روایت شهادت و مجروحیت یک مادر و پسر در حمله آمریکا به پل بی یک کرج:
ثانیههای وحشت بین دو انفجار | ماشین نو حرکت نکرد، ناهید تکهتکه شد | ناهید و اشکان برای سیزدهبه در به سمت چالوس میرفتند
ناهید امیری، یکی از چهار زنی بود که آن روز قربانی موشکهای آمریکایی شد و یک نفر از کل ۱۳ نفری که آن روز کشته شدند. اشکان هم یکی از ۹۵ مجروحی است که آن روز به بیمارستان برده شدند.
به گزارش خبرفوری، ناهید امیری و پسرش، اشکان بیاتی، آن روز از خانهشان در نزدیکی پل B۱، سوار ماشینی شدند که به تازگی خریده بودند و دنبال سایهساری از درختان جاده چالوس برای نشستن و برگزاری رسم سیزده به در میگشتند که بمبافکنهای آمریکایی، آنها را برای همیشه از هم جدا کردند.
بمب اول بعد از تهدیدهای دونالد ترامپ،رئیس جمهوری آمریکا با هدف قراردادن زیرساختهای ایران، به گفته او متعلق به جنگندههای ارتش این کشور بود، حوالی ساعت دو بعدازظهر سیزدهم فروردین به پل بی یک اصابت کرد؛ جایی که خانوادهها و افراد زیادی برای گذراندن سیزده به در، کنار رودخانه بیلقان و باغهای منطقه چالوس، مشغول وقت گذراندن بودند؛ با چادرهای مسافرتی رنگی که بعدها در نخستین تصاویری که مردم از آن لحظه منتشر کردند، مشخص بودند، در حالی که زنان و مردان و بچهها، وحشتزده از آنها دور میشدند یا خوشبینانه پشت آنها پناه میگرفتند.
ناهید، سالها پیش و اشکان، چند وقت قبل، از همسرانشان جدا شده و با هم زندگی میکردند؛ یک زندگی دو نفره جمع و جور. روز سیزدهم فروردین ۱۴۰۵، آخرین روزی بود که آنها با هم گذراندند. آن روز آنها خانه یکی از اقوامشان دعوت بودند اما با خود گفته بودند برای ده دقیقه هم شده، باید رسم سیزده به در را به جا بیاورند و نحسی آن را در کنند.
طولی نکشید که ناهیدِ خانهدار، بساط تفریح را جمع کرد؛ یک زیرانداز، فلاسک چای و کمی آجیل و میوه. ماشین نو که همین چندروز پیش خریده بودند و در کوچه منتظرشان بود، آخرین جایی بود که مادر و پسر کنار هم بودند. در جادهای نزدیک باغهای ابتدای چالوس، اشکان هنوز در حال رانندگی بود که بمب اول از راه رسید، پل بی یک را شکافت و در ادامه به چند ماشین جلوتر از ماشین آنها خورد. ناهید و اشکان راه پس و پیش نداشتند. پیاده شدند تا ببینند چه بلایی سر سرنشینان آن خودروها آمده. رفتند و دیدند. ماشین جلویی آنها، با فاصله چندمتر، از بین رفته و هر سه نفری که در آن بودند، کشته شده بودند. دیدن آنها، سرعتشان را بیشتر کرد. دویدند و باز در ماشین پناه گرفتند. وحشت اما سرِ رفتن نداشت. ماشین جدید «Alarm Security» میداد و حرکت نمیکرد.
آنها هنوز با همه گزینه های ماشین نو آشنا نبودند و حالا نمیدانستند باید در برابر این اخطار امنیتی که احتمالا به دلیل انفجار اول روشن شده بود، چه کنند. هرچه بیشتر تلاش کردند، بیفایده بود. در آن ثانیههای وحشت چه گذشت؟ اشکان برای به یاد آوردنش، توان زیادی میخواهد که حالا ندارد. فقط میداند در حال تلاش برای حرکت دادن ماشین و فرار از آن انفجارها و همه اینها در ترافیک زیاد آن روز بود که بمبهای بعدی از آسمان آمدند.
حملههای بعدی، حوالی ساعت پنج و نیم عصر از راه رسیدند و با حداقل چهار بمب، پلی را که به بلندترین پل خاورمیانه معروف بود، شکافتند و عصر جمعه سیزدهم فروردین را با همه سالها متفاوت کردند. اینها همه در حالی که نیروهای امدادی بعد از حمله ساعت دو، به منطقه آمده بودند و بر اساس گفتههای شاهدان عینی و مجروحان، هنوز تعداد زیادی مجروح و جانباخته روی زمین مانده بودند.آن روز کشته شدگان، سه دسته بودند؛ مسافران عبوری، ساکنان خانههای اطراف پل و افرادی که برای گذراندن سیزده به در، مناطق اطراف رفته بودند.
ناهید جزو دسته اول بود و با حمله دوم، در دم کشته و عمر پنجاه سالهاش، جلوی چشم پسرش تمام شد؛ با بدنی تکه تکه که هر عضوش گوشه ای افتاده بود؛ دستها یک طرف، پاها یک طرف و صورتی که شکافته شده بود. آخرین تصویری که اشکان از مادرش به یاد دارد، همین تکههاست.او حالا روی تخت بیمارستان، با دستها و پاهای به شدت آسیب دیده، می نشیند و به یاد میآرد. ناهید امیری و پسرش، اشکان بیاتی اهل کرمانشاه بودند؛ ناهید در روستای کندوله کرمانشاه به دنیا آمد، بزرگ شد و نحسی مرگ در روز سیزدهم فروردین ۱۴۰۵، در حالی که در راه رفتن برای رسیدن به باغ و آبی برای در کردن «نحسی سیزده» بود، گریبانش را گرفت.
ناهید امیری، یکی از چهار زنی بود که آن روز قربانی موشکهای آمریکایی شد و یک نفر از کل ۱۳ نفری که آن روز کشته شدند. اشکان هم یکی از ۹۵ مجروحی است که آن روز به بیمارستان برده شدند.
ساکنان مناطق اطراف این پل میگویند آن روز حدود پنج ساعت آب و برق نداشتند، خانه های زیادی در ماطق باغستان و عظیمیه کرج آسیب دیدند و وحشت آن روز هنوز دست از سرشان برنداشته است.
پل بی۱ (B۱)در منطقه و رودخانه بیلقان، روی ابتدای جاده چالوس(بلوار جانبازان) و رودخانه کرج ساخته شد. این پل حدود چهار کیلومتری شهر کرج و نزدیک منطقه عظیمیه است، با هزار و ۵۰ متر طول و ۱۳۶ متر ارتفاع. این پل پس از آغاز به کار دوباره آزادراهی که بعدها به نام شهید سلیمانی شناخته شد، ساخته شد؛ در سال ۱۴۰۲ و پس از آنکه از سال ۱۳۹۵ و افتتاح این آزادراه، پروژه ساخت متوقف شده بود. این آزادراه که به عنوان کنارگذر شمالی کرج هم شناخته میشود، با ۲۱ پل و ۶۳ آب رو به طول ۱۸ کیلومتر است و از انتهای غربی آزادراه شهید همت-کرج آغاز و در محدوده کمالشهر کرج به آزادراه کرج-قزوین وصل میشود. پل بی۱ بلندترین پل این پروژه و پایههایش در درهها و رودخانههای کرج است.