وبسایت معاونت سیاسی سپاه در واکنش به پیشنهاد رفراندوم برای توافق ایران و آمریکا: کودتای نرم است/ چرا به آمریکا نمیگویند برای جنگ رفراندوم بگذارد؟!
وبسایت معاونت سیاسی سپاه نوشت: هیچ عقل سلیمی خواستهها و مطالبات دشمن را به رفراندم نمیگذارد. حتی اگر نظام سیاسی در ضعیفترین وضعیت قرار داشته باشد که در شرایط فعلی جمهوری اسلامی ایران قویتر و مقتدرتر از هر زمان دیگر قرار دارد؛ و ظرفیتهای راهبردیی لازم در ایجاد توازن در تهدید و قدرت را دارد.
وبسایت بصیرت متعلق به معاونت سیاسی سپاه پاسداران در یادداشتی به پیشنهاد اخیر احمد زیدآبادی پیرامون به رفراندوم گذاشتن توافق ایران و آمریکا واکنش نشان داد و آن را کودتای نرم نامید.
در این یادداشت آمده است:
پیشنهاد برگزاری رفراندوم درباره توافق احتمالی ایران و آمریکا، آنگونه که از سوی احمد زیدآبادی مطرح شده، در نگاه نخست شعاری دموکراتیک و مردمپسند به نظر میرسد؛ اما با اندکی تأمل، روشن میشود که این پیشنهاد نه از دل یک دغدغه اصیل برای «حاکمیت مردم»، بلکه از دل یک رویکرد گزینشی، ابزاری و نامتوازن به دموکراسی بیرون آمده است. رویکردی که اگر درست واکاوی نشود، میتواند بهجای تقویت مردمسالاری، به تضعیف حاکمیت ملی و حتی نوعی «کودتای نرم» علیه ساختار تصمیمگیری کشور منجر شود.
مسئله اصلی این نیست که آیا مردم حق اظهارنظر درباره سرنوشت کشور خود را دارند یا نه؛ این حق، هم بدیهی است و هم در چارچوبهای قانونی جمهوری اسلامی ایران تعریف شده است. مسئله آنجاست که «رفراندوم» در این گفتمان، نه بهعنوان یک سازوکار حقوقی استثنایی و دقیق، بلکه بهعنوان اهرم فشار سیاسی در بزنگاههای خاص مطرح میشود. هر زمان که نتیجه یک تصمیم کلان ممکن است با سلیقه یک جریان سیاسی همراستا نباشد، ناگهان رفراندوم بهعنوان تنها راه نجات کشور معرفی میشود؛ اما در سایر حوزهها، همان جریان نهتنها مطالبهای برای همهپرسی ندارد، بلکه تصمیمگیری نخبگانی را کاملاً مشروع و کافی میداند.
تناقض آشکارتر زمانی رخ میدهد که این مطالبه را در نسبت با رفتار طرف مقابل، یعنی ایالات متحده آمریکا، بررسی کنیم. در سالهای اخیر، نظرسنجیهای معتبر در آمریکا نشان دادهاند که اکثریت قابلتوجهی از مردم این کشور مخالف ورود به جنگ جدید، از جمله جنگ با ایران، هستند. حتی دونالد ترامپ با شعار «پایاندادن به جنگها» به قدرت رسید؛ با این حال، سیاست عملی آمریکا نهتنها تابع این افکار عمومی نبوده، بلکه بارها در تضاد آشکار با آن عمل کرده است. نه جنگهای آمریکا به رفراندوم گذاشته میشود، نه تحریمهای فلجکننده، و نه حتی تصمیماتی که مستقیماً جان و معیشت میلیونها انسان را در کشورهای دیگر هدف قرار میدهد.
پرسش ساده، اما تعیینکننده اینجاست: اگر «نظر مردم» معیار مشروعیت تصمیمات سرنوشتساز است، چرا این معیار فقط باید در تهران الزامآور باشد و در واشینگتن نه؟ چرا اصلاحطلبان و غربگرایان داخلی، که با حساسیت از رفراندوم در ایران سخن میگویند، هیچ مطالبهای از دموکراسیهای غربی برای تبعیت از افکار عمومی خودشان در پرهیز از جنگ و تجاوز ندارند؟ این سکوت، نه یک غفلت ساده، بلکه نشانهای از استاندارد دوگانه و نوعی نسبیگرایی اخلاقی است؛ جایی که دموکراسی نه یک اصل جهانشمول، بلکه ابزاری انتخابی برای فشار بر نظام مستقل ایران تلقی میشود.
خطر این رویکرد صرفاً در تناقض نظری آن نیست، بلکه در پیامدهای عملیاش نهفته است. تصمیمات کلان مرتبط با امنیت ملی، سیاست خارجی و منافع حیاتی کشور، در همه نظامهای سیاسی دنیا «لیبرالدموکراسیها» در سطوح حاکمیتی و بر اساس سازوکارهای نهادی اتخاذ میشود، نه در فضای هیجانی و تحت فشار رسانهای. تبدیل چنین تصمیماتی به همهپرسی، آنهم در شرایطی که جنگ روانی، فشار اقتصادی و عملیات رسانهای خارجی در جریان است، عملاً به معنای انتقال مرکز تصمیمگیری از نهادهای مسئول به میدان عملیات شناختی دشمن خواهد بود.
در این چارچوب، رفراندوم دیگر ابزار تحقق اراده ملی نیست، بلکه به ابزاری برای مهار حاکمیت و همراستا کردن تصمیمات کشور با خواست قدرتهای خارجی تبدیل میشود؛ همان چیزی که میتوان از آن به «کودتای نرم» تعبیر کرد. کودتایی بدون تانک و سرباز، اما با فشار افکار عمومی مدیریتشده، القای بنبست و شرطیسازی جامعه.
در نهایت، اگر قرار است از دموکراسی سخن گفته شود، این سخن باید یکدست، غیرگزینشی و مبتنی بر حاکمیت ملی باشد. نمیتوان همزمان، تصمیمات امنیتی ایران را نیازمند رفراندوم دانست، اما تجاوز، تحریم و تهدید علیه ایران را در کشور مدعی دموکراسی امری عادی و بینیاز از نظر مردم تلقی کرد. دموکراسی اگر ابزار فشار شود، دیگر دموکراسی نیست؛ و رفراندومی که در خدمت تضعیف استقلال کشور قرار گیرد، نه تجلی اراده ملت، بلکه پوششی مدرن برای سلب آن خواهد بود. هیچ عقل سلیمی خواستهها و مطالبات دشمن را به رفراندم نمیگذارد. حتی اگر نظام سیاسی در ضعیفترین وضعیت قرار داشته باشد که در شرایط فعلی جمهوری اسلامی ایران قویتر و مقتدرتر از هر زمان دیگر قرار دارد؛ و ظرفیتهای راهبردیی لازم در ایجاد توازن در تهدید و قدرت را دارد.
چرا به آمریکا نمیگویند برای جنگ رفراندوم بگذارد؟
چون آمریکا یک رژیم جانیتکار و جهانخوار است که فقط اهداف سرمایه داری خودش رو در نظر میگیره و کاری به نظر مردم ایران نداره که مخالف جنگ هستند
اما پیشنهاد رفراندوم برای ایران به منظور رابطه و صلح با آمریکا به این دلیل است که با وجود انتقادات به مسئولین مختلف در نهایت سران حکومت از همین مردم و هوطن و همزبان و هم سرنوشت با مردم هستند و باید برای جنگ یا صلح با دشمن مجهز نظر همه مردم بالای 18 سال رو شنید.
در قانون اساسی ج. ا. ایران رفراندوم برای این چیزهای پیش پا افتاده پیش بینی نشده است. امور خیلی مهم با شرایطی قابل به همه پرسی گذاشتن است.
مسئله این است که شما حتی حاضر نیستین یک قدم برای بهتر شدن اوضاع بردارین حتی رفراندوم رو هم کودتا تلقی میکنید
دمتان گرم برادران عزیزجان برکف سپاهی.
آمریکا برای جنگ نیازی به رفراندوم ندارد زیرا حکومت مورد تائید اکثریت ملت است و قدرت نیز هر ۴ سال یکبار، جابه جا میشود. در ایران به اعتراف خود پزشکیان که گفت: مردم ما را قبول ندارند
قدرت هر چهار سال !!؟ قدرت دست کسی دیگه ثابت هست !! اون که میاد با انتخابات نمیتونه حرف اکثریت رو اجابت کنه خودتو به کوچه علی چپ نزن .
به کارشناس همه چیز دانتون احمد زیدآبادی بفرمایین که هنوز جای رفراندم قبلیتون که انتخاب پزشکیان بود درد میکنه!
زمان انتخابات حسن روحانی صراحتا اعلام شد مسائلی هست که تحت اختیار حاکمیت است نه رییس جمهور
حسن روحانی بارها گفت تدارکاتچی است نه مسئول سیاستهای کشور
در جنگ با اسرائیل ۳۰ اسرائیلی کشته شدن
در عوض ۱۲۰۰ ایرانی شهید شدن
در جنگ با آمریکا این آمار چطوری خواهد بود؟
کدوم طرف بیشتر از همه به صلح احتیاج داره؟
جبهه اصلاحات فقط خلاصه شده در شعارهای توخالی اقتصادی - جنگ نرم فرهنگی و غربگدائی محض- هروقت هم بی عرضگیشان در حل مشکلات مردم ثابت شده یک کلمه را بلغور می کنند رفراندم!!!!
چون تو آمریکا ۸۰درصد مردم زیر خط فقر نیستن و کشورش تحریم نیست و هیچ فشار اقتصادی به مردم نمیاد.
مثلا تو آمریکا نفت رو نصف قیمت به چین نمیفروشند و یه عده خاص به اسم دور زدن تحریم یه شبه چندتا چندتا نفتکش نمیخرند و اونجا برای یه قلم چای دبش ۳.۷میلیارد دلار دزدی نمیشه. اونجا مسؤلین اول بفکر اقتصاد و رفاه مردمشون بودن بعد مقاصد نظامی. اونجا شعار دادن به قیمت تحریم و نابودی اقتصاد مملکت واسه یه عده نون و آب نمیشه و منافع ملی واسشون اولویت اوله نه ژست دفاع از فلون گروه . اونجا سفره های مردم روز بروز کوچیکتر نمیشه ....
اگر واقعا نظام حکومتی ایران در قویترین زمان خودش قرار دارد پس چه نیازی است توافق کنید مستقیما و قلدرانه اعلام کنید ما مذاکره نمیکنیم و دهن تجاوزگر را هم به موشک ر مبکنیم. هر کی اینکار را نکنه!!!!!
عاقلان دانند..... انکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟
سلام آقای زید آبادی به اصل 59 قانون اساسی استاد کرده است که در آن آمده در مسایل بسیار مهم اقتصادی سیاسی اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرای عمومی که بایستی به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان برسد صورت پذیرد.
آقای معاونت سیاسی،لطفا به شعور ملت توهین نکن...اگه رئیس جمهور آمریکا بر خلاف خواست اکثریت مردم کاری انجام دهد..مطمعن باش در انتخابات بعدی آن حزب شکست خواهد خورد ،،،ایا در ایران این چنین است؟؟؟؟اکثریت ملت چطور باید سرنوشت کشورشون را تغییر دهند، با هیچ انتخاباتی که این اتفاق نمی افتد،پس تنها راه باقیمانده مانده همه پرسی و تظاهرات خیابانی است....خدا به شما کمی وجدان دهد که این قدر بر خلاف حق و حقیقت حرف نزنید
آقا مگر نه اینکه شما خیالتون از طرف مردم راحته و مگه سالی یه انتخابات برگزار نمی کنید این یکی هم روش ، دیگه کاری به نرم وزبرش نداشته باش .
مردم صلاح خودشون رو بهتر از هر کسی می دونن