گزارش آکسیوس از تناقضات ترامپ

ریاست جمهورِ مرگ | از وعده صلح تا واقعیت خون | جنگ‌هایی که ترامپ انکار می‌کرد

در تاریخ معاصر آمریکا، هیچ رئیس‌جمهوری به اندازه دونالد ترامپ دستور حملات نظامی علیه کشورهای مختلف صادر نکرده است.

ریاست جمهورِ مرگ | از وعده صلح تا واقعیت خون |  جنگ‌هایی که ترامپ انکار می‌کرد

به گزارش خبرفوری به نقل از آکسیوس، ترامپ تاکنون هفت کشور را هدف حملات نظامی قرار داده؛ از جمله ایران، نیجریه و ونزوئلا؛ کشورهایی که پیش از این هرگز هدف مستقیم حملات نظامی آمریکا نبوده‌اند. تنها در سال ۲۰۲۵، ترامپ تعداد بیشتری حمله هوایی را مجاز کرد تا مجموع حملاتی که جو بایدن در چهار سال ریاست‌جمهوری خود تأیید کرده بود.

این آمارها در تضاد آشکار با تصویری است که ترامپ از خود در عرصه سیاست ارائه داد. او صراحتا به‌عنوان «نامزد ضدجنگ» وارد رقابت‌های انتخاباتی شد و وعده داد به جنگ‌های بی‌پایان آمریکا در خارج از کشور پایان دهد. کاخ سفید همچنان بر این روایت پافشاری می‌کند و می‌گوید ترامپ قبل از هر اقدام نظامی، دیپلماسی را تا آخرین حد ممکن پیش می‌برد و نمایش قدرت قاطع را مسیری برای رسیدن به صلح پایدار می‌داند!

بیشتر بخوانید: 

 فرار ترامپ از دیده شدن | سکوت در زمان جنگ | رویکرد نامتعارف ترامپ پس از حمله نظامی 

اما واقعیت‌های میدانی این ادعا را به چالش کشیده‌اند. کشته شدن چهار نظامی آمریکایی تنها در ۲۴ ساعت نخست حملات آمریکا به ایران، این استدلال را وارد خشن‌ترین آزمون ممکن کرده است. خود ترامپ نیز در پیامی ویدیویی اذعان کرد که احتمال کشته شدن افراد بیشتری وجود دارد و گفت: «این واقعیت جنگ است.» 

آنچه حملات ترامپ را از اقدامات رؤسای‌جمهور پیشین متمایز می‌کند، فقط تعداد آنها نیست، بلکه ماهیت‌شان است. در حالی که جنگ‌های پس از یازده سپتامبر در دوران جورج بوش یا حملات پهپادی گسترده در دوره باراک اوباما عمدتا در چارچوب میدان‌های جنگ از پیش تعریف‌شده یا با مجوز کنگره انجام می‌شد، ترامپ جبهه‌های کاملا جدیدی گشوده است. از حمله در روز کریسمس به نیجریه گرفته تا عملیات در دریای کارائیب و حتی اقداماتی که به ربوده شدن رهبر ونزوئلا انجامید.

الگوی مورد علاقه ترامپ روشن است: بدون اعزام نیروی زمینی، بدون درگیری طولانی‌مدت و با اعمال سریع و سنگین قدرت نظامی، اقداماتی که همواره با ادعای «دفاع از منافع آمریکا» توجیه می‌شوند.

با این حال، عملیات جاری علیه ایران جایگاهی متفاوت دارد. این عملیات، که به‌صورت مشترک با اسرائیل و با هدف آشکار تغییر نظام در تهران آغاز شده، بدون مجوز کنگره و بدون یک بحث عمومی گسترده کلید خورده است. این اقدام پس از بزرگ‌ترین تجمع نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ انجام شد و پیامی روشن داشت: شکست دیپلماسی، هزینه خواهد داشت.

در داخل آمریکا، این جنگ شکاف‌های جدی در پایگاه حامیان ترامپ ایجاد کرده است. برخی از چهره‌های سرشناس جریان «مگا» که زمانی مخالف سرسخت جنگ با ایران بودند، اکنون آشکارا این تصمیم را زیر سؤال برده‌اند و آن را خیانت به وعده‌های انتخاباتی ترامپ می‌دانند.

تناقض زمانی عمیق‌تر می‌شود که به گذشته بازگردیم: بسیاری از مقاماتی که امروز در حال اجرای این جنگ‌اند، سال‌ها استدلال می‌کردند که بزرگ‌ترین دستاورد سیاست خارجی ترامپ «شروع نکردن جنگ جدید» بوده است.

اکنون پرسش اصلی نه‌فقط در کنگره یا میان نخبگان سیاسی، بلکه در میان افکار عمومی آمریکا مطرح است: آیا این جنگ (با همه هزینه‌های انسانی و سیاسی‌اش) ارزشش را دارد؟ پرسشی که به‌نظر می‌رسد تا پایان دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، سایه‌اش از سیاست آمریکا کنار نخواهد رفت.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید