افشاگری وال استریت ژورنال
پشت لافزنیهای علنی ترامپ در مورد جنگ چیست؟ | پنتاگون دسترسی به اطلاعات جنگ را برای ترامپ محدود کرد | ترامپ بهطور مداوم بهدنبال مسیرهای مذاکره بود | ترامپ از همهچیز جنگ پشیمان است
گزارش تازه وال استریت ژورنال، به بررسی نحوه مدیریت جنگ ایران توسط دونالد ترامپ میپردازد و استدلال میکند که رفتار او ترکیبی از نمایش قدرت و اضطرابهای عمیق درونی است.
به گزارش خبرفوری به نقل از وال استریت ژورنال، یکی از برجستهترین نمونهها زمانی است که پس از سرنگونی یک هواپیمای آمریکایی در ایران، ترامپ ساعتها بر سر مشاورانش فریاد میزند، اروپا را به بیعملی متهم میکند و خواستار اقدام فوری میشود، در حالی که همزمان بهشدت نگران پیامدهای سیاسی و نظامی این بحران است و بارها به تجربه شکست جیمی کارتر در بحران گروگانگیری اشاره میکند. همین وضعیت باعث میشود تیم او عمدا دسترسیاش به اطلاعات لحظهبهلحظه را محدود کند و تنها در زمانهای مشخص او را در جریان قرار دهد، زیرا معتقدند واکنشهای احساسی و بیصبری او میتواند روند تصمیمگیری را مختل کند.
گزارش با ذکر جزئیات بیشتری از رفتارهای خصوصی ترامپ نشان میدهد که او چگونه میان تهاجم و نگرانی در نوسان است. او در جلسات خصوصی بارها از تلفات احتمالی نیروهای آمریکایی ابراز نگرانی میکند و حتی در برابر عملیاتهایی مانند تصرف جزیره خارک عقبنشینی میکند، زیرا معتقد است نیروها «هدف آسان» خواهند بود. در مقابل، در فضای عمومی تهدیدهای بسیار شدید مطرح میکند، از جمله تهدید به نابودی «تمدن ایران»، که گاهی حتی بدون اطلاع کامل تیم امنیت ملی منتشر میشود.
بیشتر بخوانید:
کاخ سفید؛ نگاهی به اندرونی حرمسرای دونالد | چگونه ملکههای زیبایی در دولت ترامپ پست گرفتند؟
چرا ترامپ در هر زمانی به تماسهای تلفنی همه پاسخ میدهد؟
در یکی از نمونههای قابل توجه، او بهصورت بداهه در شبکههای اجتماعی با لحنی تند و غیرمعمول مانند استفاده از عبارات مذهبی اسلامی پیام منتشر میکند تا خود را غیرقابل پیشبینی نشان دهد، اما بلافاصله از مشاورانش میپرسد «بازخوردش چطور بوده؟» که نشاندهنده نگرانی همزمان او از پیامدهای سیاسی این رفتارهاست.
در کنار این رویکرد تهاجمی، گزارش تأکید میکند که ترامپ بهطور مداوم بهدنبال مسیرهای مذاکره نیز بوده است. او حتی پیش از تشدید بحران، به تیم خود دستور داده بود راهی برای آغاز گفتوگو با ایران پیدا کنند و بارها به مذاکرهکننده ارشد خود تأکید میکرد که «آنها را به توافق برسان». پس از افزایش تنشها و بهویژه بعد از تهدید به نابودی ایران، تیم او بهسرعت وارد عمل شد و از کانالهایی مانند پاکستان برای میانجیگری و دستیابی به آتشبس استفاده کرد، زیرا ترامپ بهشدت از کشورهای اروپایی ناراضی بود و تمایلی به نقشآفرینی آنها نداشت. در نهایت نیز، درست پیش از پایان یک ضربالاجل شدید، او بهطور ناگهانی آتشبسی شکننده اعلام کرد، که نشان میدهد تهدیدهای حداکثری او تا حدی با هدف ایجاد فشار برای مذاکره طراحی شده بودند.
نکته مهم دیگر، تلاش مداوم تیم ترامپ برای کنترل و هدایت رفتارهای اوست. مشاورانش بارها سعی میکنند او را از مصاحبههای بداهه بازدارند، او را به ارائه پیامهای منسجمتر تشویق کنند و حتی پیشنهاد میدهند که یک سخنرانی رسمی برای آرام کردن افکار عمومی انجام دهد. در برخی موارد، او را از حضور مستقیم در جلسات حساس کنار میگذارند و ترجیح میدهند اطلاعات را بهصورت محدود و کنترلشده به او منتقل کنند.
با این حال، رفتارهای غیرقابل پیشبینی او (از پرداختن همزمان به موضوعاتی مانند انتخابات، پروژههای ساختمانی کاخ سفید یا سیاستهای اقتصادی در میانه بحران) نشان میدهد که تیم او دائما در تلاش است میان کنترل رئیسجمهور و پیشبرد یک استراتژی منسجم تعادل برقرار کند. در مجموع، این روایتها نشان میدهد که جنگ ایران برای ترامپ نهتنها یک چالش ژئوپولیتیک، بلکه آزمونی از سبک رهبری اوست؛ سبکی که میان فشار، نمایش قدرت، تمایل به مذاکره و نگرانیهای عمیق در نوسان است و همین ویژگیها میتواند مسیر جنگ را بهشدت غیرقابل پیشبینی کند.