یک تحلیلگر مسائل بینالملل:
ترامپ باید تا ۱۱ اردیبهشت در مورد جنگ ایران تصمیم بگیرد/ در چند هفته اخیر آمریکا در حال خرید زمان است تا حملات بعدی را انجام دهد/ احتمال از سرگیری جنگ خیلی بالاتر از حصول توافق است/ باید به حل ریشههای خصومت با آمریکا و عادیسازی روابط بپردازیم
یک تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: به نظرم در چند هفته اخیر، آمریکا در حال خرید زمان است تا حملات بعدی را انجام دهد. بنابراین، من فکر می کنم در آینده بسیار نزدیک، احتمال ازسرگیری جنگ خیلی بالاتر از حصول توافق باشد.
دیاکو حسینی با اشاره به سفر وزیر خارجه کشورمان به پاکستان، اظهار کرد: اخبار منتشرشده در رسانهها، حکایت از عمق بسیار بالای اختلافات میان ایران و آمریکا در دور نخست مذاکرات دارد؛ خصوصا که ترامپ با نگاه بسیار حداکثری به مسائل نگاه میکند و انتظار دارد توافقی به امضاء برسد که در آن، ایران حداکثر امتیازات را به آمریکا بدهد و در مقابل، حداقل امتیازات را دریافت کند. بر این اساس، شانس چندانی برای حصول توافق وجود ندارد، کما اینکه در تحرکات دیپلماتیک در حال انجام، هیچ صحبتی از حضور آقای قالیباف و ونس مطرح نشده است. بدبینی دو طرف نسبت به یکدیگر و خصوصا بیاعتمادی شدید ایران به آمریکا، سختگیری در مطالبات را افزایش داده و زمینه برای انعطاف را بسیار کمرنگ کرده است. لذا حداقل در این مقطع زمانی، به نظر نمیرسد به نقطهای برای پرکردن شکافها نزدیک شده باشیم.
وی با اشاره به اینکه بر اساس ادعای اکسیوس، متن پیشنهادی جدید ایران شامل بازگشایی تنگه هرمز در ازای پایان دائمی جنگ است و گفتوگو بر سر مسائل هستهای را به مراحل بعدی مذاکره موکول میکند، افزود: ایران و آمریکا علاوه بر اینکه اساسا جهانبینی متفاوتی دارند، روشهای مذاکرهشان هم متفاوت است؛ سبک مذاکراتی ایران شامل توجه بیش از حد به جزئیات و تأکید بر مرحلهبندی مذاکرات است که یک روش سنجیده و مرسوم دیپلماتیک محسوب میشود و مبتنی بر دیپلماسی حرفهای است. ایران به واسطه دو دهه انجام مذاکره، دانش بالایی نسبت به موضوع مناقشه دارد و حتی کسانی که امروز در حال مذاکره اند، در مذاکرات سالهای گذشته نیز به نحوی حضور داشتهاند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: در طرف مقابل اما ما با افرادی مواجهیم که اساسا دیپلمات نیستند و نه کوشنر و ویتکاف و نه ونس، هیچ سابقهای در دیپلماسی ندارند و نسبت به پیچیدگی مسأله تنگه هرمز و موضوع هستهای و حتی تحریمها، بیاطلاع اند؛ من مطمئن نیستم که این افراد حتی وقتی در مورد لغو تحریمها حرف میزنند هم دقیقا بدانند در مورد چه چیزی صحبت میکنند! بنابراین، هم شخص ترامپ و هم تیم مذاکرهکننده او، درگیر کلیات هستند و توجهی به جزئیات مهم ندارند. لذا من فکر نمیکنم روش مذاکراتی ایران که اتفاقا بسیار هم حرفهای است، بتواند نظر طرف مقابل را جلب کند.
حسینی با بیان اینکه در چنین شرایطی، ابتدا باید اقدام به توافق بر سر کلیات کنیم، گفت: این یک توافق سیاسی خواهد بود، نه فنی و حقوقی. پس از چنین توافقی، باید به مسائل فنی و حقوقی نیز پرداخته و بر سر آنها توافق شود. از نظر ترامپ، توافق با ایران کاملا سیاسی است، در حالیکه ایران خواهان یک توافق کاملا فنی و حقوقی با آمریکاست، زیرا ما نسبت به این کشور بیاعتمادیم و بارها از توافق با آن آسیب دیدیم و لذا طبیعی است که اکنون به دنبال یک توافق محکم و حقوقی باشیم. اما اگر میخواهیم با شخصی مانند ترامپ توافق کنیم، باید بدانیم او فردی نیست که وارد جزئیات شود و دانش حقوقی ندارد و حتی از افرادی که این دانش را دارند هم استفاده نمیکند. تأکیدات مداوم بر مسائل جزئی و حقوقی، نه مورد علاقه ترامپ است و نه اساسا دولت او استعدادی برای پیگیری این مسائل دارد.
وی با بیان اینکه رسیدن به توافق اولیه سیاسی، نیازمند تغییرات بزرگ در ایران و آمریکاست، عنوان کرد: این توافق امکانپذیر است، اما نه با پافشاری طرفین بر مواضع سختگیرانه خود. به نظرم باید از سمت سطوح عالی ایران و آمریکا، زمینه برای شکلگیری انعطاف زیادی فراهم شود. ما بابد از کلان موضوع شروع کنیم، نه از جزئیات. مسائل موشکی، هستهای و منطقهای، معلول اند، نه علت. عامل اصلی وضعیت فعلی، خصومت بین ایران و آمریکاست که از ۴۷ سال پیش آغاز شده و تا کنون ادامه یافته است. لذا باید به حل ریشههای این خصومت و عادیسازی روابط با آمریکا بپردازیم. چنین اقدامی، یک نقطه شروع است که باعث حل سایر مسائل خواهد شد. اینکه ما از بحث بر سر معلولها شروع میکنیم و تازه فقط هم به بخشی از معلولها میپردازیم و مابقی را کنار میگذاریم، نه منجر به اعتمادسازی میشود، نه مسائل واقعی روی زمین را حل میکند و نه باعث رفع تحریمها میشود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به اعزام نیروهای نظامی جدید آمریکا به اطراف ایران، بیان کرد: به نظرم در چند هفته اخیر، آمریکا در حال خرید زمان است تا حملات بعدی را انجام دهد. ظاهرا آمریکاییها هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که این جنگ شکست خورده و باور ندارند که مطالبات حداکثری خودشان باعث عدم حصول توافق شده است. آمریکا فکر میکند هنوز به اندازه کافی به ایران فشار نیاورده است. لذا من فکر میکنم در شرایط کنونی که رسیدن به توافق سیاسی در کوتاهمدت و میانمدت بعید است، آمریکا به دنبال تشدید تنش میگردد، با این امید که ایران تحت فشارهای شدیدتر اقتصادی و نظامی، با خواستههای ایالات متحده کنار بیاید. بنابراین، من فکر در آینده بسیار نزدیک، احتمال از سرگیری جنگ خیلی بالاتر از حصول توافق باشد.
حسینی با بیان اینکه اکنون بازگشایی تنگه هرمز مسأله اصلی آمریکاست، اضافه کرد: کاهش تسلط ایران بر این آبراه، هم یک امتیاز سیاسی در داخل ایالات متحده برای ترامپ خواهد بود و هم به زعم آمریکا، چنین چیزی باعث تقویت موضع این کشور در مذاکره با ایران خواهد شد. بنابراین، با توجه به اهمیت تنگه هرمز در اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا، احتمالا در صورت آغاز مجدد جنگ، تمرکز عمده آمریکا بر عملیات نظامی در تنگه هرمز، از بین بردن تأسیسات نظامی و مراکز فرماندهی ایران و حتی حمله به تأسیسات نفتی ایران در سواحل خلیجفارس یا جزیره خارک خواهد بود تا فشار بر ایران افزایش یابد؛ کما اینکه شب گذشته نیز ترامپ مدعی شده بود ممکن است تا ۳ روز آینده، خطوط نفت ایران منفجر شود.
وی با بیان اینکه ترامپ تا روز ۱۱ اردیبهشت باید در مورد ادامه یا خاتمه جنگ تصمیم بگیرد، گفت: طبق قانون داخل آمریکا، مهلت ترامپ برای جنگ، ۶۰ روز است و برای ادامهیافتن جنگ پس از این موعد، باید نظر مثبت کنگره را کسب کند. بنابراین، فکر میکنم احتمالا ترامپ تا پیش از اتمام این ۶۰ روز، یعنی تا قبل از ۱۱ اردیبهشت، مجددا به ایران حمله کند، زیرا بسیار بعید است که در صورت شروع حملات و در شرایطی که سربازان آمریکایی در حال جنگ هستند، کنگره به رئیسجمهور دستور عقبنشینی دهد، چرا که چنین کاری منافع آمریکا و متحدان آن را خطر میاندازد. بنابراین، اگر ترامپ تا قبل از این تاریخ جنگ را از سر بگیرد، عملا کنگره را در عمل انجامشده قرار داده تا به این طریق، موافقت آن برای تمدید مهلت جنگ را کسب کند.
خوبه ، خوبه ، همه چیز خوب پیش میره ، خوب میشم