فعال سیاسی اصلاح طلب:
سناریوی پیروزی مطلق برای هیچ یک از طرفین ایران و آمریکا میسر نیست / مذاکره یعنی داد و ستد
فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: در جنگهای بزرگ، زمانی صلح شکل میگیرد که هیچ یک از طرفین نتواند هدف نهایی خود را از طریق زور بهطور کامل محقق کند. در مورد تقابل فعلی، سناریوی «پیروزی مطلق» برای هیچ یک از طرفین میسر نیست. امریکا نمیتواند تمام اهداف ژئوپلیتیک خود را بدون کمترین تاثیری ازسوی ایران محقق کند و ازسوی دیگر ایران نیز نمیتواند با چشم بستن بر قدرتهای منطقهای و متحدان امریکا، تنها از طریق ابزارهای نظامی به مطالبات خود برسد.
محمدصادق جوادیحصار با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است. بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید:
باید ابتدا از یک اصل بنیادین در روابط بینالملل شروع کنیم: «مذاکره، حاصلِ جنگ نیست، بلکه نتیجه عدم دستیابی به پیروزی مطلق در جنگ است.» تاریخ به ما نشان داده که در جنگهای بزرگ، زمانی صلح شکل میگیرد که هیچ یک از طرفین نتواند هدف نهایی خود را از طریق زور بهطور کامل محقق کند. در مورد تقابل فعلی، سناریوی «پیروزی مطلق» برای هیچ یک از طرفین میسر نیست. امریکا نمیتواند تمام اهداف ژئوپلیتیک خود را بدون کمترین تاثیری ازسوی ایران محقق کند و ازسوی دیگر ایران نیز نمیتواند با چشم بستن بر قدرتهای منطقهای و متحدان امریکا، تنها از طریق ابزارهای نظامی به مطالبات خود برسد، بنابراین بحث میان «فقط جنگ» یا «فقط مذاکره» یک دوگانه کاذب است.
منطقیترین و عاقلانهترین راهکار این است که ما در عین آمادگی کامل برای دفاع از خود (از طریق ابزارهای مختلف ازجمله فناوریهای پیشرفته نظامی)، از میز مذاکره نیز برای دفاع از منافع ملی، آرمانها و حقوق خود استفاده کنیم. ما باید چنان آمادگی دفاعی داشته باشیم که اگر طرف مقابل تنها از زبان آتش و موشک با ما سخن گفت، ما هم برای پاسخگویی و حفظ اراده ملی، حرفی برای گفتن داشته باشیم. در واقع قدرت نظامی، پیششرطِ اعتبار در میز مذاکره است.
امید به مذاکره زمانی معنا پیدا میکند که دوطرف (به خصوص امریکا) به تلخی این واقعیت برسند که «موشک، هواپیما و بمباران، راه رسیدن به اهداف استراتژیک آنها نیست.» وقتی طرف مقابل بفهمد که با استفاده از زور نمیتوانند آنچه میخواهند به دست آورند، آنها در موقعیتی قرار میگیرند که به جستوجوی راه دیگری بروند؛ آن راه، همان دیپلماسی است، اما باید میان «گفتوگو» و «مذاکره» تفکیک قائل شد. نشستن دو نفر در یک فضای بسته و صحبت کردن درباره موضوعات کلی، مذاکره نیست.
مذاکره در عرف دیپلماتیک و همانگونه که در آموزههای رهبری شهید نیز تاکید شده، یعنی «داد و ستد». مذاکره یعنی پیدا کردن نقطه اشتراک میان «بایدها» و «نبایدها»؛ یعنی امتیاز دادن در یک حوزه برای گرفتن امتیازی حیاتی در حوزه دیگر. هدف از مذاکره، رسیدن به توافقاتی است که از فردا، شیوه مدیریت موضوعات را از حالت تنش به حالت همکاری یا حداقل مدیریت مشترک تغییر دهد. پس ما باید در میدان جنگ آمادگی داشته باشیم تا در میز مذاکره، از آنچه به دست آوردهایم، دفاع کنیم.
اگر میتوان به گفتوگوی منطقی و عاقلانه تن داد، باید این کار را کرد؛ اما با شرطِ آمادگی برای دفاع. اگر طرف مقابل بخواهد فقط از زبان زور سخن بگوید، ما تا جایی که توان داریم از خودمان دفاع میکنیم و اگر در جایی احساس کردیم زورمان به آنها نمیرسد، باید با هوشمندی، نقاط قوت آنها را خنثی کنیم. مذاکره نباید به معنای تسلیم در برابر بیاعتمادی طرف مقابل باشد، بلکه باید ابزاری برای مدیریتِ همین بیاعتمادی باشد.
ایران در این مرحله نیاز مبرم به «ابهامزدایی» دارد؛ هم برای راویان داخلی و هم برای رابطان و میانجیگران بینالمللی. ما باید به تمام واسطهها، اعم از قطر، عمان و سایر طرفها، این پیام را شفاف منتقل کنیم که سوءتفاهمهای معنایی نباید مانع از پیشرفت مذاکرات شود. یک نمونه بارز، بحث «مدیریت تنگه هرمز» است. ما باید تفهیم کنیم که منظور ما از مدیریت تنگه هرمز، این نیست که مسیرهای تردد را به گونهای تغییر دهیم که از کنترل ما خارج شود یا به منافع ما آسیب برسد. اگر طرف مقابل یا میانجیگران بخواهند از مفاهیم مدیریت استفاده کنند تا مسیرهای جدیدی را طراحی کنند که نفع ایران را به خطر بیندازد، این نقض آشکار عهدنامههاست و ما هرگز آن را نخواهیم پذیرفت. مدیریت یعنی تداوم ترددها براساس قوانین گذشته و تحت نظارت و مدیریت ایران؛ نه تغییر بازی.
شکست یعنی همین حال و روز مردم ایران و گرانی دارو و معیشت خانوارهای ایرانی آب قطع برق قطع بیکاری قفل شدن تولید بگیر و ببند مردم ایران گرسنه سربربالین گذاشتن مردم ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای فرار نخبگان و استعدادهای درخشان آینده............و..... خیلی پرو هستید اگر شکست را نپذیرفته اید