فارن پالیسی در ادعایی:

خلیج فارس برای دور جدید درگیری‌های آمریکا و ایران آماده نیست/ رویترز دست‌کم ۱۳۵ حمله پهپادی و موشکی ایران به حداقل ۸۴ مرکز زیرساختی در ۷ کشور حاشیه خلیج فارس را از زمان آغاز جنگ مستند کرده است

خلیج فارس، اگر معیار سنجش را صرفاً حجم نفت بارگیری و صادرشده در نظر بگیریم، در طول هشت ماه جنگ، بهتر از آنچه بیشتر تحلیلگران حوزه انرژی انتظار داشتند، در برابر پیامدهای جنگ تاب آورده است.

خلیج فارس برای دور جدید درگیری‌های آمریکا و ایران آماده نیست/ رویترز دست‌کم ۱۳۵ حمله پهپادی و موشکی ایران به حداقل ۸۴ مرکز زیرساختی در ۷ کشور حاشیه خلیج فارس را از زمان آغاز جنگ مستند کرده است

بر اساس داده‌های شرکت ردیابی کشتی‌ها، کپلر، میانگین محموله‌های نفتی عبوری از تنگه هرمز و مسیرهای جایگزین در هفته منتهی به ۱۸ اکتبر، به بیش از ۲۴ میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که از سطح پیش از جنگ، ۲۳٫۳ میلیون بشکه در روز، بیشتر است. تحلیلگران جی‌پی مورگان هفته گذشته در گزارشی نوشتند که بازارهای انرژی در حال «همگرایی با یک مناقشه دائمی و پایان‌ناپذیر» هستند. همین دیدگاه این باور را در دولت دونالد ترامپ تقویت کرده است که منطقه می‌تواند دور دیگری از درگیری‌های نظامی را نیز تحمل کند.

 اما این دیدگاه، میزان نفت و گازی را که همچنان از خلیج فارس صادر می‌شود، با وضعیت تأسیسات و پایانه‌هایی که وظیفه انتقال آن را بر عهده دارند، اشتباه می‌گیرد. از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، موشک‌ها و پهپادهای ایران به پالایشگاه‌ها، واحدهای تولید گاز طبیعی مایع‌ (ال‌ان‌جی) و پایانه‌های صادراتی در سراسر خلیج فارس آسیب رسانده‌اند و انصارالله نیز جبهه دومی را در دریای سرخ گشوده‌ است. بازسازی بخش عمده تأسیساتی که از دست رفته‌اند، سال‌ها زمان خواهد برد. هزینه این خسارات عمدتاً بر دوش واردکنندگان در آسیا، اروپا و کشورهای در حال توسعه که نظام‌های انرژی خود را بر پایه عرضه قابل‌اتکا و مطمئن از خلیج فارس بنا کرده‌اند، خواهد افتاد.

بر اساس گزارشی که روزنامه نیویورک تایمز هفته گذشته منتشر کرد، برنامه‌ریزان نظامی آمریکا و اسرائیل گزینه‌هایی را برای اجرای یک عملیات نظامی کوتاه‌مدت اما گسترده و فشرده علیه تأسیسات هسته‌ای، زرادخانه موشکی و پهپادی و زیرساخت‌های انرژی ایران، پس از انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده در سوم نوامبر، تدوین کرده‌اند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هنوز این طرح را تأیید نکرده است. این هفته نیز روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داد که واشنگتن به کشورهای حاشیه خلیج فارس اعلام کرده است خود را برای چنین حمله‌ای آماده کنند. مقام‌های ایرانی در واکنش، تأسیسات نفتی عربستان سعودی، مراکز داده در کشورهای حاشیه خلیج فارس و کابل‌های زیردریایی را به‌عنوان اهداف احتمالی معرفی کرده‌اند. دور بعدی درگیری‌ها به احتمال زیاد بر دارایی‌ها و زیرساخت‌هایی متمرکز خواهد شد که کشورهای حاشیه خلیج فارس و واردکنندگان انرژی، کمترین توانایی را برای از دست دادن آن‌ها دارند.

اعتبار خلیج فارس به‌عنوان تأمین‌کننده‌ای قابل‌اعتماد، به همان اندازه که بر موقعیت و ویژگی‌های زمین‌شناختی این منطقه استوار است، حاصل دهه‌ها سرمایه‌گذاری نیز هست. پس از تحریم نفتی سال ۱۹۷۳، کشورهای مصرف‌کننده انرژی سازمان بین‌المللی انرژی را تأسیس کردند و دکترین کارتر در سال ۱۹۸۰، ایالات متحده را متعهد ساخت که با توسل به نیروی نظامی، باز ماندن مسیرهای دسترسی به خلیج فارس را تضمین کند.

پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و حمله نظامی به عراق در سال ۲۰۰۳، کشورهای حاشیه خلیج فارس سرمایه‌گذاری در ایجاد مسیرها و ظرفیت‌های جایگزین و پشتیبان را افزایش دادند. عربستان سعودی خط لوله شرق به غرب خود را تا بندر ینبع در دریای سرخ توسعه داد؛ امارات متحده عربی برای دور زدن تنگه هرمز، خط لوله‌ای به فجیره احداث کرد و ریاض نیز بخشی از ظرفیت تولید نفت خود را به‌عنوان ظرفیت مازاد و ذخیره آماده نگه داشت. تمام این اقدامات بر این فرض استوار بود که قدرت نظامی آمریکا از زیرساخت‌های منطقه محافظت خواهد کرد یا دست‌کم مانع حمله به آن‌ها خواهد شد. درگیری‌های نظامی امسال این فرض را به‌کلی زیر سؤال برده است.

تحقیقی که خبرگزاری رویترز به‌تازگی منتشر کرده، دست‌کم ۱۳۵ حمله پهپادی و موشکی ایران به حداقل ۸۴ مرکز زیرساختی در هفت کشور حاشیه خلیج فارس را از زمان آغاز جنگ مستند کرده است. حملات منتسب به تهران به پنج مورد از ۹ پالایشگاه بزرگ عربستان سعودی و هر دو مجموعه خطوط انتقال و بارگیری صادراتی در فجیره، یعنی پایانه اصلی امارات متحده عربی در خارج از تنگه هرمز، آسیب رسانده‌اند.

در راس لفان قطر، بزرگ‌ترین مجموعه تأسیسات تولید گاز طبیعی مایع‌شده در جهان، حملات به محفظه‌های سردکننده‌ای که تجهیزات مایع‌سازی گاز در آن‌ها قرار دارند، موجب از کار افتادن دو واحد تولید ال‌ان‌جی شده است. این دو واحد در مجموع حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادراتی قطر را تشکیل می‌دهند. شرکت قطر انرژی پیش‌بینی می‌کند که تعمیر این تأسیسات بین سه تا پنج سال زمان ببرد و سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار از درآمد این کشور را تحت تأثیر قرار دهد. از آنجا که بخش زیادی از این تجهیزات به‌صورت سفارشی و متناسب با همان تأسیسات ساخته می‌شوند، خسارات واردشده حتی پس از هرگونه آتش‌بس یا توافق صلح با ایران نیز برای مدت طولانی باقی خواهند ماند.

حامیان ازسرگیری عملیات نظامی، به عملکرد سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس اشاره می‌کنند؛ سامانه‌هایی که بر اساس اغلب معیارها، عملکرد موفقی داشته‌اند. امارات متحده عربی اعلام کرد که در نخستین روز جنگ، ۱۳۲ فروند از مجموع ۱۳۷ موشک بالستیکی را که به سوی این کشور شلیک شده بود، رهگیری کرده است. مؤسسه یهودی امنیت ملی آمریکا نیز در ماه مارس برآورد کرد که بیش از ۹۰ درصد پرتابه‌های ایرانی در سراسر منطقه عملیاتی رهگیری شده‌اند.

با این حال، نرخ رهگیری موشک‌ها معیار مناسبی برای سنجش میزان حفاظت از زیرساخت‌های انرژی نیست. برای از کار انداختن یک پالایشگاه یا مجموعه تأسیسات تولید گاز طبیعی مایع‌شده، نیازی نیست که آن مجموعه بارها هدف حمله قرار بگیرد؛ کافی است تنها یکی از اجزای حیاتی آن از بین برود یا آسیب ببیند.

 نرخ رهگیری موشک‌ها معیار مناسبی برای سنجش میزان حفاظت از زیرساخت‌های انرژی نیست

در ۱۸ مارس، وزارت دفاع قطر اعلام کرد که نیروهای این کشور چهار فروند از پنج موشک بالستیکی را که ایران به سوی راس لفان شلیک کرده بود، رهگیری کرده‌اند. با وجود این، همان حمله موجب از کار افتادن دو واحد تولید ال‌ان‌جی شد که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد. بنابراین، حتی نرخ رهگیری ۸۰ درصدی نیز در عمل به از دست رفتن بخشی از ظرفیت عرضه گاز طبیعی مایع‌شده منجر شد؛ خسارتی که پیامدهای آن سال‌ها ادامه خواهد داشت.

روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد که موشک‌های شلیک‌شده به‌اندازه‌ای قابلیت مانور داشته‌اند که بتوانند از سامانه‌های موشکی پاتریوت بگریزند و از آن‌ها عبور کنند.

دور دوم درگیری‌ها نیز از موضعی دفاعیِ ضعیف‌تر آغاز خواهد شد. مؤسسه مطالعات امنیت ملی یهود برآورد کرده است که بحرین تا اواخر ماه مارس، حداکثر ۸۷ درصد از موشک‌های رهگیر پاتریوت خود را مصرف کرده بود و این رقم برای امارات متحده عربی و کویت حدود ۷۵ درصد بوده است. حتی اگر سامانه‌های دفاعی در دور بعد عملکرد بهتری داشته باشند، اصابت تنها چند موشک به یک واحد تولید و مایع‌سازی گاز، یک ایستگاه پمپاژ یا یک مجموعه لوله‌کشی و توزیع در پایانه صادراتی، می‌تواند ظرفیتی را از چرخه خارج کند که بازار تا سال‌ها قادر به جایگزینی آن نخواهد بود. از دید برنامه‌ریزان نظامی، به‌جای آنکه چه سهمی از موشک‌های ایران رهگیری و متوقف می‌شود اهمیت داشته باشد، باید توجه اصلی به این موضوع معطوف شود که معدود موشک‌هایی که از سد دفاعی عبور می‌کنند، به کدام اهداف اصابت خواهند کرد.

در همین حال، انصارالله از زمان اعلام محاصره دریایی عربستان سعودی در ۲۰ جولای، سه بار پالایشگاه جیزان متعلق به شرکت آرامکوی سعودی را که ظرفیت پالایش روزانه ۴۰۰ هزار بشکه نفت دارد، هدف قرار داده‌اند و در ماه آگوست این پالایشگاه را ناچار کرده‌اند برای انجام تعمیرات از مدار خارج شود. حملات پهپادی به زیرساخت‌های خط لوله شرق به غرب عربستان در ماه سپتامبر، ریاض را وادار کرد این خط لوله را به مدت ۱۱ روز تعطیل کند؛ اقدامی که بارگیری نفت در بندر ینبع را متوقف ساخت. این گروه در ۲۴ و ۲۶ اکتبر نیز مدعی انجام حملات جدیدی به ایستگاه‌های پمپاژ این خط لوله شد؛ حملاتی که عربستان سعودی آن‌ها را تأیید نکرده است. خط لوله‌ای که با هدف مقابله با احتمال بسته‌شدن تنگه هرمز ساخته شده بود، اکنون به یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌های سامانه صادرات نفت عربستان تبدیل شده است.

آسیا، که پیش از جنگ نزدیک به ۹۰ درصد نفت خام انتقال‌یافته از طریق تنگه هرمز را دریافت می‌کرد، بیشترین آسیب را متحمل شده است. بنگلادش در ماه مارس دانشگاه‌های خود را زودتر از موعد تعطیل کرد، برای عرضه سوخت در جایگاه‌ها سهمیه‌بندی اعمال کرد و برای تداوم فعالیت شبکه برق، گاز چهار مورد از پنج کارخانه دولتی تولید کود شیمیایی خود را به مصارف دیگر اختصاص داد. پاکستان هفته کاری چهارروزه را به اجرا گذاشت و مدارس را تعطیل کرد. هند نیز در شرایطی که جمعیت زیادی در اطراف مراکز توزیع گاز تجمع کرده بودند، سهمیه خانوارها را به یک کپسول گاز مایع یارانه‌ای برای پخت‌وپز در هر ۲۵ روز محدود کرد. فیلیپین وضعیت اضطراری ملی در حوزه انرژی اعلام کرد و در ماه می، خاموشی‌های چرخشی برق نزدیک به ۲ میلیون نفر را در جزیره لوزون بدون برق گذاشت.

تا ماه سپتامبر، صادرکنندگان پوشاک بنگلادشی از لغو سفارش‌ها و توقف خطوط تولید خبر می‌دادند؛ بیمارستان‌های شهر سیلهت تقریباً هر ساعت با قطع برق مواجه می‌شدند و برخی خانواده‌ها در داکا مجبور بودند تا نیمه‌شب منتظر بمانند تا فشار گاز به اندازه کافی افزایش یابد و بتوانند شام خود را بپزند. آسیب‌پذیری اروپا عمدتاً از مسیر فرآورده‌های پالایش‌شده نفتی است؛ به‌طوری‌که حاشیه قیمت گازوئیل در بازار اروپا در ماه سپتامبر به رکوردهای بی‌سابقه‌ای رسید.

حملات ایران به تأسیسات نفتی عربستان، در کنار عملیات نظامی انصارالله، هر دو مسیر صادراتی نفت عربستان را به‌طور هم‌زمان در معرض حمله قرار خواهد داد؛ آن هم در شرایطی که سایر مسیرهای جایگزین انتقال نفت در منطقه نیز از پیش آسیب دیده و کارایی خود را تا حد زیادی از دست داده‌اند. در چنین وضعیتی، دوره بازیابی و بازسازی زیرساخت‌ها ممکن است تا حدود یک دهه به طول بینجامد و ظرفیت مازاد تولید نفت عربستان سعودی، که از دهه ۱۹۹۰ تاکنون شوک‌های عرضه در بازار جهانی را جذب کرده است، به‌تدریج تحلیل برود.

خریداران و فروشندگان نفت و گاز هم‌اکنون در حال تغییر رفتار و تنظیم روابط تجاری خود هستند؛ تغییراتی که وقوع دور دوم درگیری‌ها می‌تواند آن‌ها را به تصمیم‌هایی دائمی تبدیل کند. در ۲۲ اکتبر، شرکت قطرانرژی توافق‌نامه‌ای امضا کرد که بر اساس آن، قرار است سالانه حداکثر ۴ میلیون تن گاز طبیعی مایع از شرکت آمریکایی شنیر خریداری کند؛ قراردادی که تا سال ۲۰۵۴ اعتبار دارد. این محموله‌ها از تنگه هرمز عبور نمی‌کنند. اگر درگیری‌ها از سر گرفته شود، تولیدکنندگان حوزه خلیج فارس ممکن است دریابند که سهم بازاری را که به ایالات متحده، زغال‌سنگ و سایر تأمین‌کنندگان واگذار می‌کنند، دیگر به دست نخواهند آورد.

جایگزین دور دیگری از درگیری‌ها، دستیابی به توافقی از طریق مذاکره است که در آن هر دو طرف از بخشی از خواسته‌های خود عقب‌نشینی کنند؛ و نشانه‌های اولیه چنین توافقی هم‌اکنون قابل مشاهده است. میانجی‌گران قطری در ۲۵ اکتبر پیش‌نویس توافق‌نامه‌ای را به تهران تحویل دادند که بنا بر گزارش‌ها، شامل مجموعه‌ای از اقدامات متقابل اعتمادساز در یک دوره هفت‌روزه است و چند کشور ضامن نیز از آن حمایت می‌کنند. یکی از مقام‌های ارشد ایرانی این پیشنهاد را «پیشنهاد محسوب نمی‌شود» خواند، اما انتظار می‌رود تهران در همین هفته به آن پاسخ دهد.

واشنگتن موضع خود را از مطالبه توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم در ایران به درخواست برای کاهش «معنادار» آن تغییر داده است؛ در مقابل، اولویت‌های تهران رفع محاصره دریایی آمریکا و لغو تحریم‌های نفتی است. توافقی که در آن محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی بر فعالیت‌های غنی‌سازی ایران و بازگشایی بی‌قیدوشرط تنگه هرمز، در ازای رفع مرحله‌ای محاصره دریایی و تحریم‌ها قرار گیرد، مستلزم آن خواهد بود که هر یک از دو طرف شرایطی را بپذیرند که تاکنون در برابر آن مقاومت کرده‌اند.

چنین امتیازدهی‌هایی هزینه‌های سیاسی به همراه دارد، اما در مقایسه با گزینه جایگزین، بسیار کم‌هزینه‌تر است. بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، هزینه‌های نظامی ایالات متحده تا اواسط اکتبر به ۴۷.۱ میلیارد دلار رسیده بود که ۲۹ میلیارد دلار از این مبلغ صرف جایگزینی مهمات مصرف‌شده شده است. یک عملیات نظامی کوتاه‌مدت نه تأسیسات راس لفان را تعمیر خواهد کرد و نه ظرفیت مازاد تولید نفت عربستان را احیا می‌کند؛ افزون بر این، چنین عملیاتی دقیقاً همان نوع واکنش تلافی‌جویانه‌ای را به دنبال خواهد داشت که سامانه‌های پدافند هوایی قادر به متوقف کردن کامل آن نیستند.

تولیدکنندگان نفت و گاز حوزه خلیج فارس پنج دهه تلاش کردند تا جهان را متقاعد کنند که عرضه انرژی آن‌ها حتی در برابر جنگ‌های منطقه‌ای نیز پایدار و قابل اتکاست. اما هشت ماه درگیری در دو جبهه، این ادعا را به‌شدت تضعیف کرده است. پایان جنگ از طریق مذاکره به منطقه فرصت خواهد داد تا اعتبار ازدست‌رفته خود را بازسازی کند. اما دور دیگری از درگیری‌ها، در کنار جنگ عربستان و انصارالله، خساراتی به زیرساخت‌ها وارد خواهد کرد و اعتماد واردکنندگان را چنان خدشه‌دار خواهد ساخت که احتمالاً آثار آن تا یک نسل در بازارهای جهانی باقی خواهد ماند.

منبع: شفقنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • ناشناس

    اگه جنگه چرا طلا منفی شده واگر طلا منفی شده چرا بورس هم منفی هست اینا که برعکس هست مسیرشون