دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل:
آیا مذاکره با آمریکا از سر گرفته می شود؟/ «جبهه تفاهم» پزشکیان، قالیباف و محمد خاتمی در برابر «جبهه تقابل» که یکی از ملاکهایش صدا و سیماست، دست برتر می شود؟
دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل نوشت: با توجه به تأکید برخی چهرههای «جبهه تفاهم»، بهویژه آقای پزشکیان، آقای قالیباف و آقای محمد خاتمی در مورد شرایط خطیر کنونی و ضرورت مذاکره، آیا میتوان به تحرکی در سیاست داخلی در جهت انعطاف امیدوار بود؟ پرسش مهمتر این است که در «جبهه تقابل» چه خبر است؟
کوروش احمدی در روزنامه شرق نوشت: سخنگوی وزارت خارجه یکشنبه اعلام کرد که عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، دوشنبه وارد تهران میشود. این خبر بعد از دو تماس تلفنی بین منیر و عراقچی در چهارشنبه و شنبه اعلام شد.این چهارمین سفر منیر به تهران در سال جاری است. منیر چهرهای است که توانسته علاقه، احترام و اعتماد ترامپ را جلب کند و رابطه کاری خوبی نیز با مقامات تهران برقرار کند. تردیدی نیست که او اکنون مهمترین چهره در بین میانجیگران متعدد است.
بنابراین، سفر منیر در شرایط کنونی به تهران، خبر مثبت و مهمی است و شاید آخرین تلاش قبل از آنچه آمریکا «عملیات اقتصادی» و «جنگ اقتصادی» میخواند، باشد. اکنون دو سؤال اصلی وجود دارد: ۱. آیا او به ابتکار خود به تهران سفر میکند؟ ۲. آیا او حامل پیامی از سوی ترامپ است؟ اگر سفر به خواست ترامپ و برای انتقال پیامی باشد، اهمیت سفر دوچندان خواهد بود.
در شرایطی که برخی مقامات در تهران برای ورود به دور دیگری از مذاکره برای احیای یادداشت تفاهم علاقه نشان میدهند، سؤال دیگر این است که پیام احتمالی ترامپ آیا به شکلی هست که مشوق روند مثبتی باشد؟
صورت مسائلی که موجب تعلیق اجرای یادداشت تفاهم شد، تا حدی روشن است. اختلاف عمده بر سر تفاسیر حداکثری دو طرف در مورد ماده ۱ (توقف جنگ در همه جبههها) و ماده ۵ (مدیریت تنگه هرمز) در یادداشت تفاهم است. مطابق تفسیر ایران از ماده ۱، اسرائیل باید حمله به حزبالله را متوقف کرده و نیروهایش را نیز از اسرائیل خارج کند. تفسیر ایران از ماده ۵ نیز به نوعی است که تحقق آن مستلزم اعمال کنترل و حاکمیت ایران بر کل تنگه هرمز است.
آمریکا تفاسیر متفاوتی دارد و ماده ۱ را فقط در ارتباط با کنترل درگیریها در لبنان میداند و عبارت «اداره تنگه در آینده» در ماده ۵ را متناسب با مفاد ماده ۴۲ کنوانسیون حقوق دریاها تفسیر میکند. آمریکا مدعی است هدف ماده ۵ بازگرداندن وضعیت تنگه به قبل از شروع جنگ و مدیریت امور مربوط به انتظامات امور ترافیکی و ایمنی دریایی است.
در این میان، دو تحول مهم را نیز شاهد هستیم. تحول نخست مربوط به گزارشهایی درباره تغییر سیاست آمریکا از عملیات جنگی به عملیات اقتصادی و جنگ اقتصادی است. لفاظیهای آمریکا در چند هفته اخیر عمدتا مبنی بر فراتررفتن از تحریم و تصویر تحریم فقط به عنوان یکی از بخشهای سیاست جدید است.
تکیه آمریکا در دوره جدید عمدتا بر محاصره دریایی و صحبت از محاصره زمینی و فشار بر کشورها برای توقف مراودات اقتصادی و مالی با ایران است. قرار بود وزیر خزانهداری آمریکا دوشنبه روشن کند آیا آمریکا قصد دارد معافیتهای تحریمی موجود را نیز منتفی کند و در جهت توقف استفاده ایران از امکانات ترابری کشورهای همسایه بکوشد. باید دید سیاستهای جدیدی که قرار بود دوشنبه توسط آمریکا اعلام شود، چیست و ترامپ چه انتظاری ممکن است از این کشورها داشته باشد. وقتی آمریکا خواستار عدم همکاری کشورها با ایران است، حدود آن چیست؟ آیا در همان محدوده تحریمها و مقررات تحریمی است یا فراتر از آن؟ بهعلاوه، مثلا شرکتهای چینی که تا حالا تحریم نبودهاند، آیا قرار است تحریم شوند؟
تحول مهم دیگر، ادعاهای آمریکا مبنی بر عبوردادن نفتکشها از تنگه هرمز از مسیری موسوم به «مسیر تاریک» در نزدیکی سواحل عمان و حمل ۱۰ تا ۱۵ میلیون بشکه نفت از این طریق است. در صورتی که این خبرها بهرهای از واقعیت داشته و از سوی دیگر فشار کشورهای دوست نیز موجب دادن اجازه به آنها برای عبور محمولههای نفتیشان از تنگه شده باشد، ممکن است از کارآیی کارت تنگه هرمز کاسته شده باشد. ثبات نسبی بهای نفت و کاهش سهدلاری قیمت نفت روز گذشته، نشانهای است که میتواند حاکی از نادرستی پیشبینیهای برخی کارشناسان نزدیک به مقامات و ایجاد مشکل برای کشور بوده باشد.
در چنین شرایطی، مسئله این است که آیا امکان اصلاح وضعیتی که بعد از اتفاقات ۱۶ تیر و توقف اجرای یادداشت تفاهم پیش آمد، وجود دارد؟ آیا طرفین حاضر به اعمال قدری تعدیل و نشاندادن قدری انعطاف در مواضع خود هستند؟ اگر دو طرف حاضر شوند قدری تفسیر حداکثری خود را از مواد ۱ و ۵ یادداشت تفاهم تعدیل کنند، آیا امکان احیای یادداشت تفاهم و ازسرگیری روند اجرای آن وجود خواهد داشت؟
پرسش اکنون این است که با توجه به تأکید برخی چهرههای «جبهه تفاهم»، بهویژه آقای پزشکیان، آقای قالیباف و آقای محمد خاتمی در مورد شرایط خطیر کنونی و ضرورت مذاکره، آیا میتوان به تحرکی در سیاست داخلی در جهت انعطاف امیدوار بود؟ پرسش مهمتر این است که در «جبهه تقابل» چه خبر است؟ آیا چهرههایی از آن جبهه نیز مواضع خود را قدری نرم کردهاند؟ اگر صداوسیما را یکی از ملاکها بدانیم، پاسخ به این پرسش هنوز مثبت نیست.
نه به تفاهم فقط جنگ
بدون تفافق با امریکا یعنی ابر قدرت شدن چین وفروپاشی اقتصادی کامل ایران
جبهه تسلیم.
نه پس جبهه تحمیق
سیاست آمیخته با لجاجت یعنی حماقت، و از نتیجه حماقت هم نمیتوان انتظار معجزه داشت
حماقت را امثال شماها کردید که از آمریکا درخواست حمله به ایران را داشتید حالا هم می خواهید به اسم تفاهم ذخایر نفتیش را برای حملات بعدی پر کنید. این خواب اشفته هیچ وقت تعبیر نمیشه.
پذیرفتن حقیقت یعنی شجاعت
بفرمایید جبهه ایران زنده و پایدار در مقابل جبهه نابودی و شعار
اینها که همه اش سوال بود
آخر محمد خاتمی در راهروهای قدرت چه وزنی دارد؟ خود رییس جمهور صدایش به جایی نمی رسد؟
نجات بدید ملت رو از این منجلاب اقتصادی که درست کردید!!! اگه مرد جنگید خب نابودشون کنید اگر هم مرد جنگ نیستید و در قد و قواره اونها نیستید خوب تسلیم بشید
جبهه تفاهم وزنش سنگين تر است چون حمايت اكثريتي مردم را دارد
مذاکره یا تسلیم
سوال اصلی تر این است که :
جبهه تقابل( بخوانید کاسبان تحریم وجنگ طلبان،) چه کسانی هستند که قدرت دارند تا در مقابل، ریس جمهور، ریس مجلس و حتی شورای عالی امنیت ملی کشور بیاستند،و صلح وآرامش کشور را فدای عقاید خود وگروه حزبی خود کنند.
راه حل ساده برای غلبه بر این جبهه که حداقلی هستند،
اخذ مجوز راهپیمایی مسالمت آمیز موافقان توافق توسط ریس جمهور از وزارت کشور واعلام آن به مردم است.
آنگاه خواهید دید که جبهه تقابل ، در مقابل سیل خروشان ملت ایران مانند قطره ای است در مقابل دریا( ملت.)
امام خمینی رحمت الله علیه فرمودند ما آمریکا را به زیر خواهیم کشید. و ابر قدرت دنیا خواهیم شد.
ساعت نزدیک گشت...
مگه صدا وسیما مال عمه اش که بخواد از طرف تمام مردم نظر بده خیر سرش جبلی رسانه ملی است اگه اینگون نیست اسمش عوض کنید بزارید رسانه جبلی ودوستان
این بند وبساتتون جمع کنید تا انفجار رو نداده مردم بدبخت له شدند تو این اختلاف نظرهای اقایون خدا شاهد جوان ارامش میخواد نگاه کنید درون مردم بی انصاف ها تمام کنید این مسخره بازیها رو بزارید چند سباحی مردم زندگی خوش ببینند کم ندیدید نفرین ناله های مردم و اثراتش هم تو درون خودتون دیدید
خبر فوری انتشار بده جان جدت
از این همه توافق و مذاکره تابحال فایده یا نتیجه ای هم دیده اید؟؟؟
چرا فکر میکنید از امام حسین بیشتر میفهمید؟؟؟
مثلی لا یبایع مثل یزید
مرد باش بنویس از کجا میاری میخوری و چقدر حقوق و مزایا داری.
شما چه فایده ای از جنگ دیدی؟توضیح بده
اانشاالله به یاری حق جنگ تمام میشود وشردلالان ارز وطلا که به ثروتهای قارونی رسیدند به خودشان بر میگردد انهایی که ملت خیانت کردند ومیکنند وبه خون شهدای مظلوم خیانت کردند ونانشان را تو خون شهدا میزنند همشون رسوا ونابود گردند امین یا رب العالمین
مثلی لا یبایع مثله
مثل من حسین با کسی مثل یزید بیعت نمیکند.
چه کسی میتواند یا جرات دارد خودش را از امام حسین داناتر بداند؟؟؟
مطمئن باشید از حکمت الهی حسین پیروی نکنید پشیمان میشوید
این جنگ لعنتی را نمام کنید تا این همه جوان بیکار سرگردان افسرده از همه جا رانده شده که تعدادشان از حد مرز رد شده بتوانند ازدواج کنند مملکت روبه پیری میرود فقط ثروتمندان ودلالها واقازاده ار خوششان است از اه مردم بینوا بترسید زندگی مردم سختشده در عوض یک عده با جنگ به ثروتهای قارونی رسیدند اما پولهای باداورده بیت المال به باد میرود
جنگها فقط توپ و تانک و موشک و بمباران نیست بلکه جنگ اقتصادی هم داریم . ایران عزیزما علاوه بر اینکه در منطقه ژئوپلتیکی خاص قرار دارد از منابع خدادادی انرژی مانند نفت و گاز و معادن فراوان نیزبرخوردار است و به جرعت میتوان گفت پول ملی ایران باید در ردیف سوم جهانی بعد از دلار و یورو قرار میگرفت ولی متاسفانه به جهت عدم عقلانیت سیاسی از دو جناح برون مرزی و داخلی نمیگذارند پول ملی ایران مانند گذشته معتبر و قابل اعتماد شود جناح اول خارجی ها هستند که به کمک عده ای وطن فروش و خائن به مملکت با علم و اگاهی اقتصادی وسیاسی وبا دسیسه هائی که مرموزانه ایجاد میکنند تمام تجار ایرانی را بسمت و سوی خودشان میکشانند قصد و اهداف انان بی ارزش کردن پول ملی ایران است که حکومت منجر به فرو پاشی شود نتیجه عملیات مخرب و مرموزانه و پنهان انان ایجاد گرانی و تورم و بی ارزش کردن پول ملی ایران است مرکز انرا هم در کشور های همسایه مقرر کردند . جناح دوم که در ایران هستند قصد بر اندازی و فرو پاشی ندارند بلکه بجهت بقا و پایداری حکومت اجناس را گران میکنند مایحتاج مردم را گران میکنند چون پشتوانه ای نیست که پول چاپ کنند بظاهر نیت خیر دارند ولی نتیجه اعمال این مدیریت ایجاد گرانی و تورم در کشور است که نتیجه انهم مانند جناح اول بی ارزش شدن پول ملی ایران است . چاره این معضل و مشکل مهم ایران و احیا پول ملی چیست ؟ فقط عقلانیت سیاسی است یعنی در یک کلام دستی که نمیشود قطع کرد باید بوسید باید با کشور های قدرتمند و اثر گذار رایزنی و گفتمان صورت گیرد نباید با دست خودمان کشور را منزوی کنیم این انزوا به همین سادگی باعث محو ایران میشود از ایران و ایرانی چیزی باقی نمیماند . فقط مرگ است که چاره ای ندارد نباید گول بازی های سیاسی گرگان سیاستمدار را بخوریم و بازیچه دست انان شویم تا انان به اهداف خودشان برسند . دو کشور قدرتمند در دنیا حیات و زندگی تمام کشور های جهان را خیلی به سادگی در دست گرفتند یکی امریکاست که سالهاست با عقلانیت سیاسی و اقتصادی و با ارزشمند کردن دلارکل اقتصاد دنیا را بدست گرفته و اقتصاد همه کشور های دنیا روی محور دلار پایه گذاری میشود . کشور دوم انگلیس است که انهم با عقلانیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی زبان انگلیسی را در تمام کشور های دنیا بصورت تنها زبان بین المللی دراورده و همه دنیا در مراودات و گفتمانها ی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و صنعتی و کشاورزی با زبان انگلیسی کارها را انجام میدهند . مسئولین محترم ایرانی اگر هنوز قلبت برای ایران میطبد واگر هنوز عشق به مردم ایران در قلب و روحت هست و اگر می خواهید دراینده ورق های تاریخ نام شما را به نیکی یادکنند تا دیر نشده ایران و ایرانی را با عقلانیت سیاسی و اقتصادی نجات دهید که فردا دیر است .
خوبه معنی اقتدار و پیروزی رو هم فهمیدیم
یه بازی هست بهش میگن شلم
وقتی دستت خوب نیست هرموقع که موقعیتش پیش اومد که بتونی اون برگ رو برنده بشی باید بازیش کنی، اگه بازی نکنی و بازی به آخرش برسه احتمالا اون برگ ها به دست رقیب میفته و باعث میشه بازی رو ببره
شما هم برگ برنده رو با طمع بازی نکردید تا سوخت
ترامپ به هیچ تعهدی پایبند نیست و تکرار مذاکره بی نتیجه خواهد بود. مگر اینکه پای امضای خود با ایستد.
پس بجنگ شعار نده امشب بلیط بندرعباس بگیر و یاعلی. اگر نرفتی لطفا دیگه حرف نزن گوشمون از شعار پر و جیبمون خالیه
کوروش احمدی توهم دارد
عقده مذاکره.