آیا در صورت وقوع جنگ، چین به کمک ایران خواهد آمد؟

این تحلیل بر پایه گفت‌وگوهای گسترده با کارشناسان امنیتی، نظامی و سیاسی چینی مستقر در پکن است و بیشتر بازتاب ارزیابی‌های تحلیلی است تا موضع رسمی دولت چین درباره وضعیت اخیر ایران.

آیا در صورت وقوع جنگ، چین به کمک ایران خواهد آمد؟

به گزارش خبر فوری به نقل از میدل ایست آی، ایران در چند هفته گذشته شاهد اعتراض‌های سراسری شده بود؛ این ناآرامی‌ها که از ترکیبی آشنا از فشارهای اقتصادی، تورم، کمبود انرژی و خستگی سیاسی پس از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته تغذیه می‌شد، نه کاملا خودجوش بود و نه کاملاً غیرمنتظره. از دید پکن، این رخدادها با دقت رصد شد، اما بدون لحن هشداردهنده و هیجانی بود.

تحلیل‌گران چینی سریعاً اعتراض‌ها را نه به‌عنوان یک لحظه انقلابی، بلکه به‌عنوان ادامه بی‌ثباتی ناشی از جنگ ۱۲ روزه تفسیر کردند. در این خوانش، ناآرامی‌های داخلی و فشار نظامی خارجی دو بیان از یک پدیده واحد هستند: اعمال فشار مداوم علیه ایران.

دیدگاه چین که از دکترین امنیتی و تجربه تاریخی خود شکل گرفته، به‌شدت با روایت‌های غربی که اعتراض‌ها را نقطه عطفی تعیین‌کننده برای تغییر نظام معرفی می‌کنند، تفاوت داشت.

بیشتر بخوانید:

بمب‌افکن‌های رادارگریز چین؛ پیامی روشن برای نیروی هوایی آمریکا

حلقه‌های امنیتی چینی اعتراض‌ها را از نظر عددی محدود ارزیابی کردند؛ یعنی اگرچه در بسیاری از مراکز شهری تظاهرات رخ داده، اما تعداد معترضان در هر مکان (به جز چند لحظه اوج) به‌ندرت از ۵۰ هزار نفر فراتر رفته است.

نتیجه‌گیری صریح بود: معترضان پرصدا، قابل‌دیدن و مزاحم بودند، اما از نظر جمعیتی یا سازمانی چنان گسترده نبودند که نشان‌دهنده فروپاشی نظام باشد. در محاسبات پکن، مقیاس مهم‌تر از نمادگرایی است و مقیاس کافی برای نشان دادن فروپاشی سیستماتیک وجود نداشت.

منطق امنیت داخلی

تحلیل‌گران چینی همچنین استدلال اصلی مقامات ایرانی را بازتکرار کردند: تمایز میان اعتراض مسالمت‌آمیز و خشونت آشفته و اغتشاش، و این نکته که هیچ نظام سیاسی (چه دموکراتیک و چه اقتدارگرا) حضور گروه‌های مسلح، حمله به زیرساخت‌های عمومی یا درگیری مستقیم با پلیس را تحمل نمی‌کند.

از این منظر، برخورد با شورش‌ها به‌عنوان رفتار استاندارد دولت تفسیر می‌شود. این چارچوب با منطق امنیت داخلی چین هم‌راستا است و توضیح می‌دهد چرا پکن نسبت به درخواست‌ها برای بین‌المللی‌کردن اعتراض‌های ایران همدلی چندانی نشان نداد.

نکته کلیدی این است که کارشناسان نظامی و سیاست‌گذاری چین اعتراض‌ها را به‌عنوان یک رویداد داخلی منفرد نمی‌دیدند، بلکه آن را به‌عنوان پس‌لرزه سیاسی جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته تلقی کردند. تخریب زیرساخت‌ها، تأثیر روانی حملات اسرائیل و آمریکا و تهدید مداوم جنگ دوباره، همه به بی‌ثباتی اجتماعی کمک کرده‌اند.

فشار خارجی و احتمال جنگ

پکن اعتراض‌ها را بدون «جرقه بحرانی» می‌بیند: نظامی تحت فشار، اما نه نزدیک به فروپاشی، و جنگی قریب‌الوقوع که به همه آسیب می‌زند.

این ارزیابی مستقیماً در برآورد چین از احتمال درگیری نظامی بعدی نقش دارد. حلقه‌های امنیتی چینی به‌طور فزاینده‌ای یک حمله مجدد اسرائیل یا آمریکا به ایران را قریب‌الوقوع می‌دانند.

از دید پکن، پرسش‌های حل‌نشده درباره ذخیره اورانیوم غنی‌شده ایران، دسترسی محدود بازرسان هسته‌ای و ادامه توسعه موشکی، انگیزه‌های قوی برای اقدام پیش‌دستانه دشمنان ایران ایجاد می‌کند. همزمان، تحلیل‌گران چینی تغییر قابل‌توجهی در توازن نظامی از زمان جنگ ۱۲ روزه مشاهده نمی‌کنند.

به‌نظر پکن، ایران و اسرائیل امروز تقریباً همان توانمندی‌های تهاجمی و دفاعی را دارند که قبل از ژوئن ۲۰۲۵ داشتند. ایران همچنان در دفاع هوایی و قدرت هوایی ضعف‌هایی دارد، اما قابلیت‌های موشکی و پهپادی قابل‌توجهی دارد. اسرائیل دفاع‌های چندلایه دارد، اما در برابر حملات اشباع‌گر آسیب‌پذیر باقی می‌ماند.

بنابراین، کارشناسان چینی نتیجه می‌گیرند که جنگ بعدی خروجی بنیادی متفاوتی نخواهد داشت، مگر در مقیاس و شدت. آن‌ها معتقدند درگیری بعدی احتمالاً خشن‌تر، مخرب‌تر و دشوارتر برای مهار خواهد بود و خطر گسترش به کشورهای همسایه بیشتر خواهد شد.

آزمون حاکمیت و منافع پکن

این چشم‌انداز پکن را نگران می‌کند نه به‌خاطر هم‌سویی ایدئولوژیک با تهران، بلکه به‌خاطر ثبات منطقه‌ای. مهم‌ترین منافع چین در خاورمیانه، پیش‌بینی‌پذیری است: جریان‌های امن انرژی، مسیرهای تجارت محافظت‌شده و جلوگیری از درگیری‌های زنجیره‌ای. جنگ گسترده‌تر میان ایران، اسرائیل و آمریکا و احتمال دخالت حزب‌الله، یمن یا کشورهای خلیج فارس، همه این‌ها را تهدید می‌کند.

با این حال، چین قصد ندارد وارد نقش نظامی شود. حلقه‌های امنیتی چینی در این زمینه صریح‌اند. پکن از صلح و ثبات در ایران و منطقه حمایت می‌کند، با تغییر نظام مخالف است و مداخله نظامی خارجی را رد می‌کند. چین حاکمیت را به‌عنوان اصل سازمان‌دهنده نظم بین‌الملل می‌داند و ایران را به‌عنوان یک مورد آزمایشی می‌بیند.

اما این حمایت صرفاً سیاسی و دیپلماتیک است. چین قصد ندارد در امور داخلی ایران دخالت کند یا در صورت جنگ، پشتیبانی نظامی ارائه دهد.

این موضع هم از اصول و هم از عمل‌گرایی ناشی می‌شود. دخالت نظامی به نفع ایران، ریسک مواجهه با آمریکا و تضعیف استراتژی جهانی چین را به همراه دارد. از منظر سیاسی، پکن ارزش ایستادن کنار دولت‌های موجود در برابر آنچه بی‌ثبات‌سازی خارجی می‌داند، می‌بیند. از دید چین، تغییر نظام (در ایران یا هر جای دیگر) بی‌نظم‌کننده است، نه دموکراسی‌آور.

تحریم‌ها و محاسبات اقتصادی

فشار اقتصادی نیز این موضع را تشدید می‌کند. تصمیم آمریکا برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند، در پکن به‌عنوان بخشی از مواجهه اقتصادی گسترده‌تر با چین تفسیر می‌شود. سیاست‌گذاران چینی این اقدامات را کمتر تحریم‌های خاص ایران و بیشتر جبهه‌ای دیگر در تلاش واشنگتن برای محدود کردن نفوذ اقتصادی جهانی چین می‌دانند.

در نتیجه، پکن انتظار ندارد این تعرفه‌ها روابط چین و ایران را به‌طور اساسی مختل کنند. تجارت ممکن است سازگار شود و مسیرها تغییر کند، اما منطق استراتژیک پابرجا باقی می‌ماند.

چین در انتظار ناآرامیِ اجتناب‌ناپذیر

رویکرد چین نسبت به بحران کنونی ایران نه رمانتیک است و نه بدبینانه؛ بلکه سرد و سیستماتیک است. پکن اعتراض‌ها را بدون «جرقه بحرانی» می‌بیند، رژیمی تحت فشار اما نه نزدیک به فروپاشی، و جنگی قریب‌الوقوع که به همه آسیب می‌زند. چین برای کاهش تنش‌ها فراخوان می‌دهد، مداخله را محکوم می‌کند و به تجارت ادامه می‌دهد، در حالی که خود را برای بی‌ثباتی‌ای آماده می‌کند که معتقد است دیگران اجتناب‌ناپذیر کرده‌اند.

از دید پکن، ایران مسئله‌ای ایدئولوژیک نیست؛ بلکه مسئله‌ای پیش‌زمینه‌ای است. و چین معتقد است پیش‌زمینه‌ها از اعتراض‌ها خطرناک‌ترند.

منبع: خبر فوری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید