیرانه از "اتشبس در لبنان" است
*** در نهایت ایران چه راهبردی را باید در پیش بگیرد که اقدامات اسرائیل مانع از شروع مجدد جنگ نشود؟
ایران اقدام چندانی، شاید جز پرتاب موشک به اسرائیل، در ارتباط با متوقف کردن تجاوزگری های اسرائیل در قبال لبنان نمی تواند انجام دهد. پرتاب موشک نیز به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مسائل باشد. از طرفی باید توجه داشت که اسرائیل در داخل آمریکا پایگاه قابل توجهی دارد و ممکن است دست ترامپ هم خیلی برای مهار نتانیاهو باز نباشد. یک کاری که ایران می تواند بکند، تفسیر نه چندان سختگیرانه از "اتش بس در لبنان" است. به این معنی که عدم حمله به بیروت و عدم جنایات گسترده را تلویحا قابل قبول به حساب آورد و اجازه بدهد تا مذاکرات ایران و آمریکا ادامه یابد و به سرانجامی برسد.