دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل:

دیگر چیزی از یادداشت تفاهم باقی نمانده است/ هنوز ایجاد یک جنگ تمام‌عیار مانند جنگ 40 روزه در دستور کار ترامپ قرار ندارد/ شاید حملات کنونی محدود به جنوب کشور باقی بماند/ سخت بتوان در جامعه بین‌المللی جا انداخت که ترددی در آب‌های سرزمینی عمان انجام نشود

یک دیپلمات سابق با اشاره به لغو مجوز صدور نفت ایران که 5 روز بعد از امضای یادداشت تفاهم توسط آمریکا صادر شده بود و همچنین ازسرگیری محاصره دریایی، گفت: عملا تمام بندهای یادداشت تفاهم نقض شده و دیگر چیزی از آن باقی نمانده است.

دیگر چیزی از یادداشت تفاهم باقی نمانده است/ هنوز ایجاد یک جنگ تمام‌عیار مانند جنگ 40 روزه در دستور کار ترامپ قرار ندارد/ شاید حملات کنونی محدود به جنوب کشور باقی بماند/ سخت بتوان در جامعه بین‌المللی جا انداخت که ترددی در آب‌های سرزمینی عمان انجام نشود

کوروش احمدی  با اشاره به تغییر مواضع ترامپ طی چند هفته اخیر و فاصله‌گیری از دیپلماسی و تاکید مجدد بر جنگ، اظهار کرد: من فکر می‌کنم مهمترین متغیر در چند هفته اخیر، بحث‌های مرتبط با تنگه هرمز است، زیرا مذاکره در مورد سایر مسائل از جمله هسته‌ای، هنوز آغاز نشده و اختلاف نظر طرفین بر سر تنگه هرمز و برداشت‌‌‌های متفاوت ایران و آمریکا از بند 5 یادداشت تفاهم، اصلی‌ترین مشکل بین ایران و آمریکا بوده است؛ این بند به بررسی چگونگی بازگشایی تنگه هرمز و مدیریت آتی آن می‌پردازد و هر کدام از دو کشور، تفسیر خود را از آن دارند و بر اساس این تفاسیر عمل می‌کنند و همین باعث شکل‌گیری برخوردهایی بین آن‌ها شده است.

وی با اشاره به اینکه بند 5 یادداشت تفاهم دارای سه جمله است، بیان کرد: در جمله نخست، صحبت از این است که ایران ترتیباتی را برای عبور امن کشتی‌ها از تنگه هرمز اتخاذ می‌کند، در جمله دوم اشاره شده که ترافیک کشتی‌ها بلافاصله شروع و مین‌زدایی و برداشتن موانع از سر راه توسط ایران، ظرف 30 روز تکمیل می‌شود و نهایتا در جمله سوم آمده که ایران با عمان و دیگر کشورهای منطقه، برای تعریف نحوه اداره تنگه هرمز در آینده و خدمات دریایی در چارچوب حقوق بین‌الملل قابل اعمال وارد گفت‌وگو می‌شود.

این دیپلمات سابق ادامه داد: تفسیر ایران از بند 5 یادداشت تفاهم، این است که این بند به جمهوری اسلامی این اختیار را داده که ترتیبات عبور از تنگه هرمز را اتخاذ کند، در صورتی که تفسیر طرف مقابل این است که طبق این بند، ایران پذیرفته محدودیت‌های تردد از تنگه هرمز را بردارد و این آبراهه را بازگشایی کند. در مورد اداره آینده تنگه و خدمات دریایی نیز علی‌رغم مذاکراتی که شده، ظاهرا همچنان ایران و عمان به توافقی با یکدیگر نرسیده‌اند.

احمدی اضافه کرد: همان طور که گفته شد، در جمله آخر بند 5 یادداشت تفاهم، به حقوق بین‌الملل قابل اعمال اشاره شده است، چرا که عمان عضو کنوانسیون 1982 حقوق دریاهاست و پیوسته بر رعایت آن تأکید می‌کند، اما ایران عضو این کنوانسیون نیست و مفاد آن را فاکتور مهمی نمی‌داند. به علاوه، در ماده 42 کنوانسیون آمده که منظور از اداره آبراه، پرداختن به اموری مانند تنظیم مقررات ترافیک دریایی، محیط‌زیست، ماهیگیری و مانند آن است. تفاسیر متفاوت دو طرف اما مبنای دو عمل متفاوت از سمت آن‌ها شده است.

وی با اشاره به اعتراضات ایران نسبت به رویکرد عمان در قبال تنگه هرمز، عنوان کرد: اندکی پس از امضای یادداشت تفاهم، سازمان دریانوردی بین‌المللی (IMO) به اتفاق عمان، اعلام کردند که برای تخلیه دریانوردان و کشتی‌های گیرافتاده، اقدام به ایجاد یک کریدور موقت در جنوب تنگه در دریای سرزمینی عمان کرده‌اند. ایران با این اقدام مخالفت کرد و خواستار عبور کشتی‌ها از شمال تنگه هرمز و آب‌های سرزمینی ایران شد. اگر چه آن مسیر تعیین‌شده توسط عمان و IMO متوقف شد، اما عبور کشتی‌ها از قسمت جنوبی تنگه ادامه یافت. در جریان این اختلاف نظرات بر سر مسیر، سه کشتی در تنگه هرمز در 16 تیرماه هدف اصابت قرار گرفتند که البته ایران مسئولیت آن را نپذیرفته است. این حمله باعث افزایش تنش شد و آمریکایی‌ها با حمله به تاسیسات ایرانی در خطوط ساحلی و بعضا داخل کشور، شروع به نقض آتش‌بس کردند و تا کنون هم به حملات خود ادامه داده‌اند.

 اگر مقامات ما در این فکر هستند که خطوط تفکیک ترافیک دریایی الزاما در آب‌های سرزمینی ایران قرار گیرد و هیچ ترددی در آب‌های سرزمینی عمان انجام نشود، این را به سختی می‌توان در جامعه بین‌المللی جا انداخت و به لحاظ حقوقی نیز شاید توجیه آن آسان نباشد

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به لغو مجوز صدور نفت ایران که 5 روز بعد از امضای یادداشت تفاهم توسط آمریکا صادر شده بود و همچنین ازسرگیری محاصره دریایی، گفت: عملا تمام بندهای یادداشت تفاهم نقض شده و دیگر چیزی از آن باقی نمانده است. امیدواریم میانجی‌گران بتوانند به حل مشکل و نزدیک‌کردن مواضع طرفین کمک کنند. به نظر من، تنگه هرمز قابلیت و کارایی خود برای ما را نشان داد و ایران بعد از تجاوز آمریکا و اسرائیل در 9 اسفند، با بستن این آبراهه ثابت کرد چنانچه مورد حمله قرار گیرد، می‌تواند از چنین اهرمی استفاده کند. اما من معتقدم که تنگه هرمز جدای از اهمیتش در بازدارندگی، کابرد استراتژیک دیگری برای ما ندارد و مسائل فرعی مانند درآمدزایی و اصرار بر صدور مجوز عبور برای کشتی، نه‌تنها سودی نخواهد داشت، بلکه ضررهای بسیار زیادی برای کشور دارد.

این دیپلمات سابق ادامه داد: اگر مقامات ما در این فکر هستند که خطوط تفکیک ترافیک دریایی الزاما در آب‌های سرزمینی ایران قرار گیرد و هیچ ترددی در آب‌های سرزمینی عمان انجام نشود، این را به سختی می‌توان در جامعه بین‌المللی جا انداخت و به لحاظ حقوقی نیز شاید توجیه آن آسان نباشد، زیرا عمان هم دارای دریای سرزمینی در تنگه است. مشکل می‌توان تمام خطوط تردد را منحصرا در آب‌های ایران و ذیل نظارت و حاکمیت جمهوری اسلامی قرار داد و احیانا برای دریافت عوارض یا هزینه خدمات از کشتی‌ها اقدام کرد و به برخی از کشورها اجازه تردد داد و به برخی نداد. بعید می دانم که جامعه بین‌المللی بپذیرد که کشتی‌ها از آب‌های عمان عبور نکنند و برای عبور از آب‌های ایران، ملزم باشند که به 47 سوال تعیین‌شده توسط نهاد مدیریت تنگه خلیج‌فارس پاسخ دهند و منتظر مجوز عبور از این نهاد بمانند.

احمدی با بیان اینکه البته اگر جامعه بین‌المللی چنین چیزی را بپذیرد، بسیار خوب خواهد بود، اما این ممکن است آرزویی دست‌نیافتنی و سنگ بسیار بزرگی باشد که معلوم نیست به هدف بخورد، تصریح کرد: اگر چنین سیاستی پیگیری شود، می‌تواند به عاملی برای شکل‌گیری اجماع بین‌المللی علیه ایران تبدیل گردد. در زمان جنگ، ایران در موقعیت موجهی قرار داشت و جامعه بین‌الملل پذیرفت که آمریکا و اسرائیل مقصر اند و به این دلیل واکنش تندی علیه بسته‌شدن تنگه هرمز نشان نداد. اکنون مقامات ما باید طوری عمل کنند که بهانه‌ای علیه کشور ایجاد نشود. اساسا در مورد تنگه هرمز، بحث فقط بین ما و آمریکا نیست و باید نظرات عمان، سایر کشورهای منطقه و کشورهایی مانند چین و دیگران نیز لحاظ شود.

وی با اشاره به ادعاهای اخیر ترامپ مبنی بر برنامه آمریکا برای دریافت عوارض 20 درصدی از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، اظهار کرد: اساسا ترامپ حرف‌های ضد و نقیض زیادی می‌زند؛ حدودا دو ماه پیش هم گفته بود که ایران و آمریکا باید در اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز با هم شریک شوند. اکنون ترامپ مدعی است که امنیت تنگه هرمز را در برابر حملات تهران تأمین می‌کند و لذا کشتی‌های عبوری باید 20 درصد ارزش محموله خود را به عنوان عوارض به آمریکا بپردازند. این نیز ارزشی بیش از دیگر حرف‌های او ندارد و باید دید در عمل چه خواهد شد.

این دیپلمات سابق ادامه داد: البته این حرف ترامپ با قواعد حقوق بین‌الملل نیز مغایرت دارد، چراکه کنوانسیون حقوق دریاها به صراحت دریافت عوارض را ممنوع کرده است. ضمن اینکه اصلا معلوم نیست ترامپ آن طور که مدعی است، بتواند امنیت کشتی‌ها را تأمین کند، زیرا ناامن‌سازی تنگه هرمز کار دشواری برای ایران نیست و جمهوری اسلامی پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد زیادی در اختیار دارد که می‌تواند از آن‌ها برای هدف قرار دادن کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز استفاده کند.

احمدی در خصوص احتمال گسترش جنگ به مناطق داخلی ایران، بیان کرد: با توجه به اینکه اکنون مناقشه اصلی بر سر تنگه هرمز است، احتمال دارد حملات کنونی به ایران محدود به جنوب کشور باقی بماند. البته در روزهای اخیر، به یک پل در نزدیکی شهر آق‌قلا نیز حمله شد. این پل در کریدورهای تجاری ایران اهمیت زیادی دارد و به نظر می‌رسد آمریکا می‌خواسته این پیام را به ایران بدهد که در کنار محاصره دریایی، در دسترسی ایران به کریدورهای زمینی نیز مانع ایجاد خواهد کرد.

وی با بیان اینکه ظاهرا هنوز ایجاد یک جنگ تمام‌عیار مانند جنگ 40 روزه در دستور کار ترامپ قرار ندارد، افزود: ظاهرا ترامپ مانع شده که اسرائیل وارد زدوخوردهای جاری در جنوب ایران شود، زیرا معتقد است در این صورت، کار از کنترل خارج خواهد شد. بنابراین، اگرچه نمی‌توانیم حتی در مورد فردا هم پیش‌‍بینی کنیم، اما حداقل می‌توان گفت اکنون هدف ایران و آمریکا این نیست که یک جنگ تمام‌عیار دربگیرد.

منبع: جماران
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید