جزییات تازه از پرونده شوهرکشی به دلیل کمبود محبت/ زن جنایتکار در بازسازی صحنه قتل چه گفت؟
زن ۲۷ ساله ای که شوهرش را به بهانه کمبود محبت در زندگی مشترک به طرز وحشتناکی کشته بود هنگام بازسازی صحنه جنایت در حالی زوایای جدیدی از این ماجرای تکان دهنده را فاش کرد که مدعی بود هنگام وارد آوردن ضربات کارد به سر شوهرش چشمان خود را بسته بود و با کینه ای عمیق تنها به انتقام می اندیشید.
زنی که با تیز بینی کار آگاهان پلیس آگاهی و دستورهای ویژه قضایی ، راز قتل شوهرش را پس از ماجرای انتشار خبر کشف جسدی با خالکوبی خاص در روزنامه خراسان فاش کرده بود در حالی برای بازسازی صحنه قتل به همراه یک مرد متاهل مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاد که زوایای هولناک دیگری از این جنایت را بازگو کرد و بدین ترتیب سومین متهم پرونده نیز لو رفت .
"عاطفه - س" که با زیرکی خاصی موفق شده بود چند روزی ماجرای قتل شوهر ۳۵ ساله اش را مخفی کند زمانی رو در روی قاضی ویژه قتل عمد مشهد قرار گرفت که دیگر با اسناد و مدارک موجود به هیچ وجه نمی توانست موضوع قتل شوهرش را بعد از فراز و نشیب های زیاد و فریبنده پنهان کند. به همین خاطر در حضور قاضی دکتر صادق صفری لب به اعتراف گشود و گفت: ۱۳ ساله بودم که با نجیب ازدواج کردم او یک کارگر ساده بود و به من هیچ توجهی نمی کرد. نجیب فقط به دنبال خوشگذرانی های خودش بود و اصلا مرا نمی دید من هم فقط فرزند به دنیا می آوردم تا این گونه محبت های اورا به دست آورم ولی باز هم تلاش هایم به نتیجه نمی رسید. اگر چه من هم علاقه ای به او نداشتم و تنها به خواست پدرو مادرم با او ازدواج کردم اما وقتی معنای زندگی مشترک را فهمیدم دوست داشتم تا شوهرم به من ابراز علاقه کند ولی...

خلاصه این زندگی سرد و بی روح ادامه داشت تا این که من هم وقتی ماجرای خیانت همسرم را متوجه شدم با فردی در فضای مجازی ارتباط برقرار کردم و چند سال قبل هم با جوان متاهل افغانستانی به صورت تلفنی آشنا شدم و روابطم با حمید بیشتر شد تاجایی که برایش از زندگی تلخم می گفتم و با او درددل می کردم. این روابط نامتعارف با حمید ادامه داشت که بالاخره اسفند سال گذشته قرار شد او شوهرم را در یک تصادف ساختگی از میان بردارد ولی هنگامی این نقشه شیطانی نافرجام ماند که شوهرم سوار بر موتورسیکت بود و حمید موفق نشد او را با پراید زیر بگیرد!
به همین خاطر نقشه دیگری کشیدیم و من قصد داشتم نجیب را با خوراندن قرص برنج به قتل برسانم که باز هم این نقشه بی نتیجه ماند و موفق نشدم.
این گونه بود که سومین دسیسه خودم را اجرا کردم. آن شب چهارم اردیبهشت وقتی شوهرم با حالت مست به خانه آمد ابتدا چند قرص خواب آور را درون چایی حل کردم و به او خوراندم زمانی که به خواب عمیق فرو رفت و فرزندانم نیز خوابیدند کارد آشپزخانه را برداشتم و روی سرش ایستادم ابتدا نگاهی به چهره اش کردم و اولین ضربه را به سرش زدم او که از خواب پریده بود دستانش را روی سرش گرفت ولی من چشمانم را بستم و با همه کینه ای که از او در دل داشتم ضربات متعدد را به سرش می کوبیدم و تنها به انتقام می اندیشیدم.
آن شب وقتی به خودم آمدم که شوهرم خون آلود کف اتاق بود و دیگر نفس نمی کشید. بلافاصله سیم کارت مخفی را روی گوشی گذاشتم و به حمید پیام دادم که به خانه ما بیاید او هم با یکی از دوستانش به نام محمدامین آمد و جسد شوهرم را با پراید از خانه بیرون برد بعد هم من به خانواده شوهرم گفتم نجیب مست از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشته است و... . تا این که جسد شوهرم کشف شد و خبر آن در روزنامه خراسان انتشار یافت بعد هم کارآگاهان پلیس به سراغم آمدند که من ابتدا داستان های ساختگی را برای فرار از مجازات بازگو کردم اما در نهایت نتوانستم دروغ هایم را به یکدیگر ارتباط دهم و با دیدن اسناد و مدارک ناچار شدم حقیقت موضوع را بیان کنم.

بعد از آن که زن جوان چگونگی قتل بی رحمانه شوهرش را در حضور قاضی دکتر صادق صفری بازسازی کرد حمید مرد متاهل نیز مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت و پس از معرفی کامل خود گفت: مدت زیادی بود که با عاطفه ارتباط داشتم آن شب وقتی پیامک او را دیدم به همراه محمدامین به خانه اش رفتم و با دیدن جسد غرق در خون خیلی ترسیدم به او گفتم به اورژانس زنگ بزن ! ولی او فقط اصرار داشت تا جسد را به خارج از خانه منتقل کنیم ولی من رنگ به چهره نداشتم این بود که از خانه بیرون آمدم و به همراه دوستم به یک کافه رفتیم محمدامین هم مشروب خورده بود که از من خواست به عاطفه کمک کنیم این گونه بود که پراید خودم را مقابل کافه پارک کردم و با پراید دوستم به خانه عاطفه بازگشتیم تا خودروی من شناسایی نشود.
جسد غرق در خون را درون پراید گذاشتیم و به سوی بیابان های اطراف روستای انداد به راه افتادیم هر چه می رفتیم جای مناسبی برای رها کردن جسد نمی یافتیم این بود که بالاخره جسد نجیب را در حاشیه حدود ۵۰ متری از جاده روستایی بیرون کشیدم و با بیلچه مقداری زمین را حفر کردیم اما نتوانستیم آن را به طور کامل دفن کنیم به این دلیل جسد را در همان بیابان رها کردیم و از آن جا گریختیم... .
به دنبال اعترافات متهمان این پرونده جنایی قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد دستور انتقال آنان به زندان را صادر کرد تا تحقیقات پلیس برای دستگیری دیگر متهم فراری ادامه یا بد.
سابقه خبر
یازدهم اردیبهشت گذشته جسد مجهول الهویه مرد جوانی که حدود ۳۵ سال داشت در حاشیه جاده روستای انداد مشهد در حالی کشف شد که خالکوبی خاصی روی بازو داشت. طولی نکشید که تصویر خالکوبی مذکور و خبر کشف جسد با پیشنهاد سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد آگاهی) و دستور ویژه دکتر صادق صفری در روزنامه خراسان منتشر شد تا این که روز بعد مردی با پلیس تماس گرفت و از گم شدن برادرش با مشخصات مذکور خبرداد.
این گونه بود که گروه تخصصی کارآگاهان به سرپرستی سروان آرمین منفرد ( افسر پرونده) به سراغ همسر مقتول رفتند و او را با دستور مقام قضایی بازداشت کردند اما زن جوان چند روز به قصه گویی پرداخت تا این که کارآگاهان با بهره گیری از توان و تجربه پلیسی و با هوشیاری خاصی، متوجه ارتباط زن ۲۷ ساله با مردمتاهلی به نام حمید شدند و در بازرسی از منزل مقتول نیز به فرش هایی مشکوک شدند که به تازگی شسته شده بودند اما موکت زیر فرش ها همچنان رنگی از خون داشت. بدین ترتیب راز شوهرکشی با اعترافات زن جوان فاش شد و همدستان او هم لو رفتند. بررسی های بیشتر در این باره همچنان ادامه دارد.