یک روزنامهنگار مطرح کرد:
خشم ناشی از فوران احساسات جمعی در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید و دو گانۀ انتقام- توافق / گفتمان «انتقام» و ۱۰ ملاحظه یا تفسیر از آن
هر قدر چرایی سردادنِ شعار انتقام، روشن و بیابهام و برخاسته از ظلمی است که روا شده اما چگونگی آن مبهم است.
مهرداد خدیر، روزنامه نگار و معاون سردبیر روزنامه هم میهن نوشت: خشم و غیظ و غضب ناشی از فوران احساسات جمعی علیه اقدام تجاوزکارانهٔ دشمنان در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید طی هفتۀ گذشته، شعار و مطالبۀ "انتقام" را برجسته کرده و به دو گانۀ انتقام- توافق دامن زده است.
به گونهای که این انگاره در ذهن برخی شکل گرفته که انگار توافق، نفی خونخواهی است یا یکی از جلوههای انتقام یا بارزترین آن خروج از توافق و اجتناب از ادامۀ مذاکرات است.
هر قدر چرایی سردادنِ شعار انتقام، روشن و بیابهام و برخاسته از ظلمی است که روا شده اما چگونگی آن مبهم است و این که مراد کدام یک از شقوق زیر است چرا که هر یک از تفاسیر زیر را میتوان بر آن مترتب دانست:
1. این که بر خلاف آموزۀ روادارانۀ " میبخشم، اما فراموش نمیکنم" ، ما و اکنون با تجربهٔ از سر گذرانده نه میبخشیم نه فراموش میکنیم. زیرا این شعار را نلسون ماندلا با آموزههای مهاتما گاندی رواج داد در حالی که میبینیم در هند امروز هم به عنوان میراث همان نظریه رواداریِ گذشته در قبال مسلمانان اِعمال نمیشود و رهبران سیاسیِ مدعی پیروی از مسیح نیز این آموزۀ او را کنار گذاشتهاند که اگر بر گونهٔ راست تو سیلی زدند گونۀ چپ را پیشآر!
به بیان دیگر این شعارها را برای ما فریب ما سر میدادند و خود رفتاری دیگر دارند و غزه و دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزهٔ خودمان پیش چشم ماست. پس نه میبخشیم نه فراموش میکنیم بلکه انتقام میگیریم و اگر بر یک گونهٔ ما سیلی زدند ما دو سیلی بر گونههاشان مینوازیم.
۲. مراد از انتقام، نفی تسلیم است و انتقام همین است که به خواست دشمن تن نمیدهیم و همین که زیر بار هیچ خواستی نرویم جلوهای از انتقام است.
از این رو به جای توصیه به نقض توافق توصیه می کنند زیر بار هیچ خواست دسمن نرویم و به صلح یا دست کم صلح دایمی تن ندهیم. صریح ترین موضع در این باره در سخنان حجتالاسلام سید علی خمینی مشهود بود که صلح در وضعیت کنونی را خیانت توصیف کرد و آن را در مقابل انتقام و خونخواهی قرار داد.
۳. منظور از انتقام، چنانکه برخی چون آقای حسین شریعتمداری به صراحت طرح کردهاند کشتن ترامپ است یا نتانیاهو یا هر دو. در این حالت اما مشخص نیست که آیا این کار را نهادی رسمی باید بر عهده گیرد یا افرادی آتش به اختیار یا مانند فتوای قتل سلمان رشدی هر که توانست؟
به بیان دیگر آیا دستگاه و نهادی خاص باید متولی این کار شود؟ روزگاری مرحوم حاج محمود مرتضاییفر - تکبیرگوی نماز جمعهٔ تهران- به وزیر شعار شهرت داشت در حالی که وزیر و وزارتخانه در کار نبود و استعاره بود. آقای شریعتمداری اما نمی خواهد مانند وزیر شعار "وزیر انتقام" لقب گیرد بلکه واقعا به دنبال ساز و کاری برای تحقق این خواست است.
۴. برخی از انتقام، خروج ناگهانی ایران از توافق و تفاهم ۲۸ خرداد و شروع جنگی پیشدستانه حتی به قصد بازپس گرفتن بحرین را مدنظر دارند. در این حالت اما مشخص نمیشود سطح دعوا و تنش را تا کجا میتوان پیش برد؟ به تعبیر دیگر حدِ یَقِفِ آن کجاست و اگر ادامه دادند تا کجا میتوان ادامه داد و آیا باید نگران تکرار شرارتی از جنس ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود یا نه و با این فرض ملاحظات کلان امنیتی چه میشود؟
۵. این ملاحظه که انتقام و معیشت قابل جمع نباشد هم مطرح است و به شکلی در یکی از موضعگیریهای گذشتهٔ رییس جمهور هم انعکاس داشته است. به این معنی که او متولی ادارهٔ کشور و تأمین امکانات زندگی روزمره هم هست و نمی توان معیشت را فدای امری دیگر کرد آن هم به اسم انتقام خون رهبری که به عنوان جانفدای ملت شهرت یافته است.
به بیان دیگر دو دیدگاه وجود دارد. یکی انتقام با لحاظ میزان تابآوری اقتصادی و اجتماعی و معیشتی و مادی و دیگری بدون این محاسبه و به هر قیمت.
البته وقتی سحر امامی خبرنگار اعزامی صدا و سیما به مشهد برای گفتوگو با آقای سعید جلیلی همین پرسش تقابل معیشت با انتقام را با او در میان گذاشت این چهره که بیش از پیش فعال شده آشکارا برآشفت و مطرحکنندگان این پرسش -و نه مجری شبکهٔ خبر- را به تحجر متهم کرد و گفت: وقتی برای چند پرسش در زمانها و شرایط مختلف پاسخ واحدی ارایه میشود یعنی ذهنشان دچار تحجر است و توضیح داد: معیشت درگرو امنیت است. بر اساس سخنان او دال مرکزی گفتمان انقلابی، امنیت است و انتقام هم تأمین کنندهٔ آن و معیشت هم در گرو امنیت تأمین خواهد شد و در مقابل آن قرار ندارد و البته ترجیح داد به بیان کلیات بسنده کند و وارد جزییات نشود.
۶. با نگاه فرهنگی و تمثیلی انتقام را میتوان به آتشی در سینه هم تشبیه کرد یا همان کینه منتها از نوع مثبت یا مقدس و انقلابی آن.
آتش در فرهنگ ایرانی خاصه پیشااسلام قداست دارد و از این رو نیاکان ما به جای باور به بهشت و دوزخ از مینو و زَمهَریر میگفتند که یخبندان است زیرا آتش یا نور است در روز یا شبانگاهان برای گرما و روشنا برمیافروزیم یا مهمتر از اینها در دل و در سینه داریم. چنان که خواجهٔ شیراز گفته است:
از آن به دِیرِ مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دلِ ماست
با این نگاه انتقام، زنده نگاهداشتن آن آتش در سینه است و نه الزاماً دست به کاری زدن.
این روزها یادآور قبول قطعنامهٔ ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ هم هست و جا دارد بخشی از سخن رهبر فقید انقلاب هم نقل شود: " بغض و کینهٔ انقلابیتان را در سینهها نگه دارید. با خشم و عضب بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آنِ شماست...."
۷. شاید برخی نمایندگان مجلس درصدد برآیند مقولهٔ انتقام و کیفیت آن را در قالب طرحی در مجلس ارایه و به قانون بدل کنند تا نخستین اقدام آنان بعد از ۵ ماه تعطیلی صحن علنی باشد. مشکل اما در این است که رییس همین مجلس رییس تیم مذاکره کننده بوده و یادداشت تفاهم با امضای رییس جمهوری را پیشاپیش او آماده کرده و اکثریت همین مجلس دوباره به او رأی دادهاند و اگر از مفاد مصوبهٔ مجلس نقض توافق برآید آقای قالیباف را دچار چالش می کند. جدای این به فرض تصویب و مُهر تأیید شرعی شورای نگهبان سازگاری آن با مصلحت مورد نظر مجمع تشخیص و مهم تر ملاحظات شورای عالی امنیت ملی هم مطرح است و عملا نمیتواند جامهٔ قانون بپوشد.
۸. یک نگاه، همان است که قبلا نوشتم و از زبان آقای حداد عادل بیان شد (یادداشت قبلی). این که خونخواهی در نفی و تقابل با مذاکره نیست بلکه دست مذاکره کنندگان را در گفتوگوها پُرتر میکند تا بتوانند به خواست مردم استناد کنند و به بیان دیگر مطالبات حداکثری را روی میز بگذارند و امتیاز بگیرند.
۹. این نگرانی هم البته وجود دارد که هدف برخی انتقال پروژهٔ تنش به داخل باشد و این همان هشداری است که علی ربیعی دستیار اجتماعی رییس جمهوری و فعال سیاسی کهنهکار مطرح کرده است.
او بر خلاف برخی مدعیان و منتقدان که تازه در نیمهٔ دههٔ ۶۰ چشم به دنیا گشودند از آن دهه خاطرات سیاسی و مدیریتی فراوانی دارد و از چهرههای مورد وثوق آیتالله بهشتی بوده چندان که شاخهٔ کارگری حزب را به او سپرده بودند و سخنران اولین روز کارگر در کنار شهید بهشتی بود.
هماو یادآور میشود که مجاهدین خلق / منافقین با شعار "بهشتی، دشمن نزدیک است و آمریکا دشمن دور" انقلاب و نظام را از یکی از خاصترین چهرهها محروم کردند.
مطابق این هشدار این بیم جدی است که کسانی با سوء استفاده از احساسات پاک و طبیعی به دنبال دشمنسازی در داخل باشند. (به بیان دیگر اگر دستمان به ترامپ و نتانیاهو نمیرسد به پزشکیان و قالیباف و عراقچی که میرسد!)
داعش هم از تز "دشمن قریب و بعید" میگفت و حاصل این شد که یک تیر هم به جانب دشمن واقعی - اسراییل- شلیک نشد اما به مسلمانکُشی انجامید.
۱۰. سرانجام این که هر قدر دست چهرههای خارج از مسؤولیت رسمی در طرح این مدعاها باز باشد مقامات رسمی و مشخصا وزیر امور خارجه محدودیت رسمی و حقوقی و دیپلماتیک دارند و در توضیح و تبیین آن در گفتوگو با رسانهها دچار چالش میشوند و این را هم یک بار در قضیه سلمان رشدی تجربه کردهاند.
جالب این که همین آقای محمد جواد اردشیر لاریجانی که حالا در تلویزیون به نقد علنی سخنان آقای قالیباف در تفسیر انتقام میپردازد در آن زمان اصرار داشت فتوا را از پروژه عملی و اجرایی حکومت، جدا بداند و این که امام خمینی در مقام رییس حکومت دستور نداده بلکه به عنوان مرجع تقلید فتوا داده ولی این قضیه در فرهنگ غربی دچار بدفهمی شده است.
عراق 8 سال جنگ و
20 هزار شهید و آن همه تلافات و قطع عضو و فلج و شیمیایی وو
الان شدیم برادر.....
انتقام با جنگ فقط اوضاع مملکت بدتر می شه
انتقام با پیشرفته کردن کشور و ثروتمند شدن مردم
شکل می گیره
تو دهنی به ترامپ با باز کردن شریانهای اقتصادی میسر می شود
نه موشک پرانی و کشت و کشتار