روزنامه اطلاعات:
چرا ترامپ نمی تواند دروغ نگوید؟/ او رکورد هر ساعت یک دروغ را بنام خود ثبت کرده
اگرچه بسیاری گروهها از فریب برای سودهای سیاسی بهره جستهاند، اما در آمریکا این راهبرد به جایگاه هنرهای زیبا ارتقا یافته است! اخبار ساختگی و دروغهای مکرر در رسانهها، اوجگیری فزایندة خردستیزی امریکایی را منعکس میسازد؛ پدیدهای که در زمان ترامپ به اوج خود رسیده است.
روزنامه اطلاعات نوشت: هرگز هیچ فرد سرشناسی بیش از ترامپ دروغ نگفته است. همانطور که دآوْد (Dowd) میگوید: شعار ترامپ میتواند این باشد: «نمیتوانم دروغ نگویم»!
به نوشته واشنگتنپست، ترامپ در چهار سال دور اول ریاستجمهوری، بیش از ۳۰هزار بار دروغ گفت! او نسنجیده و حسابنشده سخن میگوید و تاریخ را بازنویسی میکند و در تضاد با گفتههای پیشین خود حرف میزند. میزان دروغگویی او در طول زمان تغییر مییابد و از تقریباً ۲۰۰ دروغ در ماه در ایام نسبتاً آرام، تا ۱۲۰۰ دروغ در ماه در حوالی انتخابات میاندورهای سال ۲۰۱۸ افزایش یافت.
ترامپ حدود ۲۳ بار در روز یا تقریباً ساعتی یک بار دروغ میگوید. چیزی که زمانی رفتار شوکآور هر رئیسجمهوری تلقی میشد، به رفتاری عادی تبدیل شده است. او حتی وقتی نیازی به دروغگویی ندارد، دروغ میگوید و با بیقیدی، هر شاهدی خلاف دروغهای خود را انکار میکند. وقتی هنگام دروغگویی، گیر میافتد، هیچ نشانهای از شرمندگی بروز نمیدهد و سریعاً به سراغ دروغ بعدی میرود. حتی ممکن است برخی از دروغهای خود را باور داشته باشد. ترامپ از دروغ همچون سلاح سیاسی و به عنوان وسیلهای برای ارتقای جایگاه اجتماعی خود استفاده میکند.
ترامپ اغلب دروغ را بارها و بارها تکرار میکند تا برای پایگاه خود و برای گزارشگران و تماشاگران فاکسنیوز به «حقیقت جایگزین» تبدیل شود. کِسلر با واپایی حقیقت، استدلال میکند: «ترامپ پس از آنکه حقایق روشن شد، در چیزی که به نظر تلاش عمدی برای جایگزینی حقیقت با روایتی است که برای خود او بسیار مناسبتر است، بسیار موفق عمل میکند. او نهتنها در نادرستگویی چیزها گرفتار گاف میشود، که عمداً دروغ را به گفتگوی ملی تزریق میکند.»
از این منظر، ترامپ به شکل خوفناکی به شخصیت «نیوسپیک» در رمانِ معروف جرج اُروِل با عنوان «۱۹۸۴» شباهت دارد: ترامپ به طرفدارانش گفت: «چیزی که میبینید یا میخوانید، چیزی نیست که دارد اتفاق میافتد». اُروِل نوشت: «حزب به شما گفت شهادت چشم و گوشتان را رد کنید. این اساسیترین فرمان بود». این خط فکری اساساً مرزهای میان حقیقت و دروغ را کاملاً تیره و تار میسازد. برونی (Bruni) خلاصهای گزنده از دیدگاه بیخیالانه ترامپ در قبال حقیقت ارائه میدهد: «مردی که حقیقت را نمیشناسد و اگر حقیقت با آژیری که به صدا درآمده، به سوی او رانده شود و او را زیر بگیرد، باز هم همان کار را از سر میگیرد».
این دیدگاه در لحظهای تاریخی ظهور مییابد که در آن، قبیلهگرایی سیاسی در آمریکا در اوج خود است و حقیقت یک سلاح سیاسی و یا چیزی بیش از آن، شمرده میشود. اسمیت در مقاله «حقیقت پس از ترامپ»، استدلال میکند که «ترامپ چیزی تنها در حد تاپاله گاو است و چیزی که از دهانش بیرون میآید، بیشتر به آسیبشناسیهای شخصیت او مربوط میشود تا به هر دیدگاه واقعی در این مورد که چگونه جهان یا امریکا باید در راستای حقیقتی قرار گیرد که تنها ترامپ به آن دسترسی دارد». در ادامه این اندیشه، کاکوتانی خاطرنشان میسازد که حکومت ترامپ به مراکز واپایی و جلوگیری از بیماریها دستور داد که از استفاده از تعبیر «دانشپایه» و «شواهدپایه» خودداری نمایند.
نامسوولین ایرانی هر ثانیه یک دروغ میگویند