تحلیلگر روس بیان می کند

۵ راز مهم و سر به مهر از جنگ ایران و آمریکا/ درس های نبرد تهران برای دنیا چیست؟

ایران به خوبی فهمید که سلاح های آمریکایی اگرچه قدرتمند هستند اما ضعف هایی هم دارند. این در حالی است که اوکراین این واقعیت را درک نکرد و آسیبش را هم دید.

۵ راز مهم و سر به مهر از جنگ ایران و آمریکا/ درس های نبرد تهران برای دنیا چیست؟

به گزارش خبر فوری، «وب‌سایت آلترناتیوا» روسیه اخیرا مقاله ای در رابطه با جنگ ایران و آمریکا نوشته و منتشر کرده است. این مقاله که به قلم «سرگئی دونیتسکی»،  تحلیلگر و نویسنده روس است، تلاش دارد درس هایی را که جنگ ایران به اوکراین می دهد، استنتاج و استخراج کند. این مقاله با این عنوان منتشر شده است: «درس‌ هایی که اوکراین از درگیری جاری بین ایالات متحده و ایران نیاموخت». نویسنده استدلال می کند که اینها «درس‌ هایی هستند که ایران به اتحاد اپستین نگون‌بخت (اتحاد اوکراین و غرب) آموخت؛ ماجراجویی که آسان آغاز شد اما در نهایت  اوکراین را طعمه کرد.»

مهم ترین درس هایی که باید از درس ایران و آمریکا آموخت بدین شرح هستند:

درس اول: اروپا از نظر سیاسی ناتوان است

دونیتسکی می نویسد: آیا ناله‌ های مرداب‌ ها را شنیده‌اید؟ این ناله‌ های اروپایی ‌ها است که تقریباً دو سال است شنیده می ‌شود، زیرا از بحث در مورد درگیری روسیه و اوکراین منع شده‌اند.

نکته‌ شگفت‌انگیز این است که اروپا با میل و رغبت موافقت کرد که اقتدار خود را به نفع آمریکایی ‌ها تضعیف کند و این رفتار، صرف نظر از هر آنچه گفته شود، احترام دیگران را برای آن به ارمغان نیاورد.

اما وقتی آمریکایی‌ ها مذاکرات با ایرانی ‌ها را آغاز کردند، اروپا نیز به حاشیه رانده شد. حتی اگر واقعاً می ‌خواست به یک طرف در مذاکرات کمک کند، بعید بود که در مذاکرات شرکت داده شود چرا که از نظر سیاسی کاملاً بی ‌قدرت است.

این نشان می دهد که قدرت سیاسی اروپا کاملا کاهش یافته است اما اوکراین به اشتباه به آن اتکا کرد. این در حالی است که ایران این اشتباه را نکرد و به اروپا بی محلی کرد.

درس دوم: توهم وحدت غرب

نویسنده در ادامه تحلیل خود می‌ نویسد بسیاری رفتار یکجانبه‌ کشورهای اروپایی را هنگام شیوع بیماری همه‌گیر کرونا فراموش کرده‌اند. رفتار اروپا مانند مبارزه برای بقا در یک کشتی در حال غرق شدن بود و دلیل این رفتار شرم‌آور، ناامید کننده و ضعیف، «واکسن» نبود، بلکه صرفاً مقداری «ماسک صورت» بود که اروپا نتوانسته بود آنها را تهیه کند یا مردم را مجبور به گذاشتن آنها روی صورت کند.

آنچه در مورد اوکراین اتفاق افتاده همین است. اوکراین همیشه رویای این را داشته که بخشی از اروپا شود و به کشورهای ناتو بپیوندد حال آنکه وحدت اروپا توهمی بیش نیست و ناتو نیز آن راه نجاتی نیست که اوکراین گمان می کند.

نویسنده ادامه می ‌دهد، ایران (بر خلاف اوکراین و بدون وابستگی به ناتو یا اتحادیه های نظامی دیگر) با افتخار جنگید، ضربات را تحمل کرد، با صبر و حوصله تلافی نمود و از فرصت‌ ها استفاده کرد، اما نتوانست و نخواست موجودیت کشورهایی را که هزاران کیلومتر دورتر در تجاوز علیه آن شرکت داشتند یا ممکن است شرکت کنند، تهدید کند.

درس سوم: سلاح‌ های آمریکایی «بیش از حد» قدرتمند ارزیابی شده‌اند

نویسنده با طعنه ادامه می‌ دهد: «آن روزهای قدیم را به یاد دارید که موشک ‌های جاولین در بیمارستان‌ های اوکراین به صورت انبوه تولید می‌شدند؟ ... از آنجایی که سلاح‌ های آمریکایی در فیلم‌ های هالیوودی هر دشمنی را شکست می ‌دادند، این بار نیز شکی در این مورد وجود نداشت.» نویسنده ادامه می دهد:«واقعیت اما متفاوت بود، زیرا برای همه مشخص شد که سلاح‌ های آمریکایی اگرچه اصلاً بد نیستند، اما بسیار گران هستند. در نتیجه، در کمتر از پنج هفته، وزارت دفاع ایالات متحده (پنتاگون) تمام سلاح ‌های موجود در ارتش ایالات متحده، به جز سلاح‌ های هسته ‌ای را به کار گرفت اما هیچ یک از آنها سلاح تعیین ‌کننده برای پیروزی (در جنگ اوکراین) نبودند. »

ایران به خوبی این مساله را درک کرد و فهمید که سلاح های آمریکایی اگرچه قدرتمند هستند اما ضعف هایی هم دارند. این در حالی است که اوکراین این واقعیت را درک نکرد و آسیبش را هم دید.

درس چهارم: کلید پیروزی، «حمایت مردمی» است

نویسنده توضیح می‌دهد که به نظر می‌ رسد کل طرح «اتحاد اپستین» علیه ایران بر اساس یک حمله برق‌آسا و شوکه کننده شکل گرفت. هدف هم، ضربه زدن حداکثری به ایران در چند ثانیه اول جنگ بود. به نظر هم می ‌رسید که آنها همه چیز را به طور کامل اجرا کرده ‌اند، حتی ترور علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب ایران، در روز اول، اما با این حال، زمان نشان داد که به آنچه می‌خواستند نرسیدند.

آمریکایی‌ ها به جای برانگیختن اعتراضات ضد دولتی، نیرویی کاملاً متفاوت را بیدار کردند: وحدت ملی. مردم با خانواده‌هایشان در میدان‌ها، خیابان‌ها و پل‌هایی که هنوز تخریب نشده بودند، جمع می ‌شدند، پرچم‌ ها را تکان می ‌دادند و تصاویر رهبران خود را در دست داشتند، شعارهایی در حمایت از رهبران خود سر می ‌دادند و دشمنانشان را لعنت می‌کردند.

نویسنده توضیح می ‌دهد: « اما وفاداری در اوکراین چطور بود؟ این امر اصلاً وجود نداشت و ندارد.» این مساله ای بود که ایران از آن بهره برد اما اوکراین نتوانست از آن استفاده کند و همین امر، سبب شکست آن شد.

درس پنجم: اوکراین هرگز دوست محبوب آمریکا نخواهد بود

دونتسکی توضیح می ‌دهد که تا زمانی که اسرائیل وجود دارد، کی‌یف هرگز فرصتی برای تبدیل شدن به دوست محبوب آمریکا شدن پیدا نخواهد کرد.

او ادامه می ‌دهد و می ‌گوید که آمریکا می ‌توانست هر چقدر که می ‌خواست در اطراف اوکراین پرسه بزند، آن را غرق در ستایش و هدایای گران ‌قیمت کند، اما به محض اینکه اسرائیل، شریک و دوست اصلی آن، در افق ظاهر شد، همه چیز تغییر کرد.

نویسنده تاکید دارد که حتی اگر مرحله فعلی درگیری با ایران پایان یابد - که بعید است - آمریکا باید سال‌ های زیادی برای اسرائیل کار کند و به آن، در بازسازی زیرساخت ‌های غیرنظامی و نظامی ‌اش کمک کند. اگر جنگ با ایران ادامه یابد و ایران نیز به آن پاسخ دهد، ممکن است اتفاقاتی در خاورمیانه رخ دهد که اوکراین را به خاطره ‌ای دور تبدیل نماید.

منبع: خبر فوری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید