اگر بلوف ترامپ درباره ایران واقعیت پیدا کند
در اوج تنشهای منطقهای، بار دیگر ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در آستانه یکی از پیچیدهترین بحرانهای خاورمیانه قرار گرفتهاند؛ بحرانی که شاید بهجای قهر و انفجار، با دیپلماسی و محاسبات واقعبینانه پایان یابد.
به گزارش خبرفوری به نقل از آسیاتایمز، این منازعه، بیش از هر چیز، تکرار همان الگوی قدیمی فشار حداکثری و تهدیدهای نظامی است که طی دههها بارها آزمایش شده و ناکام مانده است. دونالد ترامپ، همانگونه که پیشتر نیز در اظهاراتش مطرح کرده، واشنگتن را برای دستیابی به توافقی قاطع با تهران تحت فشار گذاشته است؛ تهدید به اقدام «خیلی سخت» و همزمان تلاش برای ادامه گفتوگوها، در مقابل، مقامات ایران هشدار دادهاند که هر حمله آمریکا میتواند به جنگی منطقهای منجر شود، اما از سوی دیگر نمایندگان تهران از گفتوگوهای «منصفانه و عادلانه» استقبال میکنند.
بیشتر بخوانید:
دیپلماسی با یونیفرم نظامی | چرا ترامپ ژنرالها را به میز مذاکره با ایران آورده است؟
مقاله این پایگاه خبری از یک «بلوف» سیاسی سخن میگوید: سیاستی که ترکیبی از فشار اقتصادی، تهدید نظامی و تلاش برای مذاکره است. تجربه خروج آمریکا از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در ۲۰۱۸ و اجرای سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران نشان داده که این استراتژی نتایج عکس داده است. فشارها نهتنها ایران را به زانو درنیآورد، بلکه باعث شد تهران به سمت افزایش ظرفیت غنیسازی برود.
در سال ۲۰۲۵ نیز حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران نتوانست برنامه هستهای این کشور را از بین ببرد و تنها عزم تهران را برای دستیابی به یک توان بازدارنده قویتر افزایش داد. این همان تناقضی است که تحلیلگران از آن بهعنوان «سوءبرداشت اساسی» در دیپلماسی اجباری یاد میکنند: نمیتوان کشوری را با بمباران و تهدید وادار به پذیرش شرایطی کرد.
در صورت گسترش خشونت، نهتنها ایران میتواند حملات موشکی علیه پایگاههای آمریکا در منطقه انجام دهد، بلکه تنگه هرمز—که حدود ۲۰ درصد نفت خام جهان از آن عبور میکند—در معرض خطر اختلال جدی قرار خواهد گرفت، رخدادی که پیامدهای اقتصادی جهانی خواهد داشت.
از منظر تاریخی نیز، مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه (از لبنان ۱۹۸۳ گرفته تا عراق ۲۰۰۳ و لیبی ۲۰۱۱ ) نشان دادهاند که اینگونه عملیاتها اغلب نتیجه معکوس دادهاند و بحران را عمیقتر کردهاند. در چنین زمینهای، ضربه زدن به یک کشور با سنت قوی ملیگرایی و هویت جمعی، نهتنها موجب پشیمانی نمیشود، بلکه میتواند سختگیران را تقویت کند و اختلافات را تشدید نماید.
حل واقعی این بحران احتمالا نه با پیروزی نظامی، بلکه از مسیر گفتوگوها و سازوکارهای دیپلماتیک حاصل خواهد شد، هرچند این توافقها ناقص باشد. چنین خروجیای، اگرچه برای جناحهای تندرو ممکن است بهعنوان «نرمی» تلقی شود، اما از منظر واقعبینانه میتواند جلوی انفجارهای بزرگتر در منطقه را بگیرد. در نهایت، بحران آمریکا و ایران، نقطه پایان نظامیگری نیست، بلکه احتمالا آغاز دورهای از مدیریت تنشها از طریق سیاست، گفتوگو و موازنه منافع است؛ چیزی که شاید تنها راه بقای صلح در خاورمیانه باشد.
معنی بلوف روشنه.به حقیقت نمیپیونده..
بلوف!!!!!!!!!!!اینهمه تجهیزات آورده با این همه نیروی انسانی برای ماهیگیری؟!!!!!!!بلوف!بچه مچه حرف میزنی