بیژن عبدالکریمی، پژوهشگر علوم انسانی و دانشیار فلسفه:

خشونت عریان فقط توسط عوامل موساد انجام نشد؛ نفرت و خشم، مردم را به زامبی تبدیل کرده بود/ اگر اینترنت زودتر قطع می‌شد، این تعداد کشته نمی‌دادیم/ آزادی رسانه در شرایط سقوط حاکمیت ملی، مسأله اصلی نیست/ احتمال تکرار فاجعه و حمله خارجی بالاست

بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه نسبت به احتمال تکرار فجایع اخیر و حتی حمله خارجی هشدار می‌دهد و تاکید می‌کند که تنها راه عبور از این وضعیت تغییر سیاست‌ها به ویژه در حوزه اقتصاد است. او باور دارد که در دی ماه از پیچ حساسی با احتمال سقوط حاکمیت ملی عبور کرده‌ایم و وقت آن است که مساله مقاومت را جدی بگیریم.

خشونت عریان فقط توسط عوامل موساد انجام نشد؛ نفرت و خشم، مردم را به زامبی تبدیل کرده بود/ اگر اینترنت زودتر قطع می‌شد، این تعداد کشته نمی‌دادیم/ آزادی رسانه در شرایط سقوط حاکمیت ملی، مسأله اصلی نیست/ احتمال تکرار فاجعه و حمله خارجی بالاست

 دی‌ماه ۱۴۰۴ برای جامعه ایران تجربه‌ای متفاوت، پرتنش و ناخوشایند بود. هرچند با مدیریت نهادهای انتظامی و امنیتی، ناآرامی‌های خیابانی فروکش کرده، اما پرسش‌های بنیادین همچنان باقی است: جامعه تا چه حد از آنچه گذشت عبور کرده؟ ریشه‌های خشم و نارضایتی کجاست؟ و آیا این رخدادها یک هشدار جدی بود یا پیش‌درآمد بحرانی بزرگ‌تر؟

در پس آرامش ظاهری، شکاف‌های اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای همچنان فعال‌اند؛ شکاف‌هایی که می‌توانند با تصمیم‌های درست ترمیم شوند یا با سیاست‌های نادرست، عمیق‌تر شوند. روایت‌های غالب از ناآرامی‌های اخیر یا همه تقصیرها را به عوامل خارجی نسبت می‌دهند یا یک‌سره حاکمیت را مقصر می‌دانند؛ روایتی ساده‌انگارانه که به گفته برخی ناظران، واقعیت پیچیده‌تری را پنهان می‌کند.

بیژن عبدالکریمی، پژوهشگر علوم انسانی و دانشیار فلسفه، در گفت‌وگویی صریح از «نقاط عطف خطرناک» در تحولات اخیر کشور سخن می‌گوید؛ از خشونت‌هایی که به تعبیر او «داعش را به داخل تهران آورد»، تا ناکامی هم‌زمان حاکمیت، دانشگاه و روشنفکران در فهم مسأله فرهنگ، مقاومت و اقتصاد. عبدالکریمی با نقد دولت، رسانه‌ها و نخبگان، نسبت به تکرار فجایع بزرگ‌تر، خون‌ریزی گسترده‌تر و حتی احتمال حمله خارجی هشدار می‌دهد و معتقد است اگر «دست‌فرمان اقتصادی» تغییر نکند، آینده‌ای پرهزینه در انتظار ایران است.

یک هفته است که به واسطه مدیریت نهاد‌های انتظامی و امنیتی، از درگیری و ناآرامی‌های اخیر که اوج آن روز‌های پنج‌شنبه و جمعه بود، عبور کردیم؛ به نظر شما جامعه نیز از ریشه‌های اعتراض خود عبور کرده است؟

جامعه یک امر یک‌دست و یکپارچه نیست و نمی‌توان به‌طور مطلق گفت عبور کرده یا نکرده است. اما بر اساس تجربیات میدانی، بخش‌هایی از جامعه یا از این فضا عبور کرده‌اند یا اساساً در آن حضور نداشتند. بخش وفادار به گفتمان انقلاب و حتی بخش بزرگی از نیروهای خاکستری یا حتی کسانی که نفرت انباشته شده‌ای داشتند، وقتی با صحنه‌های خشونت عریان مواجه شدند، عقب کشیدند.

در روز‌های اول اعتراضات بخشی از مردم و بازاریان در خیابان حضور داشتند، اما وقتی شاهد خشونت برخی افراد آموزش دیده بودند، عقب نشینی کردند. به عقیده من افرادی که ظرف چند دقیقه چندین خودرو را آتش می‌زنند یا ظرف چند ثانیه سر می‌برند، حتما آموزش دیده هستند. خشونت این گروه معترضان را هم به وحشت انداخت و متاسفانه بخشی از مردم نیز کشته شدند. اکنون اگر پمپاژ رسانه‌هایی مثل ایران اینترنشال و بی‌بی‌سی نباشد، جامعه از این جریان عبور کرده است.

اگر اینترنت زودتر قطع می‌شد، این تعداد کشته نمی‌دادیم

اولین ضرورتی که باید از سوی حاکمیت در این شرایط مورد توجه قرار بگیرد، چیست؟

جنگ دوازده روزه یقینا یک نقطه عطف در تاریخ ما بود و بعد از آن، در همه بخش‌ها و گروه‌ها نیاز به یک بازنگری جدی برای مقاومت در برابر نظام سلطه داشتیم، اما متاسفانه دولت، حاکمیت، روحانیت، روشنفکران و دانشگاهیان هیچ یک این ضرورت را درنیافتند. پوزیسیون به معنی حاکمیت و اپوزیسیون به معنی همه نیرو‌های نقاد داخلی در کشور ما دچار نوعی اینرسی شده‌اند. این درحالی است که هر گفتمانی که بعد از جنگ اخیر، همان حرف‌های قبل را بزند، باید دچار عقب افتادگی سیاسی تلقی کرد. صداوسیما، نوع مواجهه ما، گفتمان انقلاب، رویکرد فرهنگی و روشنفکری، سیاست‌های اقتصادی همه باید بعد از جنگ بازبینی می‌شد، اما نشد.

بعد از حوادث اخیر نیز ما با یک نقطه عطف تاریخی مواجه شدیم؛ به این معنی که اگر قبلا داعش را در بیرون از مرز‌های خود تصور می‌کردیم، این بار آن را متاسفانه در داخل مرز‌ها و در  تهران دیدیم.

خشونت فقط توسط عوامل موساد انجام نشد | نفرت و خشم مردم را به زامبی تبدیل کرده بود

مساله تلخ این بود که خشونت‌های صورت گرفته فقط از سوی تروریست‌های تعلیم یافته اعم از عوامل موساد، سلطنت‌طلبان، مجاهدین، جیش العدل انجام نشد. من به عنوان یک دانش آموخته فلسفه می‌گویم که این خشونت، حتی بخشی از مردمی که نفرت و خشم داشتند را به نوعی زامبی تبدیل کرد و برخی از این خشونت‌ها در بطن جامعه رخ داد.

این موضوع خیلی مهم است و حتما باید مسئولان فرهنگی و دانشگاهی به آن بیندیشند، چون این یعنی ما پاشنه آشیل زیاد داریم و اگر آنها را نادیده بگیریم، این بار با چند هزار کشته مواجه خواهیم شد. بر این اساس تاکید می‌کنم که شدیدا به بازنگری در همه حوزه‌ها نیاز داریم.

دانشگاه، روحانیت، حاکمیت و دولت هیچ کدام نتوانسته‌اند به اندازه نیرو‌های دفاعی کشور که واقعا شاهکار آفریدند، در صحنه مقاومت پیش بروند. ما مساله مقاومت را شوخی گرفتیم و این پاشنه آشیل ماست. البته پاشنه آشیل‌های زیادی مثل سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی، رسانه و تبلیغات داریم.

با این حساب شما فکر می‌کنید که زمینه‌های اولیه اعتراض که به قول شما بخشی از مردم و بازاریان را بیرون کشیده بود، از بین رفته است؟ 

نه، رفع نشده است. حتی شاهدیم که دولت با سیاست‌های اقتصادی نادرست، زمینه‌ها را تقویت می‌کند. در همین روز‌های اخیر مطلع شدم که در جلسه قیمت‌گذاری نرخ نان، تصمیمی برای حذف یارانه نان اخذ شده است؛ اینگونه تصمیمات حکم بنزین ریختن روی آتش را دارد؛ لذا اصلا نمی‌توانیم به اقداماتی مثل این خوشبین باشیم، همان‌طور که نمی‌توانیم به بسته نشدن فضای مجازی توسط برخی اپراتور‌های تلفن همراه در روز‌های نخست خوشبین باشیم. به نظر من اگر اینترنت همان روز سه‌شنبه یا چهارشنبه که فراخوان بود، بسته می‌شد این تعداد کشته نمی‌شدند.

بروز این رفتار‌های داعشی در خیابان به خاطر این است که روحانیت ما فرهنگ را رها کرده و به سیاست چسبیده است. روشنفکران نیز کارشان نقد قدرت و ایدئولوژی قدرت است

آزادی رسانه در شرایط سقوط حاکمیت ملی، مسأله اصلی نیست

وقتی اینترنت محدود است و دست رسانه‌های داخلی بسته مانده، چطور باید انتظار داشت که پمپاژ رسانه‌های خارج از کشور تمام شود؟ سیاست‌های فعلی عملا مردم را به سوی این رسانه‌ها سوق داده است.

ما در شرایط جنگی هستیم و بی‌تردید، اینترنت و فضای مجازی یکی از راه های نفوذ دشمنان برای حملات سایبری و کسب اطلاعات است. واقعیت این است که تکنولوژی و سرور‌ها در کشور‌های دیگر قرار دارد و اسرائیل از تکنولوژی پیشرفته‌ای برخوردار است. باید بپذیریم که این‌ها ابزار جنگی است. نادانی اکثر قریب به اتفاق روشنفکران ما این است که با طرح رمانتیک و فانتزی از جریان اطلاعات و آزادی رسانه، این وجوه را نمی‌بینند. قطعا هیچ آدم فهمی با جریان آزاد اطلاعات مخالفت ندارد و هیچ احمقی از استبداد دفاع نمی‌کند، اما باید دید که رسانه‌های خارجی مثل بی‌بی‌سی و ایران اینترنشنال چطور فضاسازی کرده و این بسته بودن اینترنت در ایران را بزرگ جلوه می‌دهند. می‌گویند چند ساعت است که اینترنت ایران خاموش است یا آفلاین شده، این همه تاکید یعنی که فضای مجازی ابزاری برای نیرو‌های جاسوسی و جنگی آنها است. اما برخی روشنفکران و اهالی رسانه مثل شما نگاه ناتویی به موضوع دارند.

اغلب روشنفکران ایرانی در رسانه‌های خارجی علیه منافع ملی شوریده‌اند

چطور می‌توان هم پمپاژ رسانه‌های خارج از کشور را عامل تشدید خشونت و ناآرامی دانست و هم دست رسانه داخلی را بست؟ این نگاه متناقض است.

مساله را نباید با منطق صفر و صدی نگاه کنید. این حرف درستی نییست که بگوییم حالا که نمی‌توان اینترنشنال را کنترل کرد، فضای مجازی را باز کنیم. راه مقابله با رسانه بیگانه ارتقای رسانه ملی است که متاسفانه شکست خورده است. من با شما همدلم که نیازمند کثرت رسانه‌ها هستیم تا بازتاب جامعه متکثر و اعتراضات مردم باشد، اما از شما گلایه هم دارم. اکثر قریب به اتفاق روشنفکران ما که در فضای مجازی یا رسانه‌ای تولید محتوا می‌کنند، در جبهه دشمن بازی می‌کنند. من مبتذل‌تر از این گروه روشنفکران ایرانی ندیده‌ام. ببینید که این کارشناسان ایرانی در شبکه‌هایی مثل بی‌بی‌سی و ایران اینترنشنال چطور علیه منافع ملی و کشور شوریده‌اند.

امروز حرف از شرایط جنگی است؛ مساله امکان سقوط حاکمیت ملی است. در این شرایط نمی‌تواند از آزادی رسانه و جریان اطلاعات گفت. این دموکراسی رضا پهلوی و آمریکایی که مثل آدامس در دهان شما انداخته‌اند، مساله فعلی نیست. حرف من این است که سوالات شما جهت‌دار است و آب به آسیاب دشمن می‌ریزد.

بروز این رفتار‌های داعشی در خیابان به خاطر این است که روحانیت ما فرهنگ را رها کرده و به سیاست چسبیده است. روشنفکران نیز کارشان نقد قدرت و ایدئولوژی قدرت است. دانشگاه و آموزش و پرورش مقوله فرهنگ را فراموش کرده‌اند. همین مسائل سبب شد که خشونت داعشی در جامعه بروز کند. حرف این است که همه تقصیر به عهده حاکمیت نیست و روشنفکران نیز مقصر هستند. مشکل اساسی ما این است که نگاه همه‌جانبه نگر نداریم و هر کسی روی یک بخش به عنوان مقصر دست می‌گذارد. یک بخش فقط حاکمیت را مسئول می‌دانند و یک بخش به وضعیت اقتصادی می‌پردازند یا گروهی فقط از نخبگان ایراد می‌گیرند، در حالی که همه این عوامل در کنار هم مقصر هستند.

در ماه‌های آینده شاهد فجایع بزرگتری خواهیم بود

گفتید که عوامل اصلی اعتراضات رفع نشده، زمینه‌های تشدید خشونت هم که به قوت خود باقی است، فکر می‌کنند امکان تکرار حوادث اخیر وجود دارد؟

در روز‌ها و هفته‌های آتی خیر، اما فکر می‌کنم که در ماه‌های آینده و سال بعد در صورتی که دولت و حاکمیت با همین دست فرمان اقتصادی حرکت کنند، شاهد فجایع بزرگتری خواهیم بود.

دست فرمان را چطور باید تغییر داد که مانع از تکرار چنین فجایعی شویم؟

سیاست‌های اقتصادی ما در این چند دهه، غیر از دوران کوتاهی در زمان جنگ – یعنی از زمان تعدیل اقتصادی هاشمی رفسنجانی تا امروز – تقریبا یکسان بوده و اصلاح طلب یا اصولگرا بودن دولت‌ها نیز تغییری ایجاد نکرده است.

به نظر من اکنون ضروری‌ترین کار این است که دولت آقای پزشکیان تیم کارشناسی اقتصادی خود را تغییر دهد. آقای پزشکیان همانطور که خودش نیز بار‌ها گفته اقتصاددان نیست. تیم اقتصادی او، اما همان منطق واحد در همه دولت‌های پیشین را دارد و باید این منطق را تغییر داد. همه دولت‌ها در این چند دهه شعار‌های مردم‌گرایانه داده‌اند، اما در عمل سیاست اقتصادی هیچ یک از دولت‌های اصلاح‌طلب، اعتدال‌گرا، سازندگی فرقی با هم نداشته است.

آرمان عدالت در گفتمان انقلاب و عبارت «پابرهنه‌ها و مستضعفان ولی‌نعمت‌های انقلاب هستند»، فراموش شده‌اند. شاهدیم که صرفا سیاست‌های صدقه‌ای مثل کالابرگ و یارانه نقدی اجرا می شود. در واقع سیاست‌های اقتصادی مثل خصوصی‌سازی کشور را به انسداد رسانده و زمینه اعتراضات داخلی را فراهم کرده است. ادامه آن حتی زمینه حمله خارجی را هم فراهم می‌کند.

خطای بزرگ بخش بزرگی از روشنفکران و دانشگاهیان این است که ایده اقتصاد آزاد و رها و بی‌نظارت را با آرمان دموکراسی پیوند زده‌اند و، چون از ایدئولوژی حاکمیت نفرت دارند، در جست‌وجوی دموکراسی توهمی هستند و هر کسی که از اقتصاد جامعه‌گرا می‌گوید را متهم می‌کنند که چپ است، روشنفکر پنجاه و هفتی است، مارکسیست است، اما خودشان نیز در این فلسفه اقتصادی که سرکوب می‌کنند، گیج و گنگ هستند و تحت تاثیر آپاراتوس نظام سلطه فکر می‌کنند که هر حرفی از اقتصاد جامعه‌گرا به معنی چپ و مارکسیست بودن است.

ضمن اینکه خود جامعه نیز به خاطر ناآگاهی و تحت تاثیر همین روشنفکران، این ایده را عقب می‌راند و محکوم می‌کند. حتی در دانشگاه و دپارتمان اقتصاد هم هژمونی دست جریاناتی است که از اقتصاد لیبرال دفاع کرده و تصور می‌کنند، چون نرخ ارز رها نبوده یا بازار با آن ایده الهی آدام اسمیت یعنی عرضه و تقاضا اداره نشده است، کشور به اینجا رسیده است.

اگر با این دست فرمان حرکت کنیم حتما شاهد خون و خون‌ریزی بیشتر خواهیم بود و حتی حمله خارجی هم ممکن است که رخ دهد.

*حمله خارجی را نزدیک می‌بینید؟

اگر دولت با این سیاست‌ها ادامه دهد، اعتراضات بیشتر شده و موج نارضایتی افزایش می‌یابد و همین افزایش نارضایتی بهانه و زمینه‌ساز حمله و اعتراض خواهد شد.

منبع: رویداد۲۴
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید