۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

سال ۱۴۰۴ برای فرهنگ و هنر ایران، تنها یک سال تقویمی نبود؛ فصلی بود از وداع‌های پیاپی با نسلی که شالوده‌های مدرن سینما، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی را بنا گذاشت.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

سال ۱۴۰۴ در تقویم فرهنگی و هنری ایران به عنوان فصلی ثبت شد که در آن، آخرین ستون‌های مهم هنری و ادبی یکی پس از دیگری فرو ریختند. در این سال فضای فرهنگی کشور با موجی از فقدان‌های جبران‌ناپذیر روبه‌رو گشت که هر یک به تنهایی برای لرزاندن ارکان هنر یک ملت کافی بود.

همه این فقدان‌ها، نه تنها پایان یک تقویم، بلکه پایان فیزیکی نسلی بود که از دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی ، زبان معیار سینما، تئاتر، موسیقی و نگارگری ایران را پی‌ریزی کرده بودند. مرگ در این سال، جغرافیایی گسترده داشت؛ از قلب تهران و اصفهان تا دوردست‌های کالیفرنیا و نیوجرسی ، هنرمندانی چشم از جهان فروبستند که هویت ملی ایران را در عرصه‌های بین‌المللی نمایندگی می‌کردند. این گزارش در پی آن است تا به مرور زندگی، آثار و جزئیات درگذشت این بزرگان بپردازد.

غروب خدایگان تصویر: میراثی که در سکوت و تبعید به کمال رسید

سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ دو تن از بزرگترین‌های خود را از دست داد. ناصر تقوایی و بهرام بیضایی ، دو نامی که دهه‌ها به عنوان قطب‌های مکمل در سینمای مؤلف شناخته می‌شدند، در این سال به تاریخ پیوستند. درگذشت این دو هنرمند، تنها فقدان دو فیلم‌ساز نبود، بلکه به معنای بسته شدن پرونده نسلی از هنرمندان بود که «کلمه» و «تصویر» را با اسطوره‌شناسی و نقد اجتماعی پیوند زده بودند.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

ناصر تقوایی: ناخدای سینمای اقتباسی و سکوت پرمعنا

در  ۲۲ مهرماه ۱۴۰۴ ، سینمای ایران با داغی بزرگ روبه‌رو شد؛ ناصر تقوایی ، کارگردان، نویسنده و عکاس بی‌بدیل، در سن ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. تقوایی که بسیاری او را فنی‌ترین و وسواسی‌ترین کارگردان تاریخ سینمای ایران می‌دانند، سال‌های پایانی عمر خود را در خانه‌نشینی اجباری و سکوتی تلخ سپری کرد.  علی تقوایی ، فرزند او، در پیامی ویدئویی اعلام کرد که پدرش بر اثر سکته قلبی و عوارض ناشی از کهولت سن جان باخته است. تقوایی که زاده ۲۲ تیرماه ۱۳۲۰ در آبادان بود، همواره جنوب ایران و اتمسفر شرجی و پر از راز آن را در آثارش بازآفرینی می‌کرد.

زندگی هنری تقوایی، روایتی از نبوغ در برابر محدودیت بود. او با ساخت سریال «دایی‌جان ناپلئون» در سال ۱۳۵۴ براساس رمان ایرج پزشکزاد ، استانداردی در برنامه‌سازی تلویزیونی بنا کرد که هنوز پس از نیم قرن، مجموعه‌ای به گرد پای آن نرسیده است. تقوایی در سینما نیز با آثاری چون «آرامش در حضور دیگران»، «ناخدا خورشید» و «کاغذ بی‌خط»، نشان داد که چگونه می‌توان ادبیات غنی جهان و ایران را در کالبد تصویر دمید.

«ناخدا خورشید» او که اقتباسی از رمان «داشتن و نداشتن» همینگوی بود، در سال ۱۹۸۸ جایزه پلنگ برنزی لوکارنو را برایش به ارمغان آورد.

با این حال، تراژدی زندگی ناصر تقوایی ، پروژه‌های ناتمام او بود. او که کارگردانی فیلم‌نامه‌هایی چون «کوچک جنگلی» را آغاز کرده بود، به دلیل دخالت‌های مدیریتی و سانسور ، از این پروژه‌ها کنار گذاشته شد. درگذشت او درست در سالروز قتل داریوش مهرجویی رخ داد؛ هم‌نسل و دوستی که با هم موج نوی سینمای ایران را پی‌ریزی کرده بودند.

ناصر تقوایی در وصیت خود خواسته بود که تشییع‌کنندگانش لباس سفید بپوشند، گویی می‌خواست در آخرین صحنه‌آرایی زندگی‌اش ، سفیدی و صلح را جایگزین سیاهی و سوگ کند.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

بهرام بیضایی: کوچ ابدی از استنفورد تا اساطیر

در حالی که تقویم به روزهای پایانی دی‌ماه نزدیک می‌شد، خبری از پالو آلتو، کالیفرنیا ، قلب ایران را به درد آورد. بهرام بیضایی ، کارگردان، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر تراز اول، در ۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ ، درست در روز تولد ۸۷ سالگی‌اش، پس از تحمل یک دوره بیماری در غربت درگذشت. بیضایی که از سال ۱۳۸۹ به دلیل محدودیت‌ برای فعالیت در ایران ، به دعوت دانشگاه استنفورد به آمریکا مهاجرت کرده بود، تا آخرین روزهای زندگی در آنجا به تدریس و اجرای تئاتر مشغول بود.

بیضایی متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران بود و در خانواده‌ای اهل ادب و شعر رشد کرده بود. او با آثاری چون «باشو غریبه کوچک»، «مرگ یزدگرد»، «سگ‌کشی» و «مسافران»، سینمایی را خلق کرد که عمیقا در تاریخ و اساطیر ایران ریشه داشت.

درگذشت او موجی از واکنش‌های گسترده فرهنگی را برانگیخت؛ رضا کیانیان در پیامی تند نوشت که مدیران ضدفرهنگی او را از مردمش دور کردند و به غربت فرستادند تا افسرده شود و بمیرد.  اصغر فرهادی نیز او را « ایرانی‌ترین ایرانی » نامید که هزاران فرسنگ دور از وطن، چشم بر جهان فروبست. فقدان بیضایی، تنها از دست دادن یک فیلم‌ساز بزرگ نبود، بلکه غروب یکی از مهم‌ترین حافظه‌های تاریخی و زبانی ایران معاصر بود که جای خالی‌اش با هیچ تلاشی پر نخواهد شد.

موسیقی و هنرهای تجسمی: خاموشی نوابغ مکتب اصالت

سال ۱۴۰۴ برای هنرهای ظریف نیز سالی سیاه بود. دو تن از بزرگترین موسیقی‌دانان ایران و یک نگارگر بی‌بدیل در این سال از میان ما رفتند که هر یک، فصلی نوین در هنر معاصر ایران گشوده بودند.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

محمود فرشچیان: پرواز ابدی نگارگر خورشید

  ۱۸ مردادماه ۱۴۰۴ ، خبر درگذشت استاد محمود فرشچیان در سن ۹۵ سالگی در نیوجرسی آمریکا ، جامعه هنری را در سوگی عمیق فرو برد. فرشچیان که متولد ۴ بهمن ۱۳۰۸ در اصفهان بود، هنر نگارگری ایرانی را که در آستانه فراموشی و تکرار بود، با دمیدن روحی مدرن و نگاهی اسطوره‌ای، به سطحی جهانی رساند. علت درگذشت او، ابتلا به ذات‌الریه و عوارض ناشی از کهولت سن اعلام شد.

آثار فرشچیان همچون «عصر عاشورا»، «ضامن آهو» و «پنجمین روز آفرینش»، نه تنها در موزه‌های معتبر جهان نگهداری می‌شوند، بلکه بخشی از هویت بصری مذهبی و ملی ایرانیان شده‌اند. او که دانش‌آموخته مدرسه هنرهای زیبای اصفهان بود، در طول دهه‌ها اقامت در آمریکا، هرگز پیوند خود را با ریشه‌هایش قطع نکرد. طبق وصیت استاد، پیکر او برای خاکسپاری در جوار آرامگاه صائب تبریزی به اصفهان منتقل شد تا در خاکی آرام بگیرد که الهام‌بخش بزرگترین آثارش بود.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

احمد پژمان: سمفونی ناتمام یک عمر نواندیشی

موسیقی کلاسیک و نوین ایران نیز در تاریخ ۷ شهریورماه ۱۴۰۴ ، یکی از درخشان‌ترین چهره‌های خود را از دست داد. احمد پژمان ، آهنگساز و موسیقی‌دان صاحب‌سبک ، در سن ۹۰ سالگی در لس‌آنجلس آمریکا بر اثر بیماری درگذشت. پژمان متولد ۱۸ تیر ۱۳۱۴ در لارستان فارس بود و تحصیلات عالی موسیقی خود را در آکادمی موسیقی وین و دانشگاه کلمبیا به پایان رسانده بود.

پژمان موسیقی‌دانی بود که توانست پیوندی ارگانیک میان فرم‌های غربی همچون سمفونی و اپرا با تم‌ها و موتیف‌های موسیقی ایرانی برقرار کند. آثار او در موسیقی فیلم ‌هایی چون «بوی کافور، عطر یاس» و «خانه‌ای روی آب» و همچنین اپرای «جشن دهقان»، بخشی از گنجینه صوتی ایران محسوب می‌شوند. پیکر او پس از حدود یک ماه تلاش خانواده و نهادهای صنفی هنری ، به ایران منتقل شد و در ۴ مهرماه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا ، در میان بدرقه پرشور شاگردان و دوستدارانش به خاک سپرده شد.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

هوشمند عقیلی: خاموشی صدایی که از متانت می‌گفت

در تاریخ ۱۴ شهریورماه ۱۴۰۴ ، هوشمند عقیلی ، خواننده پیشکسوت و یکی از صداهای شاخص برنامه «گل‌ها»، در سن ۸۸ سالگی در لس‌آنجلس درگذشت. او که از سال‌ها پیش با بیماری مبارزه می‌کرد، بر اثر ایست قلبی جان باخت. عقیلی متولد ۳ مرداد ۱۳۱۶ بود و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۳۴ آغاز کرده بود. او با آثاری چون «فردا تو می‌آیی» و «دریا»، صدایی را در موسیقی پاپ و سنتی ایران تثبیت کرد که با متانت و سواد بالای موسیقایی همراه بود. مرگ او، قطعه دیگری از پازل موسیقی اصیل ایران را در غربت از هم پاشید.

بازیگران و چهره‌های ماندگار صحنه: وداع با خاطره‌سازان نسل‌ها

سال ۱۴۰۴ برای بدنه بازیگری سینما و تلویزیون ایران ، سالی پر از فقدان بود. بازیگرانی که هر یک، بخشی از حافظه جمعی ایرانیان را در سال‌های پس از انقلاب ساخته بودند، در این سال صحنه را برای همیشه ترک کردند.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

محمد کاسبی

محمد کاسبی ، بازیگر سینما و تلویزیون که با نقش‌های ماندگارش شناخته می‌شد، در ۲۰ مهرماه ۱۴۰۴ در سن ۷۴ سالگی در بیمارستان خاتم‌الانبیا تهران درگذشت. علت فوت او، عوارض ناشی از ابتلا به کووید-۱۹ در سال‌های گذشته بود که منجر به مشکلات شدید قلبی و ریوی شده بود.

کاسبی متولد ۴ خرداد ۱۳۳۰ بود و از تئاتر کار خود را آغاز کرده بود. او برای بازی در فیلم «پدر»، برنده سیمرغ بلورین شد و با سریال‌هایی چون «خوش‌رکاب» و «سه در چهار»، محبوبیتی عام یافت.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

سعید پیردوست

سعید پیردوست ، بازیگر خاطره‌سازی که همکاری‌های درخشانش با مهران مدیری در مجموعه‌های طنز دهه ۸۰ هرگز از یادها نمی‌رود، در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ در سن ۸۵ سالگی بر اثر سرطان در منزل شخصی‌اش درگذشت.

پیردوست که متولد ۵ دی ۱۳۱۹ بود، فعالیت خود را با سینمای مسعود کیمیایی و فیلم «گوزن‌ها» آغاز کرده بود. او که در سال‌های پایانی با بیماری و تنهایی دست و پنجه نرم می‌کرد، در آثار کارگردانانی چون سیروس الوند و علیرضا داوودنژاد نیز نقش‌آفرینی‌های ارزشمندی داشت.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

شیرین یزدان‌بخش

شیرین یزدان‌بخش ، بازیگری که با نگاهی مهربان و حضوری صمیمی، به سرعت به یکی از محبوب‌ترین چهره‌های نقش «مادر» در سینمای ایران تبدیل شده بود، در ۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ در سن ۷۷ سالگی بر اثر عوارض ناشی از سکته مغزی درگذشت.

او که متولد ۷ خرداد ۱۳۲۷ بود، به شکلی کاملا اتفاقی و پس از بازنشستگی از اداره دخانیات ، با فیلم «لطفا مزاحم نشوید» وارد سینما شد و همان‌جا سیمرغ بلورین گرفت. یزدان‌بخش که هیچ فرزندی نداشت، همواره می‌گفت «الهی هیچ‌کس چشم‌انتظار اولادش نباشد». او بنا به درخواست خودش، در سکوت خبری و بدون اطلاع‌رسانی در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

جمال اجلالی

جمال اجلالی ، بازیگر پیشکسوتی که با سریال «در قلب من» در ذهن‌ها ماندگار شده بود، در تاریخ ۸ تیرماه ۱۴۰۴ در سن ۷۸ سالگی در منزل شخصی‌اش درگذشت.

او که سال‌ها پیش بر اثر سکته مغزی دچار معلولیت شده بود، پس از یک دوره طولانی بیماری دار فانی را وداع گفت. اجلالی متولد ۱۳۲۶ در تهران بود و در آثاری چون «آرایش غلیظ»، «مدرسه پیرمردها» و «تابو» نقش‌های متفاوتی ایفا کرده بود. بازی او در نقش یک پزشک معتاد در فیلم «آرایش غلیظ»، بار دیگر توانایی‌های خیره‌کننده او را به رخ کشیده بود.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

عنایت‌الله بخشی

در آخرین روزهای بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ، سینما و تئاتر ایران یکی از ستون‌های استوار خود را از دست داد. عنایت‌الله بخشی ، بازیگر پیشکسوت با بیش از شش دهه فعالیت هنری ، در سن ۸۰ سالگی پس از طی یک دوره بیماری درگذشت.

بخشی که متولد ۱۳۲۴ بود، با صدایی پرطنین و چهره‌ای نافذ ، در آثاری چون «پهلوانان نمی‌میرند»، «مسافران» و «سربداران» نقش‌هایی فراموش‌نشدنی ایفا کرده بود. مراسم تشییع او در ۲۸ بهمن‌ماه از مقابل تالار وحدت برگزار شد.

پاسداران کلمه و کتاب: وداع با حافظان فرهنگ مکتوب

فرهنگ ایران در سال ۱۴۰۴ ، علاوه بر هنرمندان، سوگوار کسانی بود که عمر خود را صرف حفظ، دسته‌بندی و ترویج دانش کرده بودند.

کامران فانی: دائرةالمعارفی که به خاموشی گرایید

در تاریخ ۲۲ آذرماه ۱۴۰۴ ، کامران فانی ، نویسنده، مترجم، کتابدار و نسخه‌پژوه برجسته ، در سن ۸۱ سالگی درگذشت. فانی متولد ۱۳۲۳ در قزوین بود و یکی از ارکان اصلی تدوین دانشنامه‌های بزرگی چون «دائرةالمعارف تشیع» و «دانشنامه دانش‌گستر» به شمار می‌رفت. او که در سال‌های پایانی زندگی از بیماری آلزایمر رنج می‌برد و در مرکز نگهداری سالمندان در کرج ساکن بود، پس از یک دوره بیماری دار فانی را وداع گفت. فانی با ترجمه آثاری از چخوف و داستایوفسکی ، پلی میان ادبیات روسیه و خواننده ایرانی ساخته بود و فقدان او، ضایعه‌ای بزرگ برای جامعه کتابداری و پژوهشی ایران محسوب می‌شد.

۱۴۰۴ در آیینه فقدان؛ غروب نسل مؤلفان بزرگ ایران

منبع: خبر آنلاین
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید