کمبود محبت؛ انگیزه زن جوان برای شوهرکشی

زن جوانی که پس از کشف جسدی با خالکوبی روی بازو دستگیر شده بود، در حالی به قتل هولناک شوهرش اعتراف کرد که مدعی شد او را به خاطر کمبود محبت کشته است.

کمبود محبت؛ انگیزه زن جوان برای شوهرکشی

چهارم اردیبهشت گذشته، پرونده ای در پلیس آگاهی مشهد تشکیل شد که محتویات آن نشان می داد مرد ۳۵ ساله افغانستانی به نام «نجیب» سوم اردیبهشت از منزل خارج شده و دیگر بازنگشته است.

برادر این مرد تبعه خارجی به کارآگاه های پلیس آگاهی اظهار داشت: گوشی تلفن برادرم خاموش شده است و هیچ اطلاعی از او نداریم.

وی به نقل از همسر مرد گم شده نیز ادعا کرد: «نجیب» شب هنگام و درحالی که مست بود، به خانه اش در بولوار شاهنامه آمده اما بعد برای کاری از منزل خارج شده و دیگر بازنگشته است.

به دنبال دریافت این گزارش، ماجرای گم شدن مرد افغانستانی با دستور مستقیم سرهنگ جواد بیگی (رئیس پلیس آگاهی مشهد) در دایره فقدانی های آگاهی مورد بررسی های کارشناسی قرار گرفت.

اما در رد زنی های پلیسی هیچ سرنخی از وی پیدا نشد و بدین ترتیب فرضیه وقوع جنایت قوت گرفت. این گونه بود که پرونده مذکور با نظر سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی آگاهی) به دایره ویژه قتل عمد ارسال شد تا کارآگاهان زبده جنایی آن را بررسی کنند.

هنوز تحقیقات جنایی در این باره آغاز نشده بود که یازدهم اردیبهشت، خبر کشف جسدی در جاده روستایی آبقد (واقع در۱۰ کیلومتری روستای انداد) در بی سیم های پلیس پیچید و بدین ترتیب با حضور قاضی دکتر صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد) و کارآگاهان پلیس آگاهی در صحنه کشف جسد، تحقیقات برای رازگشایی از این معمای جنایی آغاز شد.

جسد در بیابان های حاشیه جاده روستایی رها شده بود و هیچ گونه مدارک هویتی نیز به همراه نداشت. خیلی زود جلسه تحلیلی و کارشناسی جرم با راهنمایی های قاضی شعبه۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در پلیس آگاهی به سرپرستی سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد آگاهی) برگزار شد و ماجرای کشف جسد در حالی مورد واکاوی تخصصی قرار گرفت  که سرهنگ نجفی بر اساس تجربیات پلیسی خود پیشنهاد کرد تا خالکوبی روی بازوی مرد جوان به عنوان نشانه ای خاص در روزنامه خراسان انتشار یابد و شهروندان نیز برای شناسایی هویت جسد کشف شده به یاری پلیس بیایند.

این گونه بود که خبر «ماجرای رازآلود جسد رها شده در حاشیه جاده روستایی» چهاردهم اردیبهشت در صفحه حوادث منتشر شد. صبح روز بعد جوانی با پلیس تماس گرفت و ادعا کرد برادرش چنین خالکوبی را روی بازوی خود داشت ولی از چند روز قبل ناپدید شده که پرونده گم شدن وی نیز در پلیس آگاهی تشکیل شده است. با این سرنخ مهم، تحقیقات کارآگاهان وارد مرحله جدیدی شد و با دعوت از مرد جوان به پلیس آگاهی، دیگر تردیدی باقی نماندکه مرد ۳۵ ساله افغانستانی به قتل رسیده است و عامل یا عاملان جنایت، جسد او را در حاشیه جاده روستایی رها کرده اند.

در همین حال گروه زبده ای از افسران جنایی با هدایت سروان آرمین منفرد (افسر پرونده)، در حالی بررسی های جنایی را ادامه دادند که همچنان همسر مرد افغانستانی اولین مظنون جنایت بود اما او ادعا می کرد اختلافی با شوهرش نداشته و از ۱۳سالگی با او زندگی می کند و اکنون نیز ۴فرزند دارد. این زن ۲۷ساله که «عاطفه» نام دارد ادعاهای قبلی خود را تکرار کرد و مدعی شد شوهرش آن شب مست از خانه بیرون رفته و دیگر باز نگشته است!

از سوی دیگر کارآگاهان با آن که یقین داشتند «عاطفه» موضوعی خاص را پنهان می کند با دستور قاضی صفری او را آزاد کردند و به بررسی های پلیسی خود ادامه دادند تا این که سرنخی از یک سیم کارت دیگر وی به دست آمد که هیچ کس از آن خط پنهانی خبر نداشت.

بررسی این ماجرا به ارتباط «عاطفه» با مرد جوان دیگری رسید که در شب حادثه با یکدیگر گفت و گوی تلفنی داشتند. طولی نکشید که دوباره زن جوان به پلیس آگاهی احضار شد و این بار از پسری سخن گفت که در یکی از روستاهای تربت حیدریه زندگی می کرد. او مدعی شد همسرم آن شب با آن پسر جوان بیرون رفت.

بنابراین کارآگاهان با هماهنگی قاضی ویژه قتل عمد عازم تربت حیدریه شدند و جوان مورد ادعای او را دستگیر کردند اما بررسی های تخصصی افسران کارآزموده پلیس جنایی مشهد بیانگر آن بود که پسر جوان فقط به صورت تلفنی و در فضای مجازی با آن زن جوان (عاطفه) ارتباط دارد و در جریان قتل شوهر او نیست.

زن ۲۷ ساله که حالا می دانست کارآگاهان خودش را متهم اصلی جنایت می دانند، ناگهان لب به اعتراف گشود و گفت: کودکی خردسال بودم که پدرم مرا به عقد «نجیب» درآورد. او هم مانند پدرم در کوره های آجرپزی کار می کرد اما من چیزی از ازدواج نمی دانستم و علاقه ای هم به او نداشتم. وقتی زندگی مشترکمان آغاز شد او مدام مرا کتک می زد و هیچ توجهی به خواسته ها و سلایق من نداشت. در واقع او اصلا مرا نمی دید و هیچ گونه ابراز محبتی هم نمی کرد. عقده های کمبود محبت در من تا آن جا پیش رفت که چند سال قبل با مرد متاهلی به نام «حمید» به صورت تلفنی آشنا شدم و با او به درد دل پرداختم.  این روابط ادامه داشت تا این که از رفتارهای شوهرم خسته شدم و تصمیم به قتل گرفتم.

آن شب وقتی مست به خانه آمد قرص های خواب آور را درون چای به او خوراندم و سپس با کارد آشپزخانه آن قدر به سرش کوبیدم تا غرق در خون جان داد و این گونه انتقام محبت نکردن هایش را از او گرفتم. بعد هم با «حمید» تماس گرفتم و او هم با یکی از دوستانش به خانه ام آمدند و جسد «نجیب» را با پراید بیرون بردند تا این که تصویر خالکوبی او در روزنامه خراسان منتشرشد و ...

تحقیقات کارآگاهان با دستورهای ویژه قاضی صفری برای ریشه یابی این ماجرای جنایی در حالی همچنان ادامه دارد که کارآگاهان در عملیاتی غافلگیرانه ،«حمید» را نیز دستگیر و به پلیس جنایی انتقال دادند.

منبع: خراسان
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید