چشم مردم اشک و خون است، گاز اشک‌آور نمی‌خواهند آقای پزشکیان

گفتنش سخت و دردناک است آقای پزشکیان. فکر نمی‌کردیم با شما هم به اینجا برسیم. آن هم به این زودی. متاسفانه اما شما هم همان راهی را رفتید که ناراضیان و منتقدان صندوق رای پیش‌بینی می‌کردند.

چشم مردم اشک و خون است، گاز اشک‌آور نمی‌خواهند آقای پزشکیان

همان‌ها که می‌گفتند که از انتخاب و رییس‌جمهور و وعده‌ها آبی گرم نمی‌شود. کسانی که می‌گفتند نباید به شعارهای انتخاباتی دل بست. آنها که می‌گفتند هر کس از این طرف میز برود آن طرف میز آدم دیگری می‌شود. تقصیر ما نبود آقای پزشکیان. شما هم بار دیگر ثابت کردید که حق با آنهاست. که با رای دادن و مشارکت قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد.

متاسفیم آقای پزشکیان. این حرف‌ها را دوروبری‌های شما که به نان و نوایی رسیده‌اند به شما نمی‌گویند. آقا یوسف و بقیه هم نمی‌گویند. آنها هم که می‌خواستند بگویند یا به تیم و دولت شما راه پیدا نکردند و از اول کنار گذاشته شدند یا آنقدر سرخورده شدند که بعدتر رفتند. گفتن این که نارضایتی‌های مردم جدی است و شما نمی‌خواهید صدایشان را بشنوید. اگر تا حالا هم می‌گفتید «می‌شنوم» اگر از این به بعد هم بگویید «گوش خواهم داد»، حرف‌های یکشنبه شب‌تان به خوبی نشان داد که قرار نیست صدایی شنیده شود که در بر همان پاشنه می‌چرخد.

مردم از گرانی و بی‌عدالتی شاکی‌اند، از این که نمی‌توانند مثل شهروندان عادی از حقوق طبیعی برخوردار باشند شاکی‌اند. مردم از این که حرف‌شان شنیده نمی‌شود شاکی‌اند. از این که رای ندادن‌شان به جایی نمی‌رسد و رای دادن‌شان عبث است شاکی‌اند. مردم به ستوه آمده‌اند آقای پزشکیان. شما هم اگر می‌خواهید تجمعات رسمی و حمایتی را اول و آخر حرف مردم در نظر بگیرید، اختیار با خودتان است. اما مردم نمی‌دانند که دیگر با چه زبانی باید مطالبات را مطرح کرد.

این که شما هم مثل همیشه، مثل گذشته، خشونت‌های کف خیابان را ملاک قرار دهید و نپذیرید که بخش بزرگی از مردم حرفی دارند، ناامیدکننده است. این یعنی بن‌بست. موجود زنده در بن‌بست، اگر نخواهد تن به فراموشی و مرگ بدهد، به در و دیوار چنگ خواهد زد. چرا فکر می‌کنید مردم از به خیابان آمدن و کشته شدن به دست عده‌ای از خدا بی‌خبر لذت می‌برند؟ اما چه چاره دیگری برایشان گذاشته‌ایم آقای پزشکیان. مردم به برخوردهای تند و محدودیت‌ها معترض‌اند و هر روز قوانین تازه‌ای برای فشار آوردن به جامعه مطرح می‌شود. مردم از این که راه‌های ارتباطی‌شان با جهان مسدود است خسته‌اند و حتی وقتی اعتراض می‌کنند با بستن اینترنت و پیامک و آفلاین شدن کشور مواجه می‌شوند. مردم از گرانی‌ها به جان آمده‌اند و به جای هر تصمیم اساسی و هر تغییر معناداری، از صندوق توسعه ملی و با فروش اموال دولت و با چاپ کردن اسکناس، یارانه‌ای تدارک می‌بینید و جلویشان می‌اندازید و منت سرشان می‌گذارید که داریم مشکلات را حل می‌کنیم. مردم آنقدر از این درمان‌های موقت دیده‌اند و از این مسکن‌ها خورده‌اند که مصونیت پیدا کرده‌اند. که دیگر می‌دانند این بومرنگ برخواهد گشت و با شدت بیشتر به خودشان خواهد خورد. که هر پولپاشی در کشور با تورم و با افزایش قیمت ارز و طلا و با کاهش قدرت پول ملی خود را نشان خواهد داد. گرانی‌ها ادامه خواهد یافت. قیمت‌ها بالاتر خواهد رفت و رویای زندگی عادی و ساده برای مردم دور و دورتر خواهد شد.

کسی خشونت و رعب و وحشت کف خیابان را تایید نمی‌کند. هیچکس موافق آتش‌سوزی و آدمکشی و حمله به مردم بی‌گناه نیست. اما توی آینه نگاه کنید و به ما بگویید که تا کجا می‌خواهید همین مسیر را بروید و انتظار صبوری و همراهی داشته باشید آقای پزشکیان. ماه‌ها و سال‌هاست که جامعه‌شناسان و اقتصاددانان هشدار می‌دهند که حرارت و فشار دارد به نقطه جوش و غیرقابل کنترل می‌رسد. همه راهکار این بوده که مردم را نکوهش کنیم و بازاریان را به زور سر کار بیاوریم و همه اعتراضات را وصل کنیم به دشمن تا با دست باز بشود سرکوبش کرد. کدام جامعه‌ای با فشار و خبرسازی و محدود کردن رسانه‌ها بستن مجاری ارتباطی به شرایط مطلوب رسیده که انتظار دارید ایران دومی‌اش باشد. بالا رفتن اعتراضات و بی‌جواب ماندن‌شان یعنی خشن‌تر شدن رویارویی‌ها. یعنی باز شدن میدان برای کسانی که به دنبال سوء‌استفاده‌اند. یعنی بالا گرفتن آتش. این مردم از فساد و فقر و بی‌عدالتی چشم‌هایشان پر از اشک است و نیاز به گاز اشک‌آور ندارند آقای پزشکیان. این حرف‌ها گفتن ندارد آقای پزشکیان. ولی شما هم نشان دادید که فقط تا روز انتخابات به مردم نیاز دارید.

این حرف‌‌ها را زدیم و نوشتیم چون نمی‌دانیم چه کار دیگری می‌شد کرد. شما را مخاطب قرار دادیم چون هزینه‌اش کمتر است. ببخشید. مردم خواسته‌هایی دارند که کسی برایش تره خرد نمی‌کند. پس از 1401 گفتند گشایشی می‌شود و به نارضایتی‌ها توجه می‌شود که نشد. انتظار این بود که پس از انتخابات اتفاقات مثبتی بیفتد که نیفتاد. در جنگ 12 روزه مردم نهایت همدلی را نشان دادند و گفته شد که این رویکرد پاسخ درخوری از سوی مسئولان خواهد داشت و نداشت. این التهابات هم تمام شود، دوباره یادتان می‌رود که مردم چه کسانی هستند و چه می‌خواهند. دوباره در مجلس و مراکز تصمیم‌گیری شروع خواهند کرد سفت کردن تسمه‌ها و وضع قوانین خفه‌کننده... امروز شما کجایید که فردا مردم چشم امید به شما داشته باشند آقای پزشکیان؟ مردم باید دل به چه خوش کنند آقای پزشکیان؟ روزنه و کورسوی امیدی که باید به ماندن و ادامه دادن مشتاق‌شان کند….

این مطلب تمام نمی‌شود، نه کار ما با شما تمام می‌شود نه مطالبات مردم تمام می‌شود.

اما ملت را نمی‌توان با وعده و شعار سیر کرد آقای رییس‌جمهور. این کشور نیاز به تغییرات بزرگ دارد. به جراحی‌های بزرگ. کاش پزشکی مثل شما مردم را مایوس نمی‌کرد آقای پزشکیان.

منبع: برترین ها
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 8
  • ناشناس

    درد را در این خراب شده از هر طرف بنویسی درد است...

  • ناشناس

    بسیار زیبا و دقیق. مخاطب تمام مسئولان هستن، از صدر تا ذیل. که به درستی اشاره شد

  • A51

    بخشی از متن حق بود اما با مغالطه و سفسته در هم آمیخته بود

  • تربتی

    این از ویژگی‌های کشورهای جهان سوم است ،چون احزاب و تشکیلاتی وجود ندارد که مطالبات مردم را پیگیری کند،یکنفر میآید یک مشت حرف دلخوش کنک میزند تا بر خر مراد سوار شود،بعد که دید خر مراد عجب سواری میدهد به تاخت می تازد و به پشت سرش نگاهی هم نمی اندازد، وعده های منتخبین مجلس و رئیس جمهور ی در ایران فقط تا پایان شمارش آرا اعتبار دارد.

  • عباس

    پیام زیبایی بود ولی این پیام یه سطل آب به پیکر آتش گرفته ایران هست آیا یک سطل آب ایران آتش گرفته را خاموش می کند؟ این اقتصاد سقوط کرده دیر یا زود در ته دره است و دودش فقط چشم مردم را گرفته و بیشتر خواهد گرفت

  • ناشناس

    ایشون هیچ کاره هستن.هیچ قدرت تصمیم گیری ندارن.

  • ناشناس

    کاشکی آقای پزشکیان و بقیه رییس جمهورا واقعا کاره ای بودن.

  • ناشناس

    با این شرایطی که درست کردید اگه انتخابات بعدی داشته باشیم فقط همان 3 میلیون نفری که دیروز به خیابان اومدند و آقای داوری با محاسبات ریاضیات کوانتومی تعدادشون رو حساب کرده فقط پای صندوق رای میان