حسن بهشتی‌پور، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی:

نمی‌توان به مردم گفت که متحد باشید، اما مشکلات مردم را حل نکرد/ مسئولان برای جلب اعتماد مردم یک برنامه روشن داده و فرصت بخواهند/ باید مذاکره و تنش‌ها را کم کنیم

حسن‌بهشتی‌پور، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی معتقد است که برخلاف برخی فضاسازی‌ها گزینه حمله نظامی دوباره به ایران جدی نیست. اما همزمان به مسئولان توصیه می‌کند که با در دستور قرار دادن مذاکره برای کاهش تنش‌ها اقدام کنند.

نمی‌توان به مردم گفت که متحد باشید، اما مشکلات مردم را حل نکرد/ مسئولان برای جلب اعتماد مردم یک برنامه روشن داده و فرصت بخواهند/ باید مذاکره و تنش‌ها را کم کنیم

همزمان با آرام شدن التهابات داخلی و بازگشت آرامش به شب‌های تهران و سایر نقاط کشور، از میزان تهدیدات خارجی نیز کم شده و حتی حرف از باز بودن کانال‌های ارتباطی با آمریکا زده می‌شود. گمانه‌ای که با سفر اخیر وزیرخارجه عمان به ایران مطرح شده بود، حالا به واسطه گزارش اخیر اکسیوس پررنگ شده است. اکسیوس به نقل از برخی منابع نوشت که «سید عباس عراقچی»، وزیر خارجه ایران و «استیو ویتکاف»، فرستاده ویژه امریکا طی تعطیلات آخر هفته درباره ناآرامی‌ها در ایران گفت‌و‌گو کردند. این منابع اشاره کردند که ویتکاف و عراقچی درباره امکان برگزاری نشست طی روز‌های آتی تبادل نظر کردند.

عباس عراقچی وزیرخارجه کشورمان نیز با بیان اینکه «ارتباطات من با ویتکاف چه قبل از تحولات اخیر و پس از آن ادامه داشته و همچنان نیز ادامه دارد و در حال بررسی برخی موضوعات از سوی خود هستیم» این موضوع را تاکید کرد. او در مصاحبه با الجزیره درباره احتمال دیدار با ویتکاف گفت: «ایده‌هایی مطرح شده و در حال بررسی آن هستیم».

طرح دوباره گزاره مذاکره درحالی است که طرف غربی و مشخصا ترامپ مثل همیشه هم از مذاکره می‌گوید و هم برای حمله به ایران خط و نشان می‌کشد، از طرفی مخالفان مذاکره در داخل ایران به بیش از هر وقت دیگری به نادرستی این سیاست تاکید دارند. سوال اینجاست که آیا ایران در وضعیت کنونی وارد مذاکره خواهد شد؟ این مذاکره برای آنکه با موارد پیشین تفاوت داشته و به نتیجه متفاوتی دست یابد چه مختصاتی خواهد داشت؟ مهم‌تر از همه اینکه بدون عقب‌نشینی یکی از طرفین مذاکره آیا رسیدن به نتیجه قابل اعتنا ممکن است؟

مذاکره معجزه نمی‌کند

حسن بهشتی‌پور، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، خوشبین است و تاکید می‌کند که اولین هدف از مذاکره کاهش تنش و مدیریت بحران است. او باور دارد که در ایران اراده لازم برای استفاده از ابزار دیپلماسی و پاسخگویی به مطالبات مردم وجود دارد. آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفت‌وگوی با اواست:

*در روز‌های اخیر شاهد بحث باز بودن کانال‌های ارتباطی بین ایران و آمریکا بودیم. آقای عراقچی هم گفتند که «ارتباطات من با ویتکاف چه قبل از تحولات اخیر و پس از آن ادامه داشته و همچنان نیز ادامه دارد و در حال بررسی برخی موضوعات از سوی خود هستیم». به نظر شما امکان بازگشت به میز مذاکره در شرایط کنونی و با توجه به تجربه جنگ و تهدیدات علنی اخیر، چقدر است؟

واقعیت این است که در ایران تلقی درستی از موضوع مذاکره وجود ندارد. مذاکره در حقیقت یک وسیله و ابزار است تا در شرایط مختلف اعم از جنگ، بحران، تنش و ... که همه سطوح متفاوتی از تهدید است، در جهت مدیریت بحران مورد استفاده قرار بگیرد.

امکان سنجی بازگشت ایران به میز مذاکره نیز بستگی به این دارد که هدف از مذاکره چیست و چه امکاناتی برای آن در اختیار داریم.

دقت داشته باشید که تنش بین ایران و آمریکا بسیار بالا است. ترامپ هم دم از مذاکره می‌زند - البته می‌گوید که طرف ایرانی درخواست کرده – و بلافاصله می‌گوید که حتی ممکن است، حمله کنیم یعنی گزینه حمله نظامی را به صورت جدی مطرح می‌کند.

در این شرایطی برخی در ایران می‌گویند که چرا باید علی‌رغم تهدید‌ها مذاکره کنیم، پاسخ من این است که اتفاقا باید مذاکره کنیم، چون یکی از اهداف مذاکره کاهش تنش است.

برای مدیریت بحران به مذاکره نیاز داریم

*مذاکره برای کاهش تنش یعنی مثل روال گذشته وارد مذاکره شویم و نتیجه مشخصی هم نداشته باشد؟

بستگی دارد که چه تعریفی از نتیجه مذاکره داشته باشیم. اگر بخواهید که با یک مذاکره معجره شده و همه مشکلات ایران و آمریکا حل شود باید گفت که قطعا از این خبر‌ها نیست. اما اگر منظور از نتیجه این باشد که ابتدا تنش موجود مدیریت شده و به جنگ نرسیم، بله ممکن است.

نکته دوم این است که در جریان مذاکرات باید به صورت مرحله‌ای پیش رفت یعنی اول تنش را رفع کرد و در مرحله دوم بخشی از اختلافات را حل کرد و به همین ترتیب ادامه داد. اینها کار‌هایی است که در دنیای امروز مرتب و از سوی کشور‌های مختلف انجام می‌شود.

در این شرایطی برخی در ایران می‌گویند که چرا باید علی‌رغم تهدید‌ها مذاکره کنیم، پاسخ من این است که اتفاقا باید مذاکره کنیم، چون یکی از اهداف مذاکره کاهش تنش است

*فکر می‌کنید در دستگاه دیپلماسی و لایه تصمیم‌گیرندگان عالی نیز چنین نگاه مثبتی به مذاکره وجود داد؟

برخی می‌گویند که ما وقتی درحال مذاکره بودیم بمباران شدیم. این یک واقعیت و حرف درستی است، اما نباید از آن نتیجه اشتباه گرفت. تصور آنها این است که اگر مذاکره نمی‌کردیم به ما حمله نمی‌شد، درحالی که اگر مذاکره نمی‌کردیم هم حمله می‌کردند. به گزارش مطبوعات آمریکایی آنها دو سال روی آن حمله کار و برنامه‌ریزی کرده بودند. پس این طور نبوده که، چون مذاکره کردیم، مسئولان غفلت کرده یا خوش خیال شده باشند و طرف مقابل از آن استفاده کند. ضربه‌ای که ما خوردیم به خاطر برآورد اشتباه از توانایی دشمن و ارزیابی اغراق آمیز از توانایی خودمان بود. ما مذاکره می‌کردیم، چون می‌خواستیم مدیریت بحران کنیم.

*اگر آن مذاکره منجر به مدیریت بحران یعنی کاهش تنش و پرهیز از جنگ ختم نشد، مذاکرات احتمالی آتی چقدر می‌تواند امیدوار کننده باشد؟! این حرف شما به نوعی استدلال منتقدان مذاکره را تایید می‌کند.

اینکه وارد مذاکره شویم تضمین نمی‌کند که آنها حمله نمی‌کنند، اما پیش بینی این است که شرایط فعلی با خرداد خیلی فرق دارد. یعنی بر خلاف فضاسازی رسانه‌ای که شرایط را نزدیک‌تر به جنگ ارزیابی می‌کنند، امکان مذاکره فراهم‌تر است. البته این بستگی به رفتار ما هم دارد.

اگر مردم ایران با هم متحد و یکپارجه داشته باشند، آنها در حمله به ایران تجدید نظر می‌کند، اما اگر جنگ داخلی ایجاد شود آنها هم از فرصت استفاده می‌کنند.

نمی‌توان به مردم گفت که متحد باشید، اما مشکلات مردم را حل نکرد

*از مردمی که زیربار این حجم از مشکلات و فشار اقتصادی قرار دارند، چقدر می‌توان انتظار داشت که پایبند انسجام داخلی باشند؟ اینکه نارضایتی موجود زمینه‌ساز اعتراضات و تکرار اتفاقات مشابه باشد، بعید به نظر نمی‌رسد.

نکته مهمی است. این موضوع دو طرف دارد، یک طرف دولت و حاکمیت و یک طرف مردمی که دچار مشکلات اقتصادی هستند. اگر ما می‌خواهیم برنامه‌ای داشته باشیم یا سفارشی کنیم باید دوطرفه باشد. یعنی نمی‌توان مدام به مردم گفت که همدلی کنید و اتحاد داشته باشید و ...، اما مشکلات همچنان پابرجا باشد.

ما در واقع به یک برنامه روشن نیاز داریم. برنامه‌ای که اگر در سال ۹۶ ارائه می‌شد، کار به اینجا نمی‌رسید. به هرحال اکنون باید فکری کرد و یک برنامه روشن برای اصلاح اقتصادی و سیاسی به مردم ارائه داد تا بر اساس آن متحد و یکپارچه مقابل دشمن خارجی ایستادگی کنند. از طرف دیگر باید به مردم گفت که دشمن دلسوز ما نیست و به خاطر برقرار دموکراسی و آزادی به اینجا نخواهد آمد، بلکه دنبال منافع خودش است.

اگر ما این دو سو را همزمان مورد توجه قرار ندهیم حتما دچار اشتباه تحلیلی خواهیم بود. اکنون می‌توان با امکانات فوری و سازنده کاری کرد که مردم به شکل ملموس بهتر شدن وضعیت را احساس کنند. به ویژه امید به آینده برای جوانان باید ایجاد کرد. خیلی مهم است که جوانان بدانند وضعیت در سال آینده بهتر خواهد شد.

*از مواضع و سخنان مسئولان کشور وجود چنین اراده‌ای استنباط می‌شود؟

این اراده باید وجود داشته باشد، چون شرط حفاظت از نظام و کشور است. هر حکومتی باید به مردم اتکا کند و مردم هم موقعی از نظام حمایت می‌کنند که مشکلاتشان بر طرف شوند. به نظر من اکنون در کشور ما اراده جدی برای رفع مشکلات مردم وجود دارد، اما برای اجرای آن دنبال فرصت هستند. با توجه به اینکه یکی از مشکلات جدی ما شکاف ما بین دولت ملت است و سرمایه اجتماعی کاهش یافته، جلب نظر مردم دشوار است، اما باید به نحوی اعتماد مردم را جلب کرد و برای رفع مشکلات فرصت خواست.

حل مشکلات مردم و جلب اعتماد عمومی یکی، دو سال زمان می‌خواهد

*چقدر باید فرصت داد تا مشکلات مردم بالاخره حل شود؟

بستگی دارد که در نوع موضع‌گیری و گفتمان – به معنی ایده مورد پذیرش نه گفت‌و‌گو - مسئولان تغییری ایجاد بشود یا خیر. اگر شاهد تغییر جدی باشیم می‌توان گفت که ظرف یک یا دو سال امکان حل مشکلات وجود دارد، اما اگر اصلا چنین تغییری را مشاهده نکنیم حتما باید منتظر تکرار مسائل اخیر باشیم. چون اگر این تغییر حاصل نشود یعنی قرار است که روش‌های گذشته ادامه یابد و ما قبلا نتیجه آن روش‌ها را دیده و به اینجا رسیده‌ایم.

*اگر به اندازه شما خوشبین بوده و بپذیریم که یک تغییر گفتمان در سطح حاکمیت ایجاد شده و اراده جدی برای حل مشکلات مردم وجود دارد، باید پرسید آیا جامعه‌ای که اکنون به فقر غذایی رسیده و درگیر تامین مایحتاج اولیه زندگی است؛ توان این صبر را دارد؟

دقت کنید که امکانات داخلی کشور خیلی بیشتر از آن است که مطرح می‌شود. یکی از مشکلات ما این است که عادت داریم مشکلات را خیلی برجسته کرده و داشته‌های خود را نادیده بگیریم. باید داشته‌ها را به مردم یادآوری کرد. اگر جلوی فساد و رانت خواری گرفته شده و مردم به آینده امیدوار شوند، انرژی خواهند گرفت و میزان تاب‌آوری جامعه افزایش می‌یابد. یعنی جامعه می‌پذیرد که باید برای یک دوره، سختی بیشتری را تحمل کند.

ضمن اینکه اکثریت جامعه درگیر نان شب نیستند. برای آن گروهی که هستند هم باید اقدام فوری صورت بگیرد و با راهکار‌هایی مثلا تامین کالا‌های اساسی، به کمک‌شان رفت. به نظر من این شدنی است.

*وقتی دولت کسری بودجه دارد و آقای رئیس جمهور می‌گوید از کجا پول بیاوریم که دستمزد‌ها را افزایش دهیم، از کجا پول میاورد که قشر آسیب پذیر را تامین کند؟

از محل همان منابعی که با ندادن ارز به واردکنندگان خاص تامین می‌شود. تا حالا سود سرشار به دست واردکنندگانی که دان مرغ و نهاده و ... می‌آرودند می‌رسید و رانت ایجاد شده بود، حالا دولت می‌گوید که یارانه را به مصرف کننده می‌دهد و این سیاست اگر درست انجام شده و مثل دور احمدی‌نژاد از مسیر اصلی خود منحرف نشودف می‌تواند موجب افزایش رضایتمندی در جامعه بشود.

*در مجموع خوشبین هستید که احتمال جنگ جدی نیست و با همین سیاست‌های اقتصادی مثل کالابرگ یا ورود به مذاکره می‌توان تنش‌ها را کم و از این مرحله عبور کرد؟

بله، من همیشه خوشبین هستم و به عنوان یک پژوهشگر وظیفه دارم آنچه به صلاح کشور و مردم است را به عنوان راهکار مطرح کنم.

منبع: رویداد ۲۴
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید