وقتی هنرمندان پیش از مرگ «میمیرند»
درگذشت امیر نوری و جنون اقتصادِ توجه | چرا اینقدر علاقهمند خبر مرگ هنرمندان هستیم!؟
تصادف شدید امیر نوری، بازیگر سینما و تلویزیون، بار دیگر یکی از قدیمیترین و البته آزاردهندهترین عادتهای فضای رسانهای ایران را زنده کرده است: انتشار خبر مرگ یک هنرمند، پیش از آنکه مرگی رخ داده باشد.
به گزارش خبرفوری، نوری در پی حادثه رانندگی در بیمارستان بستری و تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما تازهترین پیگیریها از بهتر شدن وضعیت او حکایت دارد. با این حال، همزمان شایعه درگذشت این بازیگر در فضای مجازی دستبهدست شد؛ شایعهای که گزارشهای تازه آن را تأیید نمیکنند.
این نخستین بار نیست و بعید است آخرین بار باشد. کافی است هنرمندی چند روز از انظار عمومی دور باشد، خبری از بیماریاش منتشر شود یا حادثهای برایش اتفاق بیفتد؛ ناگهان ترکیب آشنای «فوری؛ فلان بازیگر درگذشت» از کانالها و صفحات شبکههای اجتماعی سر درمیآورد و گاهی حتی به برخی رسانهها راه پیدا میکند.
تاریخی طولانی از «خبر مرگ»
فهرست هنرمندانی که در ایران قربانی شایعه مرگ شدهاند کوتاه نیست. سالها پیش رسانهها ناچار شدند خبرهای دروغین درباره درگذشت چهرههایی چون محمدعلی کشاورز، اکبر عبدی و ثریا قاسمی را تکذیب کنند. مصطفی زمانی نیز چند بار گرفتار چنین شایعهای شد؛ حتی زمانی شایعه کشتهشدن او در سانحه رانندگی چنان گسترش یافت که رسانه رسمی آیفیلم بهصراحت اعلام کرد این خبر واقعیت ندارد.
بیشتر بخوانید:
«خانم والده» و بازگشت یک شگرد قدیمی | راز زنپوشی در سینمای ایران
عکسهایی از اولین فیلمی که بعد از انقلاب توقیف شد | «سیم خاردار» درباره چه بود؟
پاسخ تند بازیگر زن به یک حاشیه جنجالی | دهان من بوی پیاز نمیداد!
چرا داریوش اقبالی دارد فُحش میخورد؟ | چرا «توهم توطئه» داریوش جنجالی شد؟
این ماجرا همچنان ادامه دارد. همین شهریور ۱۴۰۵، شایعه درگذشت داریوش ارجمند در شبکههای اجتماعی منتشر شد و واکنشها آنقدر بالا گرفت که علاوه بر تکذیب مدیرعامل مؤسسه هنرمندان پیشکسوت، خود ارجمند نیز با انتشار ویدئو به شایعه مرگش واکنش نشان داد.
وجه مشترک بسیاری از این شایعات، وجود یک «جرقه واقعی» است. بیماری، بستریشدن، تصادف یا حتی انتشار گزارشی درباره هنرمندان درگذشته، ماده اولیهای فراهم میکند که با اندکی تحریف به «خبر فوری مرگ» تبدیل میشود. در ماجرای امیر نوری نیز اصل تصادف واقعی بود؛ خبر بستریشدن او از ۲۴ شهریور منتشر شد، اما چند روز بعد فاصله میان «تصادف شدید» و «درگذشت» برای شایعهسازان عملا حذف شد.
وقتی سرعت از صحت جلو میزند
در روزگاری که انتشار خبر دیگر در انحصار خبرگزاریها و روزنامهها نیست، یک کانال تلگرامی، صفحه اینستاگرامی یا حساب کاربری میتواند نقش یک رسانه را بازی کند. مسئله از جایی جدیتر میشود که رسانههای حرفهای نیز برای عقب نماندن از شبکههای اجتماعی وارد مسابقه سرعت شوند.
خبر مرگ در روزنامهنگاری از حساسترین خبرهاست. قاعده حرفهای اقتضا میکند چنین خبری تا زمان تأیید خانواده، نماینده رسمی فرد، نهاد مسئول یا منابع قابل اتکا منتشر نشود. اما منطق «اول منتشر کن، بعد اصلاح کن» این قاعده را وارونه میکند.
نتیجه فقط انتشار یک اشتباه ساده نیست. پشت نام هر بازیگر یا خوانندهای که ناگهان «درگذشته» اعلام میشود خانواده، دوستان و همکارانی قرار دارند که ممکن است نخستین بار خبر را روی صفحه تلفن همراه خود ببینند. از سوی دیگر، تکرار چنین خطاهایی سرمایه اصلی رسانه یعنی اعتماد مخاطب را فرسوده میکند.
شایعهای که خودش خبر میشود
ماجرای عجیبتر این است که شایعه مرگ، حتی پس از تکذیب، عمر رسانهای تازهای پیدا میکند. ابتدا خبری جعلی منتشر میشود؛ سپس دهها رسانه با تیترهایی مانند «آیا فلان بازیگر درگذشت؟» یا «حقیقت ماجرای فوت...» به آن میپردازند. بعد نوبت واکنش خود هنرمند و اطرافیانش میرسد و آن واکنش نیز به خبری مستقل تبدیل میشود.
به این ترتیب یک ادعای بیپایه میتواند چند چرخه خبر، بازنشر و واکنش تولید کند. نمونه امیر نوری نیز همین سازوکار را نشان میدهد: گزارشهای تازه از بهبود شرایط او پس از جراحی میگویند، در حالی که شایعه درگذشتش همزمان به موضوع خبری جداگانهای تبدیل شده است.
چرا رسانهها اینقدر به «مرگ بازیگران» علاقه دارند؟
پاسخ را بیش از آنکه در علاقه شخصی روزنامهنگاران به مرگ جستوجو کنیم، باید در اقتصاد توجه پیدا کرد. نام یک چهره مشهور به خودی خود مخاطب دارد و «مرگ» نیز از قدرتمندترین محرکهای عاطفی خبر است. ترکیب این دو، تیتری میسازد که احتمال کلیک، جستوجو، بازنشر و واکنش به آن بسیار بالاست.
شبکههای اجتماعی نیز این چرخه را تشدید کردهاند. الگوریتمها معمولا محتوایی را که واکنش بیشتری برمیانگیزد سریعتر در معرض دید قرار میدهند و خبر مرگ یک چهره محبوب، به دلیل شوک و اضطرابی که ایجاد میکند، ظرفیت بالایی برای واکنش فوری دارد.
هرکه به مرگ انسانی شاد شود ،
عمرش چون شمع آب شود
چرایش خودتان بهتر میدانید
این استایل یه آدم بستری نیست. با هوش مصنوعی نسازید
😐عجب مگه زنده شد
خودش این بساط رو راه انداحته برای جلب توجه هیچیش نیست میحواد راس خبرهای زرد باشه
کاملا موافقم.