روزنامه فرهیختگان: بازنده غائله ۱۴۰۴ رضا پهلوی است
روزنامه فرهیختگان نوشت: رضا پهلوی که امید داشت با رادیکال کردن فضا از مسیر خشونت، شکست چندین ساله خود در پروژه براندازی را بهیکباره جبران کرده و یکشبه پیروزی به دست بیاورد اکنون این صحنه را در مقابل خود میبیند که ننگ جنایت نتوانسته اغتشاش خیابانی را تداوم بخشد.
این روزنامه نوشت: بعد از یک شب کاملاً آرام در شهرهای ایران، نهایتاً سیل جمعیت در واکنش به اقدامات آشوبگرانه تروریستهای مسلح در سرتاسر کشور به خیابان آمدند تا تصویر واقعیتری از خیابانهای ایران به جهان مخابره شود. اینکه اعتراضات به وضعیت نوسانات ارزی به صحنه آشوب تبدیل شده در ادامه با ورود علنی رضا پهلوی به نقطه اوج خشونت تبدیل شده و بلافاصله فروکش کند بیش از هر چیز ریشه در محاسبات غلط و طراحی عوامل پشتصحنهای دارد که با تشدید رادیکالیسم ظرفیت اعتراض را سوزانده و آن را به ضد خود تبدیل کردند. رضا پهلوی که تنها عنوان سیاسیاش پسر شاه مخلوع ایران است در غائله ۱۴۰۴ نیز مثل بقیه غائلههای ضدایرانی در سالهای اخیر نشان داد حداقلی از پختگی سیاسی را نداشته و با دستپاچگی موضعگیری میکند. او در دومین فراخوان دعوت به آشوب خود که روز جمعه منتشر کرد مدعی شد «درحال آماده شدن برای آمدن به ایران است.» طرح این گزاره که با شکست پروژه ۱۴۰۴ اکنون به مثالی برای تمسخر ایدههای براندازانه ربع پهلوی تبدیل شده است تصویر کاملی از فقدان توانمندی سیاسی کاراکتری ارائه میدهد که در ۱۴۰۳ منشور همبستگی را رونمایی کرد که حتی دوماه هم دوام نیاورد و در دوسال گذشته چندین بار نیز فراخوان جذب نیرو منتشر کرد که مهمترین آن همزمان با تهاجم نظامی به ایران بود. پهلوی که امید داشت در زمان جنگ بتواند خیابان را نیز به نفع نتانیاهو فعال کند پس از شکست پروژه خود اکنون مسیر را معکوس طی کرده و هم زمان با دعوت کردن به رادیکالیسم کور در خیابان دست به دامان ترامپ شده تا پروژه نظامی علیه ایران را مجدداً آغاز کرده و کودتای دیگری در ایران رقم بزند. این کودتا به قدری واضح شده است که مردم مرز خود را با آن جداکرده و راهبردهای ضد زندگی پهلوی را تقبیح میکنند.
این شکست به طور واضح ناپختگی سیاسی رضا پهلوی را نشان میدهد که تا پیش از به میدان آورده شدن توسط موساد کاری جز خوشگذرانی با پولتوجیبیای که مادرش به او میداد بلد نبود؛ اما براندازی بهیکباره به پروژه مالی برای او تبدیل شد تا بتواند در کنار اموال غارت شده مردم ایران، یک منبع درآمد جدید برای خود پیدا کند.
در گفتوگویی که چند سال پیش از او منتشر شده زمانی که مجری از پهلوی در مورد شغلش میپرسد او میگوید: «از زمانی که پدرم فوت شدند و من وارد صحنه سیاسی اپوزیسیون ایران به نظام جمهوری اسلامی شدم تا الان بیش از ۳۰ سال میگذره و درواقع شغل من «مبارزه سیاسی برای آزادی ایران» بوده در این سالها!» او در مورد اینکه آیا آنچه بهعنوان شغل مطرح کرده درآمدی هم برایش داشته یا نه در ابتدا منکر درآمد شده و میگوید با کمک خانوادهاش تابهحال توانسته زندگی کند؛ اما در ادامه میگوید که هزینههای زندگیاش از مسیر کمکهای خانواده و کمکهای مالی به پروژه براندازی تأمین میشود.
فرزند شاه مخلوع که در پروژههای مختلف ضدایرانی نشان داده حداقلی از درک و توانمندی سیاسی را ندارد با این جملات صراحتاً اعتراف میکند که چاه براندازی اگر برای شاهپرستان به آب نرسیده برای خاندان پهلوی به نان رسیده است.
خب باخت حالا نتو وصل کنین
مردم مظلوم ایران چرا باید اینطوری زندگی کنند؟
تنها راه نجات ایران
بهترین راه بستن مغزهاست،
بهترین راه بستن مغزهاست،