مرور وحشتناکترین اپیدمی تاریخ با ۷۰ میلیون مرک
یک خبر نگرانگننده: طاعون مجددا عالمگیر شده؟
خبرنگار: حسین آصفمورخان تخمین میزنند که جمعیت اروپا پیش از طاعون حدود ۷۵ میلیون نفر بود. تا پایان سال ۱۳۵۱ میلادی این جمعیت به ۵۰ میلیون سقوط کرد. در برخی مناطق، مرگ و میر به دوسوم جمعیت رسید.
به گزارش خبرفوری، خبری از منطقه ایرکوتسک در سیبری روسیه منتشر شده که لرزهای آشنا به جان تاریخدانان و اپیدمیولوژیستها انداخته است: یک پژوهشگر ۲۸ ساله مؤسسه ضدطاعون ایرکوتسک، پس از تماس با عامل بیماریزای طاعون ریوی، به ذاتالریه شدید مبتلا شده و جان باخته است. نام او داریا شیپیلووا بود؛ زنی جوان که بر روی طاعون در کانونهای طبیعی سیبری، مغولستان و آلتای تحقیق میکرد.
مقامهای روسیه نزدیک به ۲۰۰ نفر از افراد نزدیک به او را تحت مراقبت پزشکی قرار دادهاند و بخش هایی از بیمارستان شهر شلخوف را قرنطینه کردهاند. در عین حال، مقامهای بهداشتی روسیه اصرار داشتهاند که علت مرگ «ذاتالریه با منشأ ناشناخته» بوده و هیچ مدرکی دال بر نشت عامل بیماریزا یعنی طاعون وجود ندارد. با این حال، برخی معتقدند بوی آشنایی از پنهانکاری در هوا پیچیده شده است؛ همان بویی که در سالهای ۱۹۸۰ هنگام شیوع ایدز در اتحاد جماهیر شوروی نیز به مشام رسیده بود.
با این حال، این بیماری ما را یاد یک ماجرای دیگر نیز میاندازد: بزرگترین اپیدمی تاریخ با میلیونها کشته: طاعون بزرگ اروپا و آسیا یا مرگ سیاه.
طاعونی که اروپا را در شب سیاه فرو برد

در سال ۱۳۴۷ میلادی، کشتیهای تجاری جنوایی از بندر کافا در دریای سیاه، موشها و ککهای آلوده به طاعون را به سیسیل، جنوا و مارسی رساندند. آنچه در پی آمد، مرگبارترین فاجعه طبیعی در تاریخ ثبت شده اروپا بود. در عرض پنج سال، از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱، مرگ سیاه همچون داسی تیز بر پیکر اروپا فرود آمد. برآوردها حاکی از آن است که بین ۳۰ تا ۶۰ درصد جمعیت اروپا در این اپیدمی مرگبار جان باختند. حدود ۲۵ میلیون نفر در کام مرگ فرو رفتند و برخی شهرها مانند میلان به کلی از سکنه خالی شد.
اعدادی که زبان را بند میآورد

مورخان تخمین میزنند که جمعیت اروپا پیش از طاعون حدود ۷۵ میلیون نفر بود. تا پایان سال ۱۳۵۱ میلادی این جمعیت به ۵۰ میلیون سقوط کرد. در برخی مناطق، مرگ و میر به دوسوم جمعیت رسید.
شمار قربانیان:
لندن: ۱۰۰,۰۰۰ نفر — تقریباً نیمی از سکنه شهر
فلورانس: جمعیت از ۱۲۰,۰۰۰ به ۲۵,۰۰۰ نفر سقوط کرد
ونیز: ۱۰۰,۰۰۰ نفر
پاریس: ۵۰,۰۰۰ نفر
آوینیون: ۶۰,۰۰۰ نفر
مارسی: ۱۶,۰۰۰ نفر تنها در یک ماه
برخی برآوردها حتی فراتر میروند: بندیکتو در تحقیقات خود نشان داد که نرخ واقعی مرگ و میر ممکن است تا ۶۰ درصد جمعیت اروپا بوده باشد. در مجموع، بین ۲۵ تا ۴۵ میلیون انسان — مرد، زن و کودک — در این فاجعه نابود شدند.
وحشتی که واژهها را میبلعد
جووانی بوکاچو، نویسنده ایتالیایی که خود شاهد آن روزها بود، در «دکامرون» نوشت: «چنان وحشتی در دلها افتاده بود که برادر برادر خود را رها میکرد، عمو برادرزادهاش را، و خواهر برادرش را».
در لندن، چنان گورهایی کنده شد که اجساد را لایه لایه روی هم در آنها میریختند. در آوینیون، پاپ کلمنت ششم دستور داد رودخانه رون را تقدیس کنند تا اجساد را در آن بیندازند. در سراسر اروپا، ناقوس کلیساها شبانهروز به صدا درمیآمد، تا آنجا که در برخی شهرها ناقوسزنی ممنوع شد، زیرا مردم از شنیدن صدای مرگ دیوانه میشدند.
قربانیان در عرض چند روز میمردند. غدد لنفاوی زیر بغل و کشاله ران آنها متورم میشد، به اندازه تخم مرغ یا حتی سیب بزرگ میشد، سپس سیاه و متلاشی میشد. تب بالا، استفراغ خون و بوی تعفن بدن، آخرین نشانهها قبل از مرگ بودند.
شکار جادوگران: وقتی ترس به جنون تبدیل میشود

وحشت طاعون، اروپا را به سمت برخی تحولات فکری ناشی از ترس و حتی جنون کشاند. یهودیان متهم شدند که چاهها را مسموم کردهاند. در امپراتوری مقدس روم، ۸۶ پوگروم علیه جوامع یهودی رخ داد و هزاران نفر قتلعام شدند. گروهی به نام تازیانهزنها (Flagellants) در خیابانها راه میافتادند و با تازیانه بر پیکر خود میزدند تا خشم خداوند را فروبنشانند. همچنین، گروهی از مسیحیان شروع به کشتار غیرمسیحیان کردند چرا که گمان میکردند آنها علت نزول بلا و گسترش طاعون هستند.
همچنین، مرگ سیاه نه فقط جمعیت اروپا را نصف کرد، بلکه ساختار فئودالیسم را لرزاند. نیروی کار کمیاب شد، دستمزدها بالا رفت، و دهقانان جسارت یافتند که علیه اربابان بشورند. کلیسا، که نتوانسته بود از مردم محافظت کند، اعتبار خود را از دست داد و در دل این ویرانی، بذر رنسانس کاشته شد.