تله دیجیتال؛ فرار به دنیای مجازی استرس و فرسودگی را تشدید میکند
خبرنگار: علی محزونکلافگی مزمن، ناتوانی در انجام بهموقع وظایف شغلی یا تحصیلی و افت کیفیت روابط بینفردی، از تجربههای مشترک زندگی مدرن به شمار میروند.
به گزارش خبرفوری یافتههای یک پژوهش علمی جدید نشان میدهد بخش عمدهای از این فرسودگی روانی نه صرفا ناشی از فشارهای محیطی، بلکه حاصل الگوهای «استفاده مشکلزا از اینترنت» است.
پناه بردن به نمایشگرها برای فرار از اضطراب
تیمی از پژوهشگران دانشگاه دویسبورگ-اسن آلمان با بررسی رفتار و حالات روانی ۹۰۰ فرد بزرگسال طی دو هفته، نحوه تعامل افراد با حوزههایی نظیر شبکههای اجتماعی، بازیهای آنلاین، خرید اینترنتی و محتوای سرگرمی را زیر ذرهبین قرار دادند.
بر اساس این پژوهش، تمایز روشنی میان «ساعات صرفشده در فضای مجازی» و «استفاده مشکلزا» وجود دارد. استفاده مشکلزا زمانی رخ میدهد که حضور آنلاین به ابزاری ناخودآگاه برای فرار از احساسات ناخوشایند تبدیل شده و به اختلال در زندگی روزمره و تشدید استرس بینجامد.
بیشتر بخوانید:
زن نجیبزادهای که ستاره فضای مجازی شد | میراثی آمیخته به خون و ابریشم
قلدرهای سایبری دختران نوجوان را شکنجه میدهند | «بازی خونین» مُد تازه دختران نوجوان چیست؟
بیش از یکسوم اینترنت با هوش مصنوعی نوشته میشود
زنان در چین برای سرکوب هدف پورنوگرافی دیپفیک قرار میگیرند
آندریاس اوئلکر، سرپرست این مطالعه، از شکلگیری یک «چرخه خودتقویتکننده» خبر میدهد: اضطراب و خلقوخوی منفی، وسوسه ورود به اینترنت را افزایش میدهند؛ فرد برای کسب آرامش یا لذت آنی به صفحه نمایش پناه میبرد، اما در نهایت مواجهه با حجم بیپایان دادهها، حال روحی او را وخیمتر میکند و زمینه را برای استرس بیشتر در روزهای بعد فراهم میسازد. در این فرایند، «وسوسه و تکانه لحظهای» عامل اصلی کشیده شدن فرد به سمت فضای مجازی است.
فرسودگی ذهن زیر آوار دادههای بیپایان
کارشناسان سلامت روان عوامل متعددی را در شکلگیری این احساس خستگی و نارضایتی دخیل میدانند.
جابهجایی پیدرپی میان پیامها، اخبار، اعلانها و محتواهای متنوع، مغز را در وضعیت برانگیختگی مداوم قرار داده و توان تمرکز را مستهلک میکند. پیمایش طولانیمدت صفحات دیجیتال به کمتحرکی مفرط میانجامد که مستقیماً ترشح هورمونهای تنظیمکننده خلقوخو را مختل میسازد.
تعاملات متنی آنلاین فاقد عمق ارتباطات چهرهبهچهره است و مقایسه مداوم واقعیت زندگی خود با ویترینهای بزکشده دیگران در شبکههای اجتماعی، حس سرخوردگی و ناکافی بودن را تقویت میکند.
بازپسگیری کنترل از وسوسههای آنی
پژوهشگران تأکید میکنند که اینترنت فینفسه ابزاری مخرب نیست، بلکه میتواند بستری برای آموزش، کارایی و پیوندهای اجتماعی باشد. مرز آسیب زمانی شکل میگیرد که گشتوگذار آنلاین جایگزین نیازهای بنیادین زیستی مانند خواب باکیفیت، فعالیت بدنی، مسئولیتهای کاری و ارتباطات انسانی شود.
به توصیه محققان، گام نخست برای شکستن این چرخه، شناسایی «محرکهای ورود» است. آگاهی از اینکه آیا ورود به شبکههای اجتماعی در پاسخ به بیحوصلگی، فرار از یک مشاجره خانوادگی یا استرس کاری رخ میدهد، نخستین سد دفاعی در برابر افتادن در دام پیمایشهای بیپایان و بازسازی سلامت روان در عصر دیجیتال خواهد بود.