سالهای پایانی حکومت نادرشاه به روایت یک انگلیسی
کتاب «سفرنامه جونس هنوی، ایران در واپسین سالهای حکومت نادرشاه» به انضمام سفرنامه کاپیتان جان التون و منگو گراهام و سفرنامه کاپیتان توماس وودرووف، باترجمه ساسان طهماسبی توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.
سفر جونس هنوی به ایران، هشت ماه بیشتر طول نکشید اما سفری پرهیجان و لبریز از ماجرا بود. آنطور که پشت جلد کتاب میخوانیم: «در میانه قرن هجدهم بازرگانی انگلیسی به نام جونس هنوی به ایران سفر کرد. روزگاری که نادرشاه هنوز بر تخت سلطنت بود و شمال کشور در تب و تاب کشتیسازی، رقابتهای تجاری انگلیسیها و روسها، و تنشها و تحولات بزرگ سیاسی میجوشید، هنوی از راه روسیه و دریای خزر وارد ایران شد و در مسیر خود از رشت، لنگرود، استرآباد، قزوین و همدان دیدن کرد. او با کاپیتان جان التون و سایر کارکنان کمپانی مسکوی دیدار کرد و از نزدیک شاهد آشفتگیهای پایانی دوران نادرشاه، کارگاه کشتیسازی لنگرود، شورشهای محلی و زندگی روزمره مردم شمال ایران بود، و با اقشار مختلف جامعه به گفتوگو نشست. سفرنامه جونس هنوی از دقیقترین و روشنترین گزارشهای اروپاییان درباره ایران دوره نادرشاه است سفری پرماجرا میان واقعیت و شگفتی میان اردوی نادری و بازارهای شلوغ گیلان.»
بازرگانی که سفیر شد
جونس هنوی در سال ۱۷۱۲ در پورتسموث انگلستان متولد شد و پس از مرگ پدرش به همراه خانواده به لندن رفت. او ابتدا در لیسبون شاگرد یک بازرگان بود و سپس در لندن کسبوکاری برای خود راهاندازی کرد. شراکتش با دینگلی در سنپترزبورگ سبب شد راهی روسیه و سپس ایران شود. هنوی بعدها نقش مهمی در حل مشکل ترانزیت کالاهای بریتانیایی از روسیه به ایران ایفا کرد و مدتی نیز در خدمت نادرشاه به ساخت کشتی پرداخت، هرچند این موضوع برای روسها ناخوشایند بود. همچنین نقشهای از دریای خزر ترسیم کرد که هرچند کاری مهم بود، اما دقت لازم را نداشت.
در بازگشت از ایران، در رشت بیمار شد و حتی کشتیاش مورد حمله دزدان دریایی قرار گرفت، اما سرانجام در ژانویه ۱۷۴۵ به سنپترزبورگ رسید. او چند سال بعد روسیه را ترک کرد و پس از سفر به آلمان و هلند به انگلستان بازگشت، جایی که باقی عمر خود را سپری کرد. هنوی سفرنامهاش را در سال ۱۷۵۳ منتشر کرد و بخش مهمی از زندگیاش را به امور خیریه اختصاص داد. او در ۱۷۵۶ «انجمن دریانوردی» را برای حمایت از دریانوردان انگلیسی تأسیس کرد، از مدیران بیمارستان فاندلینگ شد، در تأسیس بیمارستان ماگدالن نقش مؤثر داشت و در ۱۷۶۱ سیستم بهتری برای ثبت تولدها در لندن ایجاد کرد. وی در کتاب دیگرش «زندگی نادرشاه» به تفصیل راجع به رویدادهای آن دوره و رقابت بین ایران و روسیه و بریتانیا سخن میگوید.
![]()
آخرین سالهای حکومت نادرشاه و اوضاع شمال ایران
این سفر اما مقدمهای دارد که مترجم سعی کرده در خلاصهترین صورت آن را بیان کند، در دوره شاه طهماسب، سفر آنتونی جنکینسون در سال ۱۵۷۰ میلادی (۹۷۹ قمری) آغازگر کوشش انگلیسیها برای برقراری تجارت با ایران از مسیر روسیه شد. بازرگانان کمپانی مسکوی که در روسیه فعالیت داشتند، برای این هدف به ایران اعزام شدند و آخرین گروه آنان در سال ۱۵۸۰ میلادی به شیروان، که در آن زمان در اشغال عثمانیها بود، رسید. هرچند این سفرها دشوار و همراه با حوادث ناخوشایند بود، اما با بازگشت صفویان و سپس قدرتیابی نادرشاه و همچنین ایجاد امنیت نسبی توسط روسها در آستاراخان، گرایش انگلیسیها به ازسرگیری تجارت با ایران از طریق دریای کاسپین افزایش یافت.
در همین دوره، کاپیتان جان التون نقشی اساسی داشت. او که در سال ۱۷۳۵ میلادی (۱۱۴۷ قمری) توسط نیروی دریایی روسیه برای شناسایی مناطق شرقی دریای کاسپین استخدام شده بود، میکوشید راهی برای برقراری ارتباط روسیه با بخارا بیابد. اما درگیریهای داخلی قبایل مانع کار او شد. او سپس به مأموریتی تازه در مرو اعزام شد و با بررسی قبایل آسیای میانه دریافت که در صورت ایجاد مسیر تجاری مناسب، بازار پرسودی برای فروش پارچههای پشمی انگلیسی در آن مناطق پدید میآید.
التون در سال ۱۷۳۸ میلادی (۱۱۵۰ قمری) به سنپترزبورگ بازگشت، از خدمت دولت روسیه استعفا داد و مدیران کمپانی مسکوی را تشویق کرد او را برای تحقق برنامههایش به ایران بفرستند. به این ترتیب او همراه با بازرگانی به نام منگو گراهام با مأموریت فروش کالاهای انگلیسی، خرید ابریشم و بررسی مسیرهای تجاری جدید به گیلان اعزام شد. این دو در ژوئن ۱۷۳۹ میلادی (۱۱۵۲ قمری) به انزلی رسیدند و با مقامهای گیلان وارد مذاکره شدند، اما زود دریافتند تجارت با ایران چندان ساده و امیدبخش نیست.
با وجود دلسردی اولیه، وزیر گیلان آنان را تشویق کرد درخواست رسمی خود را به رضاقلیمیرزا، جانشین نادرشاه، بفرستند. پیش از رسیدن پاسخ، التون و گراهام تصمیم داشتند به روسیه بازگردند، اما وزیر مانع شد. سرانجام فرمان رضاقلیمیرزا صادر شد، ولی با ورود حاکم جدید، اینبار اصرار او بر ماندن التون در گیلان مانع خروج شد. گراهام در گیلان ماند و التون در اوایل ۱۷۴۰ میلادی به سنپترزبورگ بازگشت و با تأکید بر انتقال پایتخت ایران به مشهد، مدیران کمپانی را به استفاده از فرصت تجارت با پایتخت جدید از طریق دریای کاسپین ترغیب کرد.
در سال ۱۷۴۲ میلادی (۱۱۵۵ قمری) کمپانی مسکوی برای بار دوم دو کشتی به گیلان فرستاد. یکی از آنها به فرماندهی کاپیتان وودروف بود. اما التون اینبار به جای پیگیری تجارت، به نادرشاه پیوست تا برای او کشتی جنگی بسازد و کشتیای بیستتوپه برای شاه ساخت. این اقدام باعث نگرانی روسها شد و ازاینرو بازرگان دیگری به نام هنوی را به ایران فرستادند. هنوی که با محموله بزرگی از پارچههای انگلیسی در دسامبر ۱۷۴۳ وارد لنگرود شد، به جای مقابله با التون، تلاش کرد برنامههای تجاری کمپانی را پیش ببرد، اما با شورش محمدحسنخان قاجار روبهرو شد و بخش زیادی از کالاهایش غارت گردید.
هنوی برای دریافت غرامت، ایران را از شمال تا همدان پیمود و سرانجام با فرمان نادرشاه موفق شد بخشی از اموال غارتشده را از دارایی مصادرهشده شورشیان بازپس گیرد. او التون را نیز از کار برکنار کرد و مدتی در لاهیجان و رشت اقامت داشت، تا آنکه در سال ۱۷۴۴ میلادی (۱۱۵۷ قمری) ایران را ترک کرد.
اهمیت سفرنامه هنوی
سفرنامههای التون، گراهام، و وودروف برجای ماندهاند، اما سفرنامه هنوی که بیش از هشت ماه در ایران اقامت داشت، ارزش بیشتری دارد، زیرا شاهد مستقیم آشوبها و ناآرامیهای سالهای پایانی حکومت نادرشاه بود. گزارش هنوی تصویر دقیقی از وضعیت اجتماعی، اقتصادی و نظامی ایران در دوره پایانی سلطنت نادرشاه ارائه میدهد. او از دلایل و روند شورشها، خشونت نادر، وحشت میان فرماندهان، و ساختار سپاه و اردو گزارشهایی کمنظیر ثبت کرده است. همچنین توصیفهای او از زندگی روزمره مردم، آداب مهمانی، خوراک، موسیقی، ساختار خانهها، کار زنان در گیلان و ویژگیهای جغرافیایی و اقتصادی شمال ایران، مجموعه او را به یکی از مهمترین منابع پژوهش درباره ایران در این دوره تبدیل کرده است.
کتاب «سفرنامه جونس هنوی، ایران در واپسین سالهای حکومت نادرشاه» به انضمام سفرنامه کاپیتان جان التون و منگو گراهام و سفرنامه کاپیتان توماس وودرووف، باترجمه ساسان طهماسبی توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.