همه چیز درباره تحولات دوران نوجوانی

دوران نوجوانی، دوران جهش‌های فوق‌العاده است. یک اتفاق شگرف در طبیعت انسان رخ می‌دهد. فردی که در روزگار کودکی بوده‌ است، به شکلی ناگهانی تغییر می‌کند.

یکی از ارکان تحول دوران نوجوانی این است که او، به جای رشد در روندهای آهسته و پیوسته، به شکل ناگهانی تغییر می‌کند.

بی‌جهت نیست که برخی صاحب‌نظران، از این دوران با عنوان «طوفان و تنش شدید» یاد کرده‌اند. این تحول نه فقط در جسم که در امور عاطفی و روحی و فکری نیز رخ می‌دهد. این تحولات در بازه زمانی کوتاهی رخ می‌دهد که سبب‌ساز چالش‌های رفتاری زیادی می‌شود. تا جایی که برخی به شکلی افراطی و اغراق‌گونه، این تحولات را آشفتگی و نهایتا اختلال روانی نامیده‌اند. حال آنکه اگر درک درستی از تحولات دوران نوجوانی داشته باشیم، درک خواهیم کرد که چنین بیانی درست نیست.

همه چیز درباره تحولات دوران نوجوانی

تحولات نوجوانی

تغییرات نوجوانی، یک فرآیند است. این فرآیند در چند دوره تقسیم می‌شود. نقطه اول انتقال از دوران کودکی به نوجوانی است. فرآیندهای بعدی وارد مرحله بلوغ می‌شود و پس از فروکش کردن تلاطم‌های بلوغ، دوران ورود به جوانی شروع می‌شود.

تمام این تحولات درونی با کنش‌ها و واکنش‌های بیرونی مواجه می‌شود. خانواده از نوجوان خود مطالبلت بیشتری دارد. از او می‌خواهد ضمن تبعیت و فرمان‌پذیری استقلال بیتشری داشته باشد. وابستگی را کمتر کند و خدمات خود به خانواده را بیشتر نماید. از دیگر سو اگر نظام آموزشی، یک نظام خشک و عقب مانده باشد، فشارها بر نوجوان بیشتر و بیشتر خواهد شد. و این یعنی دوران تحولات آتشین، پرحرارت تر خواهد شد و چالشهای آن بیشتر.

بیشتر بخوانید: با ویژگی‌های روانشناختی نوجوان بیشتر آشنا شویم

تحولات اجتماعی نوجوانی

مرحله اول: فاصله اجتماعی

در بدو ورود از دوره کودکی به نوجوانی این تحول شروع می‌شود. اگر شروع نوجوانی را حدود سیزده سالگی در نظر بگیریم، تا چهارده یا پانزده سالگی شاهد این فاصله اجتماعی خواهیم بود.

بروز تحولات نوجوانی در رفتارهایی مثل تمایل طبیعی برای فاصله گرفتن از والدین خواهد بود. خلوت گزینی در اتاق با درب بسته و رفتارهایی شبیه به این، زیاد دیده می‌شود. این رفتارها مرزی است میان وابستگی‌های کودکانه و استقلال‌طلبی‌های دوران نوجوانی. البته آمیخته با برخی تناقضات در رفتارهای نوجوان. در دوارن فاصله گذاری شده، نوجوان دوست دارد محرمانه‌ها و رازهای خود را با هم سن وسالان خود مطرح کند. او آن‌ها را قابل اعتماد می‌داند. همان‌هایی که مثل او، در دوره تحولات نوجوانی هستند.

مرحله دوم جدایی فکری و نگرشی

در دوره اول فاصله‌ی ظاهری و اجتماعی و رفتاری است. اما هنوز جنبه فکری و نگرشی ندارد. اما در دوره دوم که از حدود 14 یا 15 سالگی تا پیش از 18 سالگی رخ می‌دهد، نوجوان فرآیندهای بیشتر رشد مغزی را طی می‌کند. توانایی های شناختی، افزایش درک و هوش عاطفی و عمیق‌تر شدن روابط او با هم سن و سالانش دوره‌ی جدیدی را شکل می‌دهند.

حالا فاصله‌ی نوجوان از بزرگسالان و والدین و معلمان، فقط محدود در فاصله اجتماعی و رفتاری نیست. بلکه حالا او هویت مستقل فکری پیدا کرده و با این شاخص نیز از آنها فاصله می‌گیرد. او در طی این مرحله از تحولات نوجوانی دارای چارچوبها و ارزش‌های مستقل شده است. آن‌ ارزش‌ها برایش بسیار مهم هستند. گاهی خط قرمزی دور آنها میکشد و بابات آن میجنگد. رشد جسمی او در این بین کاملتر شده. قدرت بیشتری درون خودش احساس می‌کند. یک سلطنت بی‌چون و چرا و یک فرماندهی قدرتمند. این‌جاست که والدین آگاه با درک این شرایط، می‌توانند هرگونه آسیب را به حداقل برسانند.

بیشتر بخوانید: در ذهن نوجوان چه می‌گذرد؟

مرحله سوم: دوره بازگشت

اگر در دوره‌های قبلی، اتفاق چالش برانگیزی رخ نداده باشد و والدین، شرایط را به رسمیت شناخته باشند، می‌توان به دوران بازگشت امیدوار بود. برخی والدین آگاه در دو دوره قبلی، عملکرد خوبی دارند. تحولات نوجوان خود را می‌شناسند. از نیازهای او آگاه هستند و با صبوری، فضا را مدیریت می‌کنند. آن‌ها مزد عملکرد خود را در دوره بازگشت می‌گیرند.

دوره بازگشت به معنای وابستگی مجدد و تبدیل به آن کودک دلبند نیست. بلکه کماکان به همان شخصیت مستقل، دارای هویت ویژه مواجه هستیم. اما آن فاصله ایجاد شده و نمودهای آن، کم‌کم رفع می‌شود. ممکن بود در دوره‌های قبل، نوجوان فاصله‌های خود را فریاد بزند، پرخاشگری کند، اعتراض و حمله کند. اما در دوره آخر، این ماجرا به تعادل بهتری می‌رسد.

در این مقطع از تحوالات دوره نوجوانی، فضای خانوادگی، شغلی، فرهنگی و اجتماعی شکل بهتری پیدا می‌کند. نوجوان تعامل بهتری با محیط برقرار می‌کند. همزیستی بهتری را در او مشاهده خواهیم کرد. البته این به شرطی است که در دوره‌های قبل رشد و پرورش او به خوبی صورت پذیرفته باشد.

او حالا آماده ورود به جوانی است. آماده است تا سیر تحولات نوجوانی را تمام کند و زیست بزرگ سالی خود را شروع نماید.

همه چیز درباره تحولات دوران نوجوانی

تحولات جسمی نوجوانی

تحولات جسمی وابستگی زیادی به شرایط اقلیمی، نژادی، فرهنگی و سطح طبقه اجتماعی دارد. .ضعیت تغذیه و حتی آب وهوا، می‌تواند تغییراتی ایجاد کند. اما به هرحال یک وضعیت عمومی و مشتریکی میان همه نوجوانان حاکم است.

هانطور که قبلا گفته شد، سیر تحولات در نوجوانی مثل دوران کودکی نیست. انسان در این مقطع به جای تغییر، دچار «جهش» می‌شود. در سنین 13 تا 16 سالگی سیر تعادلی جسم نوجوان دچار آشفتگی می‌شود. تحولات نوجوانی خود را در قالب تغییرات هورمونی نشان می‌دهند. شکل بدن تغییر می کند و رشد چشمگیری اتفاق می‌افتد. تحولات و رشد جنسی نیز در این دوران شکل می‌گیرد. و در یک کلام بدن از قالب کودکی به یکباره خارج می‌شود.

ممکن است در بیشتر اوقات، ابتدا پاها بزرگتر و درازتر شوند. بعد از آن سایر اعضا بدن تغییرات خود را نشان می‌دهند. قد و وزن بیشتر می‌شوند و این اتفاق در بازه زمانی یک تا دو سال انجام می‌شود.

دختران در 14 - 15 سالگی به آستانه قد بزرگ سالی خود می رسند، اما در پسران این رخداد طبیعی در معمولاً در 18 سالگی دیده می‌شود.

تحول اخلاقی

در این دوره نوجوانان متوجه ارزش‌های جدید و مسائل اخلاقی می‌شوند. آن‌ها برای خود چارچوبها و جهان‌بینی جدیدی می‌سازند و به آن پایبند خواهند بود.

ارزشها و تحولات نوجوان، ممکن است با چیزی که در جامعه بزرگسال وجود دارد در تضاد باشد. یا اینکه زوایه داشته باشد. البته احتمال هگرایی و هم‌زیستی با ارزش‌های جامعه و خانواده کم نیست. اما به هرحال تفاوت هایی وجود خواهد داشت. والدین آگاه آن تفاوتها را به موضوعی برای نزاع تبدیل نمی‌کنند.

فرزند ما تا در دوران کودکی به سر می‌برد دارای ارزش‌های توافقی با ماست. اما همزمان با سیر تحولات جسمی، آن توافقات تمام می‌شوند و او پروتکلهای جدیدی برای خود تعریف می‌کند.

از جمله موتقعی که تضاد جدی میان والدین و فرزندان نوجوان رخ می‌دهد، همین نقطه است. جایی که ارزشهای اخلاقی دچار تضاد و تفاوت میشوند و مفهوم خودمختاری، کم کم جای اطاعت پذیری را می‌گیرند.

همه چیز درباره تحولات دوران نوجوانی

برخی آسیب های احتمالی اخلاقی در دوران نوجوانی

احتمال خودمحوری در این دوره بسیار زیاد است. آنها از قوانین اطاعت نمی‌کنند مگر اینکه پای تنبیه در میان باشد. بنابراین همیشه به دنبال راهی برای فرار از قوانین هستند که آن را پیدا می‌کنند. از قوانین خانوادگی تا قوانی مدنی و اخلاقی

تبدیل ضد ارزش‌ها به یک ارزش! مثلا یک ناهنجار مثل نزاع خیابانی، تعرض به حقوق دیگران، مخفی‌کاری و گرایش به مواد مخدر و… برای آن‌ها به ارزش و هویت تبدیل بشود. در چنین مواقعی احتمال وقوع بزه نیز زیاد می‌شود.

بیشتر بخوانید: نحوه رفتار با نوجوان لجباز

منبع: مجله موفقیت

46

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • میم
    0

    خانوادم باعث بلوغ زودرس من شدن...یه شب اتفاقی از خواب بلند شدم و صداشونو شنیدم. حتما بعد بچه دار شدن مراقب رابطه هاتون باشین...