دانشمندی که قلب نطنز را دوباره به تپش انداخت

وقتی فشار تحریم‌ها و اختلال‌ها، فعالیت‌های یکی از مهم‌ترین مراکز هسته‌ای کشور را با وقفه مواجه کرده بود، نام شهید مصطفی احمدی روشن برای بازگرداندن جریان کار به این مجموعه دیده می‌شد.

دانشمندی که قلب نطنز را دوباره به تپش انداخت

در دو جنگ اخیر که به فاصله کمی از هم اتفاق افتاد ما شاهد ترورهای بسیاری از جانب موساد نه فقط برای فرماندهان نظامی بلکه برای دانشمندان هسته‌ای بودیم. نکته قابل توجه این است که تا قبل از جنگ۱۲روزه و جنگ رمضان این تروها ادامه دار بود و نخبه‌های زیادی را از پاره تن کشور جدا کرد. هرکدام از دانشمندانی که مورد حمله و ترور واقع شدند، نقش بسیار موثری را در راستای ارتقای کشور داشته‌اند. از همین جهت بوده است که همواره مورد تهدید دشمن واقع شده‌اند. دشمن از ابتدای موجودیت خود ادعای دروغینش را درباره تولید سلاح هسته‌ای مطرح کرده و با چنین فرضیه غلطی به کار خود برای ترور چنین افرادی مشروعیت می‌بخشد.

یکی از دانشمندان موثر در راه خدمت به هسته‌ای وطن، شهید مصطفی احمدی روشن است. او که از کودکیش پیش فعال بودنش خاصه عام و خاص بود و اجازه نمی‌داد کاری بر روی زمین بماند، حال در زمانه خودش کمر همت بسته بود تا با علمش کاری را برای پیشرفت کشورش انجام دهد. از کودکی عادت داشت در هرکاری دست داشته باشد و با همین رفتار توانسته بود خود را در دل دیگران حفظ کند. یکی از برنامه های ثابتش مسجد و جلسه قران بود که باعث شد پیرمردهای سخت گیر مسجد، پسر حاج رحیم را بپسندند و با دادن میکرفون مسجد به دست او مسئولیت اذان گویی محل را به او بسپارند.

پدرش وقتی از شهربانی بیرون امد، یک عدد مینی بوس اجاره کرد تا بتوانند معاش خانواده را از آن تهیه کند. مصطفی هم فرصت را مناسب دیده بود و به عنوان شاگرد شوفر پابه‌پای پدرش کار می‌کرد. پدرش راننده جاده نبود و سختی زیادی را در سفر تحمل می‌کرد اما با وجود مصطفی کارهایش تا حدودی آسان می‌شد و مسئولیت پنچرگیری و تنظیم باد را برعهده او قرار می‌داد.

پیشرفتی که از دانشگاه شریف کلید خورد

به خودش قول داد بود تا در دانشگاه شریف درس بخواند. در درس های حفظی معرکه نبود اما ریاضی، فیزیک و شیمی‌اش حریف نداشت. یکی از تفریحات سالمش این بود که با دوستانش چالش راه بیاندازد و یک مسئله خیلی سخت را انتخاب کنند و ببینند چه کسی زودتر آن را حل می‌کند. معمولا نفر اول بود و با چندین روش مسئله را حل می‌کرد. بعد هم هرچه بلد بود را به دیگران یاد می‌داد. این روش او بعدها در آینده بسیار کارآمد بود. زمانی که در بحث نیروگاه‌ها به چالش‌های زیادی برخورد می‌کردند و سعی می‌کردند از چندین روش مختلف راه‌حل‌های مختلفی را پیگیری کنند.

ما می‌توانیم

از زمانی که وارد دانشگاه شد تمام تلاشش را کرد تا بتواند فعالیت مهمی را انجام دهد و برعکس عده کثیری از دانشجوها که به دنبال مقاله‌های آماده بودند، تمام وقتش را برای پایان‌نامه‌اش صرف می‌کرد و بیشتر وقتش را در آزمایشگاه می‌گذراند. یکی از اختراعات جالب و عجیب او درست کردن سوخت موشک با مواد اولیه‌ای مانند شکر و روغن آن هم در یک ماهیتابه بود. با پرتاب شدن ماهیتابه و آتش گرفتن آن جواب آزمایشش مثبت شده بود. به دور دست‌ها فکر می‌کرد، زمانی که در تحریم‌ها توان نظامی کشور بتواند بر روی پای خود بایستد و برعکس جنگ ۸سال دفاع مقدس نیروهای نظامی بتوانند ادوات نظامی را با اتکا به خودشان بسازند.

شهید مصطفی احمدی روشن از همان ابتدای تحصیل خودش در رشته شیمی شغلش را انتخاب کرده بود. او دوست داشت در بخش هسته‌ای و اورانیوم کشور فعالیتی داشته باشد. خانواده‌اش ناراضی بودند اما او در اراده‌اش مصمم بود و همین تواناییش باعث شد تا ورود پیدا کند به دنیای هسته‌ای و ساختمانی مهم و حیاتی به نام نطنز. قطعا اسم این مکان برای کودکان و نوجوانان ایران زمین آشنا است. نیروگاه نطنز همانجایی است که در جنگ۱۲روزه مورد حمله امریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

کمر تحریم به دست ایرانیان شکست

شهید احمدی روشن ورودش به نطنز همراه شد با تحریم‌هایی که از سوی کشورهای دیگر انجام می‌شد تا غنی سازی اورانیوم انجام نشود. تهدیدها یکی پس از دیگری انجام می‌شد و افراد دخیل در کشور را به چالش می‌کشاند. همین امر باعث تعدیل شدن بخشی از نیروگاه شد. اما مصطفی و دوستانش کوتاه نیامدند و دوباره نیروگاه را که شریان حیاتی برای کشور بود را به راه انداختند و توانستند به اورانیوم ۴درصدی برسند.

5988088

خبر چنین اقدام مهمی مانند بمب در دنیا سروصدا کرد و همین امر باعث شد که به ظاهر ابرقدرت‌های دنیا، کشورهایی مانند اسرائیل و امریکا به مبارزه با ایران بپردازند. اولین اقدام آن ها هک شدن سامانه‌های کامپیوتری بود و تحریم‌هایی که یکی پس از دیگری گریبان کشورمان ایران را می‌گرفت. این تحریم‌ها شامل تمامی موارد اعم از ابزار، دارو و... می‌شد. اما شهید احمدی روشن این موارد را مانعی بر سر راه خود نمی‌دانست. به همین خاطر بود که هم غنی سازی را انجام داد و از سوی دیگر با تشکیل گروه مهندسین رایانه‌ای جلوگیری از هک سیستم‌ها را پیش برد و توانست به عنوان یک مدیر بازرگانی تمامی ابزارهای را که تحریم می‌شد را، برای ایران را دور بزند و بهترین آن را تهیه کند. اما ممکن بود حتی در این راه هم مانعی برسر آن قرار بگیرد که با همکاری گروهش شروع به ساخت آن ابزارها می‌کردند.

کتاب «آخیش بی‌آخیش» یکی از جلدهای مجموعه «طلاش کن» است که با تمرکز بر زندگی شهدای هسته‌ای، برای گروه سنی کودک و نوجوان تألیف شده است. در این جلد، زندگی شهید مصطفی احمدی روشن از دوران کودکی تا زمان شهادت روایت می‌شود.این اثر تلاش کرده است با زبانی ساده و قابل فهم، مفاهیمی همچون فعالیت در نیروگاه‌های هسته‌ای، فرآیند غنی‌سازی و نقش انرژی هسته‌ای در کشور را برای مخاطبان کم‌سن‌وسال توضیح دهد. روایت کتاب به گونه‌ای تنظیم شده که علاوه بر بیان زندگی این دانشمند، به معرفی بخشی از فعالیت‌های علمی و تخصصی او نیز می‌پردازد.

با توجه به اینکه در سال‌های اخیر موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای و تحولات مرتبط با آن در فضای عمومی و رسانه‌ای مطرح بوده، آشنایی مخاطبان کودک و نوجوان با این مفاهیم اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

این کتاب در همین چارچوب، تلاش دارد ضمن ارائه یک روایت زندگی‌نامه‌ای، درک ابتدایی از این حوزه را برای مخاطب فراهم کند.«آخیش بی‌آخیش» در کنار پرداختن به زندگی یکی از چهره‌های علمی کشور، به‌دنبال آن است که مخاطب نوجوان را با برخی مفاهیم کلیدی مرتبط با پیشرفت‌های علمی آشنا کند و تصویری ساده‌شده از این حوزه ارائه دهد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

همه ذره‌های سازنده این دنیا وسط دلشان یک هسته دارند. مثل یک آلوچه ریزه میزه که وسطش هسته محکمی دارد آنها زور زیادی دارند و بعضی‌هایشان خیلی به درد بخور هستند. مثل هسته اورانیوم. دانشمندان هسته‌ای به اورانیوم کمک می‌کنند تا هسته خودش را تغییر دهد و بشکافد.

بوووومب... و حتی تبدیل شود به چند تا هسته کوچک‌تر به این کار دانشمندان غنی سازی اورانیوم می‌گویند. یعنی همان توانمندسازی اورانیوم برای شکافتن. اگر همه مراحلش را خوب پشت سر بگذارد، کلی انرژی تولید می‌کند؛ مثل گرما و برق این انرژی به دست آمده را انرژی هسته‌ای می‌گویند چون از هسته اتم‌ها آزاد شده یا حتی می‌تواند در ساخت بسیاری از داروهای پیدانشو مفید باشد.

هر کشوری یاد بگیرد انرژی‌اش را توی نیروگاه‌های اتمی به دست بیاورد خوش به حالش است. دیگر نباید برود پیش کشورهای دیگر و با التماس ازشان چیزی بخرد آن هم با قیمت‌های گران و عجیب غریب تازه این انرژی ها محیط را آلوده نمی‌کنند و تمامی هم ندارند. یعنی تو از اول بهار تا آخر تابستان لش کن جلوی کولر با دور تند سه تا لوستر هم بالای سرت روشن بگذار عمراً اگر پدرت بیاید و خاموشش کند. فقط مشکل این اورانیوم گرامی این است که بعد از ترکیدن و تولید گرما یک عطسه کوچولو می‌کند و ازش اشعه‌های خطرناک می‌ریزد. برای همین کارکنان سایت هسته‌ای لباس مخصوص می‌پوشند و باید مراقب خود باشند.

کتاب «آخیش بی‌آخیش» نوشته مهدیه مهدی‌پور در ۷۰صفحه و از سوی انتشارات نوشکا(واحد کودک و نوجوان انتشارات شهید کاظمی) منتشر شده است.

 

منبع: مهر
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • وحید

    بیش فعال عزیز نویسنده ، نه پیش فعال