راز ترور سرلشکر محمد باقری توسط اسرائیل در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴/ ماجرای تغییر نام به محمد باقری چه بود؟

در همان ساعات نخست این ترور، این پرسش اساسی مطرح شد که چرا در میان تمام اهداف کلیدی، اسراییل حذف سرلشکر باقری را در راس اولویت‌های حیاتی خود در نخستین روزهای درگیری قرار داد؟ پاسخ به این پرسش در یک کلیدواژه خلاصه می‌شود؛ «مهندسی مجدد زنجیره توزیع قدرت دفاعی ایران.»

راز ترور سرلشکر محمد باقری توسط اسرائیل در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴/ ماجرای تغییر نام به محمد باقری چه بود؟

 بامداد جمعه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، در کوران نبردی سهمگین که به «جنگ دوازده ‌روزه» معروف شد، یکی از هولناک‌ترین و استراتژیک‌ترین حملات هوایی اسراییل رقم خورد. شلیک همزمان دو پهپاد انتحاری و یک موشک هدایت ‌شونده پیشرفته به یک منزل مسکونی در قلب تهران، نه یک حمله کور برای انتقام‌جویی تاکتیکی، بلکه عملیاتی با برنامه‌ریزی پیچیده امنیتی برای حذف فیزیکی بالاترین مقام نظامی جمهوری اسلامی ایران بود؛ سرلشکر محمد باقری که نام اصلی‌اش محمدحسین افشردی بود و اسمش با عنوان رییس ستاد کل نیروهای مسلح گره خورده بود.

به گزارش اعتماد، در همان ساعات نخست این ترور، این پرسش اساسی مطرح شد که چرا در میان تمام اهداف کلیدی، اسراییل حذف سرلشکر باقری را در راس اولویت‌های حیاتی خود در نخستین روزهای درگیری قرار داد؟ پاسخ به این پرسش در یک کلیدواژه خلاصه می‌شود؛ «مهندسی مجدد زنجیره توزیع قدرت دفاعی ایران.»

سردار باقری، برخلاف برخی فرماندهان نظامی که چهره‌ای کاریزماتیک، رسانه‌ای و میدانی داشتند، به عنوان «مغز متفکر»، «معمار ساختار نوین» و «نظریه‌پرداز استراتژیک» نیروهای مسلح ایران شناخته می‌شد. او وارث مستقیم مکتب اطلاعاتی برادر بزرگ‌ترش، شهید حسن باقری (بنیانگذار اطلاعات عملیات سپاه) بود و بیش از چهار دهه از عمر خود را در تاریک‌روشن اتاق‌های وضعیت، مدیریت اطلاعات استراتژیک و طراحی دکترین‌های دفاعی گذرانده بود. تل‌آویو به خوبی می‌دانست که باقری فرماندهی نیست که با حذف او تنها یک جایگاه اجرایی خالی شود؛ او نخ تسبیحی بود که کل ساختار دفاعی ایران شامل ارتش، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و هسته‌های سخت محور مقاومت را در یک شبکه یکپارچه و سیستماتیک به هم متصل می‌کرد.

تحلیل فرماندهی ۹ ساله او بر ستاد کل نیروهای مسلح نشان می‌دهد که باقری دکترین دفاعی ایران را از قالب سنتی و منطقه‌ای، به یک مدل هوشمند، پیش‌دستانه و مبتنی بر فناوری‌های نوین نظیر موشک‌های بالستیک نقطه‌زن، پهپادهای دوربرد و جنگ الکترونیک ارتقا داده بود. اسراییل در محاسبات استراتژیک خود به این نتیجه رسیده بود که برای فلج کردن توان بازدارندگی ایران در جریان یک نبرد همه‌جانبه، باید کانون مرکزی این هماهنگی سیستماتیک را هدف قرار دهد. ضربه زدن به فرماندهی که ناظر و معمار ساخت موشک‌های ابرفراصوت و طراح اصلی عملیات‌های وعده صادق ۱ و ۲ بود، در واقع تلاش برای قطع کردن سیستم عصبی و هماهنگ‌کننده کل شبکه دفاعی ایران به شمار می‌رفت.

علاوه بر ابعاد فنی و نظامی، رویکرد عقلانی و دوراندیشانه سرلشکر باقری در مهار بحران‌ها و مدیریت تنش‌های منطقه‌ای، او را به سدی محکم در برابر سناریوهای جنگ‌طلبانه دشمن تبدیل کرده بود. باقری همزمان با توسعه بی‌سابقه توان موشکی و پهپادی کشور، دیپلماسی دفاعی فعالی را (نظیر گفت‌وگوهای بی‌سابقه با مقامات دفاعی عربستان‌سعودی) پیش می‌برد تا مانع از شکل‌گیری ائتلاف‌های منطقه‌ای ضدایرانی شود. از این رو، اسراییل با ترور او در یک خانه مسکونی و در کنار خانواده‌اش، نه تنها به دنبال ضربه به اقتدار نظامی ایران بود، بلکه عقلانیت استراتژیکی را هدف گرفت که می‌توانست مدیریت بحران را در سطوح کلان هدایت کند. این ترور، مهر تاییدی بر این واقعیت بود که دشمن بیش از بازوهای اجرایی، از «اتاق فکر» و «مغز طراحی» دکترین بازدارندگی ایران هراس داشت.

‌پسر خانواده افشردی

محمدحسین افشردی در ۱۲ آبان سال ۱۳۳۹ در جنوب تهران و در نزدیکی میدان خراسان متولد شد. بستر خانوادگی او، مذهبی، سنتی و پایبند به اصول انقلابی بود. اصالت خانوادگی آنان به روستای «افشرد» از توابع شهرستان هریس در استان آذربایجان‌شرقی بازمی‌گشت، اما مهاجرت به پایتخت سبب شد تا محمدحسین و برادر بزرگ‌ترش، غلامحسین (که بعدها به «حسن باقری» شهره شد)، در فضای پرالتهاب دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تهران رشد کنند.

دوران نوجوانی او همزمان با اوج‌گیری مبارزات ضدسلطنتی در ایران بود. حضور در مساجد، محافل مذهبی و پیگیری هسته‌های اولیه مبارزاتی، شاکله فکری و عقیدتی او را پیش از ورود به سنین جوانی شکل داد. او در واپسین سال‌های دهه ۱۳۵۰ موفق به اخذ مدرک دیپلم شد؛ دوره‌ای که با سقوط حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ مصادف گردید.

با پیروزی انقلاب، محمدحسین افشردی راهی محیط‌ دانشگاهی شد. او در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه پلی‌تکنیک تهران (دانشگاه صنعتی امیرکبیر کنونی) پذیرفته شد و به مدت چند ماه به تحصیل پرداخت. در این برهه، او علاوه بر تحصیل، مدتی را نیز در کمیته‌های انقلاب اسلامی به فعالیت پرداخت تا به تثبیت نظم شهری کمک کند. با وقوع «انقلاب فرهنگی» در بهار سال ۱۳۵۹ و تعطیلی موقت دانشگاه‌های کشور، مسیر زندگی او به کلی دگرگون شد. او به پیشنهاد و تشویق برادر بزرگ‌ترش، ابتدا به جهاد سازندگی شهریار پیوست و پس از گذراندن آموزش‌های نظامی اولیه، در تابستان ۱۳۵۹ رسما به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

‌ماجرای تغییر نام به «محمد باقری»

ورود باقری به جبهه‌های جنوب با تغییر هویت اداری همراه بود. برادر بزرگ‌ترش، غلامحسین افشردی، به عنوان بنیانگذار اطلاعات عملیات سپاه، نام مستعار «حسن باقری» را برای عدم شناسایی توسط سرویس‌های بیگانه برگزیده بود. محمدحسین در این باره می‌گوید: «ماه اول جنگ به اهواز رفتم... اخوی به من تذکر دادند که نام من در جبهه به حسن باقری تغییر کرده است. من سعی کردم با اسم واقعی خودم حرکت کنم، اما به اندازه‌ای شباهت چهره ما زیاد بود که همه متوجه می‌شدند برادر هستیم؛ در نتیجه من نیز تغییر نام دادم و شدم محمد باقری.»

‌ معمار اطلاعات رزمی پنهان در جبهه‌های جنگ ایران و عراق

 محمد باقری ابتدا به عنوان یک نیروی عملیاتی ساده کار خود را آغاز کرد، اما استعداد تحلیلی و دقت نظر او سبب شد تا به سرعت وارد بخش «اطلاعات و عملیات» شود؛ حوزه‌ای که تحت نظارت مستقیم برادرش حسن باقری اداره می‌شد. شهادت حسن باقری در بهمن ۱۳۶۱ در منطقه فکه، نه تنها او را منزوی نکرد، بلکه مسوولیت‌های سنگین‌تری را بر دوش محمدِ جوان گذاشت. 

‌تحلیل عملکرد و رویکرد نظامی در جنگ

 نقش محمد باقری در دوران دفاع مقدس را می‌توان از چند منظر کلیدی تحلیل کرد: تاسیس اطلاعات عملیات زمینی؛ او از سال ۱۳۶۲ تا پایان جنگ، فرماندهی و مسوولیت اطلاعات و عملیات نیروی زمینی سپاه، قرارگاه کربلا و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا (ص) را برعهده داشت. 

او در این جایگاه، نگاه سنتی به جنگ را به یک نگاه مبتنی بر «اطلاعات دقیق پیش‌دستانه» تبدیل کرد. باقری معتقد بود «نباید حتی یک سرباز را به دلیل کمبود اطلاعات از دشمن از دست داد.»  او سیستم شبکه‌ای شناسایی را توسعه داد که شامل تیم‌های نفوذ عمقی، تحلیل عکس‌های هوایی و شنود رادیویی بود.

نقش او در ساختار اطلاعاتی قرارگاه خاتم‌الانبیا به این معنا بود که طرح‌ریزی تمامی عملیات‌های بزرگ ازجمله خیبر، بدر، والفجر ۸ (فتح فاو) و کربلای ۵، مستقیما از فیلتر ارزیابی اطلاعاتی او و تیمش می‌گذشت. او با تحلیل دقیق روان‌شناختی و لجستیکی ارتش عراق، نقاط ضعف خطوط دفاعی آنان را برای فرماندهان ارشد (همچون محسن رضایی) آشکار می‌ساخت.

پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ، محمد باقری از حوزه عملیاتِ میدانی سپاه به ساختار کلانِ تازه تاسیسِ «ستاد کل نیروهای مسلح» منتقل شد. این ستاد وظیفه هماهنگی میان ارتش و سپاه را برعهده داشت و باقری به دلیل تسلط اطلاعاتی، به یکی از ستون‌های آن تبدیل شد. او در این دوران، تحصیلات خود را نیز ادامه داد و موفق به اخذ مدرک دکترای جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک از دانشگاه تربیت مدرس شد و با مرتبه استاد تمامی در دانشگاه عالی دفاع ملی به تدریس پرداخت و تالیفات متعددی در زمینه ژئوپلیتیک، حقوق دریایی خلیج‌فارس و تنگه هرمز از خود به جای گذاشت.

‌ارتقای زودهنگام

محمد باقری در سال ۱۳۸۷، سال‌ها پیش از آنکه به فرماندهی ارشد ستاد کل برسد، درجه «سرلشکری» را از سوی فرمانده کل قوای ایران دریافت کرد که نشان‌دهنده جایگاه ویژه او در نظام تصمیم‌گیری نظامی بود.

‌دوران ریاست ستاد کل نیروهای مسلح:  دکترین دفاعی و تغییر موازنه

در ۸ تیر ۱۳۹۵، با حکم رهبر جمهوری اسلامی، محمد باقری جایگزین حسن فیروزآبادی شد و به عنوان سومین رییس ستاد کل نیروهای مسلح آغاز به کار کرد. این انتصاب، نقطه عطفی در مدیریت نظامی ایران بود، چراکه برای نخستین‌بار یک تکنوکرات-نظامی با سابقه اطلاعاتی محض، هدایت کل نیروهای مسلح (ارتش، سپاه و فراجا) را به دست می‌گرفت.

دوران ۹ ساله ریاست او بر ستاد کل را می‌توان با چند شاخص‌ ارزیابی کرد؛ نخست اقدامات و تاثیرات راهبردی محمد باقری در جایگاه هماهنگی ارتش و سپاه است که منجر به کاهش موازی‌کاری‌های سنتی از طریق ایجاد «ارکان مشترک» و ترکیب شبکه‌های پدافندی و اطلاعاتی دو نهاد بود.

دوم جهش موشکی و پهپادی در نیروی دفاعی ایران در دوران ریاست باقری بر ستاد کل نیروهای مسلح است. باقری با تمرکز ویژه بر توسعه کمی و کیفی برنامه‌های بالستیک و پهپادی توانست ساختار رزمی ایران را از اتکا به نیروی انسانی به اتکا بر پرتابگرهای هوشمند و ارزان‌قیمت شیفت دهد.

سومین نقطه مهم در کارنامه تعاملات منطقه‌ای و بین‌المللی خروج از پوسته انزوای نظامی است. سفر به سوریه (حلب در سال ۲۰۱۷)، عراق و انجام بالاترین سطح مذاکرات نظامی با مقامات عربستان‌سعودی (در سال ۲۰۲۵) جهت ترسیم معماری جدید امنیتی خلیج‌فارس نمونه روشنی از این اقدامات است.

چهارمین مساله تاسیس و تقویت رده‌های سایبری و جنگ الکترونیک در ستاد کل با تاکید بر دکترین «تهدیدهای ترکیبی» است.

سردار باقری در آن جلسه با گوینده این حرف برخورد کرد و گفت: چرا این حرف را می‌زنی؟ من مسوول دفاع از کشور هستم و لحظه‌ای که مطمئن شوم می‌توانم از کشور در برابر تبعات عملیات وعده صادق ۳ دفاع کنم، کار خودم را انجام می‌دهم

‌فرمانده‌ای که مغضوب تندروها بود

ماه‌های پایانی زندگی سرلشکر محمد باقری، پیش از فرجام تلخ او در خرداد ۱۴۰۴، با یکی از عجیب‌ترین و بی‌سابقه‌ترین چالش‌های دوران فرماندهی‌اش همراه بود؛ دورانی که در آن، بالاترین مقام نظامی کشور نه ازسوی دشمنان خارجی، بلکه از جناح راست رادیکال و جریان‌های داخلی موسوم به جبهه پایداری و حلقه سعید جلیلی آماج تندترین حملات و کنایه‌ها قرار گرفت. این ماراتن هجمه‌ها، فراتر از یک اختلاف‌نظر ساده، نشان‌دهنده یک انشقاق عمیق در نگاه به مقوله‌هایی چون امنیت، دیپلماسی و نحوه مواجهه با جامعه بود. همه‌ چیز از یک ویدیوی کوتاه نوروزی آغاز شد. محمد باقری برای تحویل سال نو در کنار بنای باستانی تخت‌جمشید حاضر شد؛ حضوری که آمیخته با نمادهای ملی بود و او را بدون لباس رسمی نظامی نشان می‌داد. باقری در این ویدیو دست روی مفاهیمی گذاشت که شاید کمتر از زبان یک ژنرال ارشد نظامی شنیده شده بود؛ او با اشاره به مقوله‌های صلح، آرامش، دوستی و برادری با سایر ملل، این موارد را آرمان تاریخی مردم ایران خواند و تاکید کرد که رویکرد جمهوری اسلامی در روابط با همسایگانش نیز دقیقا در راستای همین آرمان همیشگی حرکت کرده و می‌کند.

این پیام صلح‌آمیز و بهره‌گیری از نماد ملی تخت‌جمشید، بلافاصله با واکنش تند و گزنده طیف رادیکال مواجه شد. فواد ایزدی، از چهره‌های دانشگاهی نزدیک به سعید جلیلی، علنا پشت تریبون رفت و با لحنی طعنه‌آمیز به رییس ستاد کل نیروهای مسلح تاخت. او در یک ویدیو صراحتا گفت: «نیروی نظامی ما نباید در این شرایط پیام صلح بفرستد. اگر فردی نظامی احساس می‌کند که به ادبیات دیپلماتیک علاقه دارد، باید یونیفرم خود را درآورد و برود دیپلمات شود؛ قطعا آقای دکتر عراقچی هم در وزارت خارجه به کمک نیاز دارد.»

کنایه به درآوردن لباس نظامی و سوق دادن فرمانده ارشد سپاه به سمت کمک به وزیر امور خارجه دولت مسعود پزشکیان، نشان داد که این طیف تا چه حد از تغییر لحن دکترین نظامی ایران به سمت عقلانیت دیپلماتیک عصبانی بودند، اما اظهارات فواد ایزدی تنها آغاز یک جنگ رسانه‌ای تمام‌عیار بود.در پنجم خرداد ماه، سرلشکر باقری در مراسم سالگرد تاسیس دانشگاه آزاد سخنرانی کرد؛ سخنانی که این‌بار به جای سیاست خارجی، قلب سیاست داخلی و امنیتی کشور را هدف قرار داد. او با ارایه یک تحلیل جامعه‌شناختی و با نگاهی آسیب‌شناسانه به برخوردهای اجتماعی گفت: «نیاز ما در نیروهای مسلح صرفا به علوم فنی و فناوری‌های صنعتی محدود نیست. جامعه بسیار پیچیده و در حال تحول ما نیاز به کار علمی دارد. اگر فرماندهی انتظامی بخواهد با رویکرد سخت و باتوم و دشنه برخورد کند، راه به جایی نمی‌برد. ما نیاز به تدبیر داریم. افسر پلیس ما باید نسل جدید را به خوبی بشناسد و رگ خواب او را بداند تا بتواند جامعه‌ای را که امنیتش به آنان سپرده شده، اداره کند.»این اظهارات، به‌مثابه تیر خلاصی به رویکردهای سنتی و سخت‌افزاری طیف تندرو در مواجهه با پدیده‌های اجتماعی به ویژه پس از حوادث سال ۱۴۰۱ بود. 

‌ آتش‌بار رجانیوز علیه «فرمانده جنگ‌بلد»

وب‌سایت «رجانیوز» تحت مدیریت میثم نیلی، به عنوان ارگان غیررسمی جبهه پایداری و حلقه دولت سیزدهم، در گزارشی به‌ شدت تند و بی‌پروا به نقد عملکرد باقری پرداخت. این رسانه با اشاره به دیوارنگاره‌های شهری که پیش از این از باقری به عنوان قهرمان یاد کرده بودند، نوشت: «کمتر از ۶ ماه زمان کافی بود تا تصویر سردار باقری بر دیوارنگاره «جنگ‌بلد» جای خود را به فرمانده‌ای بدهد که پیام نوروزی‌اش را از تخت‌جمشید و بدون لباس نظامی می‌دهد؛ به جای وزیر خارجه درباره پاسخ رهبری به نامه ترامپ توضیح می‌دهد و مسوولان را از صحبت با نسل جدید با باتوم بر حذر می‌دارد.»

رجانیوز در تحلیل خود پا را فراتر گذاشت و رییس ستاد کل را به کوتاهی در اجرای دستورات عالی نظام متهم کرد و نوشت: «با وجود حمایت صریح رهبر انقلاب از نیروهای نظامی برای تغییر محاسبات دشمن، چطور در فاصله کوتاهی چنین مواضعی ازسوی فرمانده ستاد کل بروز می‌کند؟ آن‌‌هم بدون کوچک‌ترین اشاره به ماموریت وعده‌ صادق ۳؟» 

این رسانه همچنین با لحنی مواخذه‌گرانه پرسید که این فرمانده دغدغه‌مندِ گفت‌وگو با نسل جدید، خودش چقدر در دانشگاه‌ها حاضر شده و برای حل مشکل سربازی همین نسل چه گام عملی برداشته است؟ از نظر رجانیوز، جایگاه باقری از قهرمان عملیات «وعده صادق ۱» به یک چهره مصلحت‌پذیر و بیش از حد دیپلماتیک تنزل یافته بود.

شدت و لحن هتاکانه گزارش رجانیوز به حدی بود که صدای سایر رسانه‌های جریان اصولگرا را نیز درآورد. سایت «تابناک» در پاسخی صریح، این رویکرد را طنز روزگار نامید و نوشت: «همان‌ها که دم از دفاع از ارزش‌ها می‌زنند، امروز به ارزشمندترین مردان نظام هجوم می‌برند. مخالفان باقری ناخواسته عظمت او را به رخ تاریخ می‌کشند. مردی که دیروز قهرمان جبهه‌ها بود، امروز استاد دانشگاه، مشاور ارشد فرماندهی کل قوا و نویسنده‌ای صاحب‌قلم در فلسفه و استراتژی نظامی است و شما؟ شما چه دارید جز سخنان تیرمانند در تاریکی که به جایی نمی‌رسد؟»

خبرگزاری تسنیم نیز به شکل گسترده‌ای از مواضع رییس ستاد کل نیروهای مسلح دفاع کرد و او را یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های نظامی چند دهه اخیر ایران خواند. تسنیم با بازنشر سوالات گزینشی منتقدان، تلاش کرد نشان دهد که رویکرد عقلانی و کلان‌نگر باقری در ستاد کل، ناشی از یک محاسبه دقیق راهبردی برای حفظ امنیت ملی است، نه عقب‌نشینی از آرمان‌ها.

‌راز سرپوش گذاشته‌ شده؛ معمای جلسه محرمانه «وعده صادق ۳»

ابعاد این تقابل سنگین سیاسی، حتی با ترور تلخ سرلشکر باقری در خرداد ۱۴۰۴ به پایان نرسید، بلکه پس از شهادت او، در قالب یک جنگ روایت‌های تمام‌عیار درباره یک جلسه فوق‌محرمانه، دوباره به صدر اخبار بازگشت. ماجرا از پخش و سپس توقیف ناگهانی برنامه تلویزیونی «ماجرای جنگ» در صدا و سیما کلید خورد؛ برنامه‌ای که قرار بود پرده از پشت‌صحنه جنگ دوازده ‌روزه و هماهنگی‌های پشت‌پرده بردارد، اما خود به مرکز یک جنجال بزرگ تبدیل شد.

در این میان، دو روایت کاملا متضاد و روبه‌روی هم ازسوی دو چهره ارشد ساختار سیاسی کشور مطرح شد؛ روایت اول متعلق به عباس عراقچی (وزیر امور خارجه) بود که از یک برخورد تند و حاکمیتی توسط باقری پرده برمی‌داشت و روایت دوم ازسوی پیمان جبلی (رییس صدا و سیما) صادر شد که تلاش می‌کرد صورت‌مساله را از اساس پاک کند.

روایت اول؛ دفاع تمام‌قد ژنرال از پاستور در برابر تندروها

عباس عراقچی در جریان این گفت‌وگوی تلویزیونی، وقتی بحث به هماهنگی میان میدان و دیپلماسی در جریان عملیات‌های موشکی ایران علیه اسراییل رسید، دست روی یک مغالطه بزرگ ازسوی طیف رادیکال گذاشت. او تاکید کرد که برخلاف فضاسازی‌های تندروها، دولت مسعود پزشکیان و نیروهای نظامی در هماهنگی کامل بوده‌اند. عراقچی برای اثبات ادعای خود، خاطره‌ای بکر و تکان‌دهنده از جلسه تصمیم‌گیری برای عملیات «وعده صادق ۳» نقل کرد که در آن، شخص سرلشکر باقری در نقش مدافع رییس‌جمهور ظاهر شده بود.

عراقچی ماجرا را این‌گونه بازگو کرد: «در مورد وعده صادق ۳ وقتی بحث شد، یکی از دوستان حاضر در جلسه انتقادی کرد و ایرادی گرفت. گفت چرا رییس‌جمهور مخالف هستند؟ خدا رحمت کند سردار باقری در آن جلسه با گوینده این حرف برخورد کرد و گفت: چرا این حرف را می‌زنی؟ من مسوول دفاع از کشور هستم و لحظه‌ای که مطمئن شوم می‌توانم از کشور در برابر تبعات عملیات وعده صادق ۳ دفاع کنم، کار خودم را انجام می‌دهم. من هنوز از رییس‌جمهور سوال نکردم، چراکه از نظر خودم هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. ایشان به ‌شدت از رییس‌جمهور دفاع کرد.»

نقل این خاطره، ولوله‌ای در محافل سیاسی به‌پا کرد. افکار عمومی و رسانه‌ها بلافاصله به دنبال پیدا کردن نام آن فردی گشتند که در جلسه محرمانه، پاستور را به سنگ‌اندازی در مسیر موشک‌ها متهم کرده بود. باتوجه به سوابق تقابل‌ها، ذهن هر شنونده‌ای فورا به سمت سعید جلیلی متمایل می‌شد؛ تا جایی که مجری برنامه نیز در لابه‌لای حرف‌هایش اشاره کرد که متوجه شده این فرد چه کسی است، اما عراقچی با خنده‌ای معنادار پاسخ داد: «نه، آن کسی که فکر می‌کنی نیست.»

روایت دوم؛ تکذیبِ رییس جام‌جم و تلاش برای آرام‌سازی فضا

سه هفته پس از این جنجال، پیمان جبلی، رییس سازمان صدا و سیما در گفت‌وگو با خبرآنلاین وارد میدان شد تا آب سردی روی این آتش بریزد. جبلی که خود نیز به عنوان یکی از اعضای شورای عالی یا مقامات حاضر، در آن جلسه تصمیم‌گیری حضور داشت، از اساس منکر هرگونه درگیری یا برخورد لفظی شد.

او اگرچه برای حفظ ظاهر گفت «آقای عراقچی دروغ نمی‌گوید»، اما مدعی شد که این یک فضاسازی رسانه‌ای است و سرلشکر باقری با هیچ‌کس در آن جلسه برخورد تندی نداشته است. این تکذیب صریح ازسوی رییس صدا و سیما، نشان داد که لایه‌های بالایی مدیریت رسانه ملی تا چه حد مایلند روی این شکاف‌های عمیق ساختاری سرپوش بگذارند؛ تلاشی که درنهایت به توقیف کامل برنامه، حذف نسخه‌های اینترنتی آن و پایان زودهنگام پروژه «ماجرای جنگ» منجر شد.

محمدحسین پویانفر، مداح و فعال رسانه‌ای، در شبکه اجتماعی اکس (توییتر سابق) خطاب به پیمان جبلی نوشت: «آقای جبلی! ساخت برنامه ماجرای جنگ تضعیف صدا و سیما نیست؛ اگر آقای عراقچی زودتر و شفاف می‌گفت آن فرد چه کسی بوده که از شهید باقری درباره وعده صادق ۳ پاسخی محکم و منطقی دریافت کرده، شاید فرماندهان شهید آن‌قدر آماج تهمت و ناسزا قرار نمی‌گرفتند!»

همزمان، روزنامه خراسان نیز فاش کرد که دلیل اصلی توقیف این برنامه و حذف نسخه‌های اینترنتی آن، اظهارات صریح عراقچی درباره برخورد شدید و کلامی سرلشکر باقری با یکی از مسوولان ارشد در یک جلسه حیاتی راهبردی بوده است. اگرچه در ابتدا ذهن مجری برنامه و افکار عمومی به سمت سعید جلیلی رفت، اما عراقچی در همان مصاحبه تاکید کرده بود که «آن کسی که فکر می‌کنید، نیست.» 

با این حال، سایه سنگین تیمی که مصلحت ندید این اقتدار و منطق نظامی باقری در رسانه ملی فاش شود، صندلی صدا و سیما را به سمت سانسور کامل پروژه هدایت کرد.

همان‌طور که شواهد نشان می‌دهند، کم‌اهمیت‌ترین قسمت این ماجرا این است که آن فردِ متهم‌کننده دقیقا چه کسی بوده است؛ مساله اصلی و نگران‌کننده، «رویه و رفتار» جریانی است که در این میان فعالیت می‌کرد. این جریان سیاسی پنهان و آشکار، همواره تلاش داشته و دارد تا دولت و نیروهای نظامی کشور را در موضع تقابل، دوقطبی و رویارویی با یکدیگر نشان دهد.

این دقیقا همان رویکردی است که چند ماه پیش از شهادت سردار باقری، او را به دلیل حضور در تخت‌جمشید یا نقد رویکرد سخت‌افزاری پلیس (باتوم)، زیر ضرب تندترین هجمه‌های سیاسی برد. تندروها تمایل داشتند از فرماندهان نظامی، چهره‌هایی تک‌بعدی، عبوس و بی‌توجه به دیپلماسی و واقعیت‌های جامعه بسازند. وقتی محمد باقری در جایگاه رییس ستاد کل، این موازنه را به نفع عقلانیت و هماهنگی با دولت قانونی کشور تغییر داد، از دید این جریان به یک «محاسبه‌گرِ مصلحت‌اندیش» تبدیل شد که باید با کنایه، لباس نظامی را از تنش درآورد.

بنابراین، برخورد باقری در جلسه وعده صادق ۳ (طبق روایت عراقچی)، نشان‌دهنده هوشمندی ژنرالی بود که اجازه نداد از ارکان نظامی کشور به عنوان چماق سیاسی علیه منتخب مردم استفاده شود؛ اقتداری که تا آخرین روزهای حیاتش، او را در نوک پیکان حملات این محافل باقی نگه داشت.

‌ترور در جنگ دوازده‌ روزه 

با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و وقوع درگیری‌های مستقیم میان ایران و اسراییل، در خرداد ماه سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵ میلادی)، «جنگ دوازده ‌روزه» شعله‌ور شد. در جریان این رویارویی نظامی جدی، مواضع راهبردی و مراکز فرماندهی در پایتخت هدف حملات هوایی سنگین قرار گرفتند. در نخستین ساعات روز جمعه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، در جریان حملات هوایی اسراییل به تهران، منزل فرماندهی ارشد نیروهای مسلح هدف قرار گرفت. در این واقعه، سرلشکر محمد باقری در سن ۶۵ سالگی به همراه خانواده‌اش به شهادت رسید. او در زمان مرگ، بالاترین مقام نظامی ایران به شمار می‌رفت. 

باقری ساختار دفاعی ایران را از درون کانال‌های خاکی خوزستان در سال ۱۳۵۹ به شبکه‌ای پیچیده از سیستم‌های موشکی، پهپادی و نفوذ منطقه‌ای در دهه ۱۴۰۰ پیوند زد و شهادت او در جریان یک رویارویی مستقیم نظامی، به چندین دهه حضور پنهان و آشکار او در راس هرم نظامی ایران پایان داد اما اثر حضورش میراثی است که همواره در عرصه دفاعی ایران باقی می‌ماند.

منبع: اعتمادآنلاین
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 3
  • کسیکه به گدایی صلح برود جنگ را به خانه اش می آورد .
    عبارت بالا را که یک استراتژی دقیق جنگی است را منصفانه مورد مداقه قرار بدهیم تا دیپلماسی ضعیف و پر اشکال دولت پزشکیان را درک کنیم .
    نظامیان ایران توسط دشمن در خانه های خود غافلگیر شدندو به شهادت رسیدند . نظامیانی که در تعریف و توصیف آنها هرچه بگوییم کم است .
    ولی اگر این نظامیان وجهه تهاجمی خودشان را حفظ می کردند و جبهه ای بیرون از مرزها با دشمن ایجاد می کردند نه جنگ 12 روزه ای درکار بود و نه در میانه جنگ کنونی بودیم .
    ضمن اینکه به روان شهدای اقتدار درود می فرستیم باید اشکالات اساسی در دکترین دفاعی و تهاجمی کشور را بپذیریم و اصلاح کنیم .
    تسلیحات یک مملکت یک حقی دارد اگر در وقتش ادا نشود موجب خسارت به غیر نظامیان و غیر مسلح ها میشود .

  • یک تبریزی ...

    چندی قبل از شروع جنگ 12 روزه . در همین خبر فوری خواندیم که ایران از سوی 9 جبهه جاسوسی خارجی مورد شناسایی و جاسوسی قرار گرفته .
    در چنین حالتی روا بود که در کنار تخت جمشید سلاح های نیروهای مسلح کند شود ؟
    این نشان از یک غفلت بزرگ نبود ؟؟ قطعا اسمش را هوشمندی نمی توان گذاشت چون الان بعد از یک سال جنگ و این همه شهید و هزینه های زیاد ، برای خودمان نوشابه باز نکنیم .

  • ناشناس

    روح شهیدان باقری شاد