ظریف: ایران نباید از سر استیصال به سمت چین و روسیه برود/ وابستگی به شرق، جایگزین انزوا نیست/ جهان پساقطبی شده و ایران باید قواعد بازی را تغییر دهد

محمدجواد ظریف بر ضرورت شکل‌گیری سیاست خارجی مبتنی بر «توازن فراگیر» تأکید کرده و چین و روسیه را از جمله شرکای کلیدی ایران در نظم جهانی در حال گذار دانسته است. او معتقد است که روابط تهران با پکن و مسکو باید نه از سر نیاز و ناچاری، بلکه بر پایه منافع متقابل، اصالت پیوندها و نگاه بلندمدت تعریف شود.

ظریف: ایران نباید از سر استیصال به سمت چین و روسیه برود/ وابستگی به شرق، جایگزین انزوا نیست/ جهان پساقطبی شده و ایران باید قواعد بازی را تغییر دهد

آنچه در ادامه می‌خوانید، خلاصه‌ای از این یادداشت با تمرکز بر نگاه ظریف به جایگاه چین و روسیه در سیاست خارجی آینده ایران است:

جهان امروز  وارد دوران پساقطبی شده  است. افول تدریجی هژمونی آمریکا و ظهور مراکز متعدد قدرت، فرصتی تاریخی برای کشورهایی فراهم کرده است که بتوانند با نگاه واقع‌بینانه و آینده‌نگر، جایگاه خود را در نظم در حال شکل‌گیری تثبیت کنند. ایران نیز برای عبور از دوران تهدیدمحوری و ورود به دوران فرصت‌محوری، نیازمند سیاست خارجی متوازن و چندوجهی است؛ سیاستی که در آن، روابط با همسایگان، چین، روسیه، اروپا و دیگر بازیگران جهانی در چارچوب منافع ملی و با تکیه بر توان داخلی تنظیم شود.

در این میان، چین و روسیه تا آینده‌ای بلندمدت همکاران کلیدی ایران در میان قدرت‌های بزرگ خواهند بود. اما اهمیت این روابط زمانی حفظ و تقویت خواهد شد که بر پایه اصالت این پیوندها باشد، نه بر اساس درماندگی و نیاز ایران. رابطه‌ای که از سر ناچاری و فقدان گزینه‌های دیگر شکل گیرد، دیر یا زود به رابطه‌ای نامتوازن تبدیل خواهد شد. ایران باید جایگاه خود را به‌عنوان کشوری برخوردار از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، تاریخی، انسانی و اقتصادی تثبیت کند تا همکاری با چین و روسیه بر پایه منافع متقابل و احترام به استقلال دو طرف شکل گیرد.

روسیه برای ایران جایگاهی ویژه دارد. این کشور یک قدرت هسته‌ای، عضو دائم شورای امنیت و همسایه ایران است. همین ویژگی‌ها، روابط تهران و مسکو را از بسیاری روابط دیگر متمایز می‌کند. پیوندهای همسایگی و منافع مشترک منطقه‌ای میان دو کشور دارای اهمیت راهبردی است و نباید به تحولات مقطعی، رقابت‌های قدرت‌های بزرگ یا شرایط گذرا وابسته شود. ایران و روسیه می‌توانند در حوزه‌های مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و منطقه‌ای همکاری‌های پایدار داشته باشند، مشروط بر آنکه این همکاری بر شناخت دقیق منافع متقابل و واقعیت‌های سیاست جهانی استوار باشد.

در عین حال، باید از نگاه‌های ساده‌انگارانه به روابط با روسیه پرهیز کرد. همان‌گونه که هیچ کشور دیگری صرفاً بر اساس دوستی یا دشمنی رفتار نمی‌کند، روسیه نیز منافع خاص خود را دنبال می‌کند. سیاست خارجی موفق آن است که بتواند زمینه‌های اشتراک منافع را گسترش دهد و از ظرفیت‌های موجود برای تأمین منافع ملی ایران بهره گیرد.

چین جایگاهی متفاوت و رو به رشد در نظام جهانی آینده دارد. جایگاه چین در اقتصاد، فناوری و سیاست جهانی به‌گونه‌ای است که همه قدرت‌های بزرگ، از آمریکا و اروپا گرفته تا روسیه و کشورهای جنوب جهانی، آن را یکی از شرکای اصلی خود می‌دانند. ایران نیز باید با درک این واقعیت، جایگاه چین را در سیاست خارجی آینده خود مورد توجه ویژه قرار دهد.

میان ایران و چین نوعی همسویی راهبردی وجود دارد، اما این همسویی به معنای یکسان بودن همه اهداف و راهبردهای دو کشور نیست. همسویی با همسانی تفاوت دارد. ایران و چین ممکن است در بسیاری از موضوعات دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، اما در برخی حوزه‌های بنیادین، از جمله مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی، منافع مشترک دارند. همین اشتراک منافع، زمینه‌ای مهم برای گسترش همکاری‌های بلندمدت میان دو کشور فراهم می‌کند.

اهمیت چین برای ایران تنها به مسائل سیاسی محدود نمی‌شود. توانمندی‌های اقتصادی و فناوری چین، این کشور را به یکی از مهم‌ترین بازیگران توسعه جهانی تبدیل کرده است. فناوری چین در بسیاری از حوزه‌ها در لبه پیشرفت جهانی قرار دارد و همکاری گسترده‌تر با این کشور می‌تواند برای ایران فرصت‌های مهمی در زمینه توسعه اقتصادی، انتقال فناوری، سرمایه‌گذاری و حضور در زنجیره‌های ارزش جهانی ایجاد کند.

در این چارچوب، توافق مشارکت جامع راهبردی و نقشه راه بیست‌وپنج ساله میان ایران و چین، بسترهای مناسبی برای توسعه روابط آینده فراهم کرده‌اند. اما بهره‌گیری واقعی از این ظرفیت‌ها نیازمند آن است که نگاه به چین از یک رابطه مقطعی و واکنشی، به یک همکاری بلندمدت و راهبردی تبدیل شود؛ همکاری‌ای که باید در میان ساختار سیاسی، بخش خصوصی و جامعه اقتصادی ایران نهادینه گردد.

همراهی سیاسی و تا اندازه‌ای اقتصادی چین و روسیه با ایران در دوره فشارهای جهانی نیز نشان داده است که این دو کشور در سیاست خارجی ایران جایگاهی مهم دارند. با این حال، این همراهی نباید به این معنا تلقی شود که چین و روسیه جایگزین دیگر روابط خارجی ایران هستند یا اینکه ایران باید سیاست خارجی خود را تنها بر محور شرق تعریف کند. سیاست خارجی موفق، سیاستی است که بتواند از همه ظرفیت‌های موجود در خدمت منافع ملی بهره گیرد.

از همین رو، توازن فراگیر به معنای انتخاب میان شرق و غرب نیست؛ بلکه به معنای ایجاد شبکه‌ای از روابط متنوع و متوازن است. ایران باید ضمن تقویت روابط راهبردی خود با چین و روسیه، روابط خود را با اروپا، همسایگان و دیگر مناطق جهان نیز بر اساس منافع متقابل بازسازی کند.

در این میان، مدیریت تنش با آمریکا نیز بخشی از همین راهبرد است. ادامه تنش کنترل‌نشده با آمریکا نه‌تنها هزینه‌های مستقیم برای ایران ایجاد می‌کند، بلکه همکاری دیگر کشورها، حتی شرکای نزدیک مانند چین و روسیه، با ایران را نیز دشوارتر می‌سازد. کاهش تنش با آمریکا نباید به معنای تغییر اصول یا چشم‌پوشی از منافع ملی باشد؛ بلکه باید ابزاری برای کاهش هزینه‌های روابط خارجی و فراهم کردن زمینه همکاری گسترده‌تر با همه بازیگران جهانی، از جمله چین و روسیه، باشد.

البته هرگونه مدیریت تنش با آمریکا باید با در نظر گرفتن نگرانی‌ها و منافع چین و روسیه انجام شود. این دو کشور باید احساس کنند که کاهش تنش میان ایران و آمریکا در جهت ثبات منطقه‌ای و تأمین منافع آنهاست، نه اقدامی برای حذف نقش آنان یا قربانی کردن منافعشان در یک توافق دوجانبه. ایران نباید اجازه دهد روابطش با شرکای راهبردی خود به ابزار معامله قدرت‌های بزرگ تبدیل شود.

آینده ایران نیازمند سیاستی است که نه بر انزوا و نه بر وابستگی استوار باشد. چین و روسیه شرکای مهم ایران در نظم جهانی آینده خواهند بود، اما ارزش این روابط زمانی افزایش خواهد یافت که ایران با اعتمادبه‌نفس، استقلال و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های ملی، جایگاه خود را در جهان تثبیت کند. توازن فراگیر یعنی آنکه ایران بتواند همزمان از ظرفیت همکاری با چین و روسیه، فرصت‌های تعامل با دیگر کشورها و قدرت دیپلماسی خود برای ساختن آینده‌ای بهتر بهره گیرد.

 

منبع: جماران
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید