ماجرای گروگانگیری سینمای ایران در ماهواره
یک کارشناس سینما با اشاره به آمار و ارقامی که شبکههای ماهوارهای برای تبلیغ و همچنین پخش نکردن فیلمها و سریالهای ایرانی میگیرند، گفت: برنده این بازار مکاره دلالان هستند و اگر آداب قانونی دیدن فیلمها را نهادینه کنیم، سود خوبی در انتظار تولیدکنندگان صنعت تصویر ایرانی خواهد بود.
کپی غیرقانونی فیلمها و سریالهای ایرانی در شبکههای ماهوارهای، آن هم فقط دقایقی پس از پخش یا اکران آنلاین در پلتفرمهای داخلی به معضلی بزرگ برای سینماگران و سازندگان این آثار تبدیل شده است چرا که نه تنها بر میزان فروش و تعداد مخاطبانشان اثر منفی میگذارد، بلکه در ابعادی بزرگتر، چرخه اقتصادی و آینده صنعت سینما و تصویر کشور را هم تحتتاثیر قرار داده است.
وجه بدتر این ماجرا آنجایی است که تهیهکنندگان میگویند برای به تعویق افتادن پخش غیرقانونی آثار خود در شبکههای ماهوارهای با درخواست پول مواجه میشوند.
در این زمینه امیرحسین علمالهدی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، به این موضوع اشاره و تاکید دارد، تا زمانی که متعهد به رفتار و آداب کپیرایت جهانی نباشیم و تا زمانی که تلویزیون داخلی در پایینترین سطح میزان مخاطب از تاریخ تولد آن است، این وضعیت تغییر نمیکند.
![]()
این کارشناس سینما نوشته است:
«ماجرا از کجا شروع شد که تلویزیونهای ماهوارهای حیات و ممات سینمای ایران را گروگان گرفتند؟
تلویزیون داخلی با ۵۰ هزار کارمند و نزدیک به ۱۰۰ کانال تلویزیونی داخلی و خارجی با سالی حدود ۵۰۰ میلیون دلار هزینه از نگاه جذب مخاطب نتوانسته با حدود ۷۰ شبکه ماهوارهایی و کانال کوچک با نهایت سالی چند میلیون دلار هزینه رقابت کند! (تمامی این کانالهای مصرفکننده تولیدات داخل ایران و صنعت تصویر خارجی هستند!)
سینما بعد از کرونا وقتی متوجه شد که مخاطبان از تلویزیون ایران گریزان هستند و تلویزیون هم با سانسور زیاد فیلمها و حذف آنان، برای پخش آگهی یک فیلم فاکتور چند ده میلیارد تومانی را صادر میکند، چاره کار را در آگهی دادن به تلویزیونهای ماهوارهایی دید و خُب، اقبال مخاطبان از سینما از سال ۱۴۰۰ (هفت میلیون بلیت نفر) تا ۱۴۰۳ (۳۵ میلیون بلیت نفر) نشان داد که تلویزیونهای ماهوارهایی توانستهاند گوی سبقت را از شبکههای بیمخاطب داخلی بربایند. - البته انصاف را رعایت کنیم، در شبکههای ماهوارهایی فقط سینمای تجاری مخاطب دارد، یعنی نه سینمای هنری شانسی در جذب مخاطب در شبکههای تلویریونی ماهوارهایی دارند و نه سینمای کودک و البته سینمای کودک در تلویزیون داخلی مخاطبان پروپاقرصی دارد و فقط سینمای هنری است که نه اینور آب و نه اونور آب خواهان دارد. این هم از بخت بد سینمای هنری در این سرزمین است.
القصه، بطور میانگین یک فیلم بین ۱۰ تا ۵۰ هزار دلار برای تبلیغات به این مجموعه شبکههای تلویزیون ماهوارهایی دادهاند (بسته به سقف فروش فیلم) که تلویزیونهای پرشینا و جم تیوی مهمترین شبکههای تلویزیون ماهوارهایی هستند که تعداد زیادی تلویزیون ماهوارهایی را به خود اختصاص دادهاند. طبیعی است وقتی این شبکهها فعال مایشاء، مرجعیت سرگرمی مخاطب در ایران هستند برای راهزنی در زمان اکران آنلاین فیلمها - که میتوانند در عرض چند دقیقه فیلمها را کپی کنند و نمایش دهند - به باج خواهی رو میآورند و با اخذ مبلغ حدود ۱۰ هزار دلار برای یک فیلم به مدت ۲ تا ۳ هفته نسبت به عدم نمایش فیلمها اقدام میکنند! (از مجموعه ۶۰ تا ۷۰ شبکه هرکدام از ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار برای این عدم پخش میگیرند.) البته مجموعه شبکههای جم، از پخش فیلمها بدون مجوز مالکان خودداری میکنند.
اکثر شبکههای خارجی که فیلمها را نمایش میدهند مالکانشان ونمایندگانشان در ایران بیزینسهای دیگر دارند و با تعدادی از فعالان سینما که تولید فیلم دارند، هم رفاقت و هم نشست و برخاستهای هفتگی دارند!
تعجب نکنید قبلا عرض کرده بودم که ایران بهشت دلالان است و تا زمانی که متعهد به رفتار و آداب کپیرایت جهانی نباشیم و تا زمانی که تلویزیون داخلی در پایینترین سطح میزان مخاطب از تاریخ تولد آن است، هم ما فیلمهای روز جهانی را بدون داشتن حق کپی رایت در همه پلتفرمها می بینیم و هم مردم فیلمهای روز ایرانی را آزادانه در تلویزیونهای ماهوارهایی، در صورت باج ندادن تولیدکننده در عرض چند دقیقه و با دادن باج در عرض چند هفته میبینند.
طبیعی است که برنده این بازار مکاره، دلالها هستند که هم پول تبلیغ فیلم میگیرند و هم پول عدم پخش همان فیلمی را که تبلیغ کردند و بازنده آن، تولیدکنندگان فیلم و سریال ایران.
ناگفته نماند اگر آداب قانونی دیدن فیلمها را نهادینه کنیم، سود خوبی در انتظار تولیدکنندگان صنعت تصویر ایرانی است، مشروط به رعایت حیات طبیعی قوانین کسب و کار صنعت تصویر جهان و احترام به همه تولیدکنندگان داخلی و خارجی بر اساس این قوانین (کپی رایت جهانی) در همه اجزای آن.»