عباس، شهباز، ونس و عاصم؛ عکس دسته جمعی که در مذاکرات دیروز گرفته نشد/ ویدئو

فارغ از نتیجه، نفس تصویر نصفه و نیمه از اتاق مذاکرات قابل تأمل بود. چند ماه پیش، تصور اینکه محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و معاون رئیس‌جمهور آمریکا در یک اتاق بنشینند و گفت‌وگو کنند، بیشتر به سناریوی یک سریال سیاسی شباهت داشت تا یک خبر واقعی.

عباس، شهباز، ونس و عاصم؛ عکس دسته جمعی که در مذاکرات دیروز گرفته نشد/ ویدئو

 شاید سینمایی‌ترین لحظه از تمام سال‌های پرفراز و نشیب مذاکرات ایران و آمریکا، عصر شنبه ۳۱ خرداد در ژنو رقم خورد؛ جایی که قرار بود پس از هفته‌ها جنگ، تهدید، بیانیه‌های متناقض و ده‌ها خبر ضد و نقیض، نمایندگان دو طرف در یک اتاق بنشینند و ببینند آیا در این بازه ۶۰ روزه، همان توافقی حاصل خواهد شد که قرار بود سال‌ها پیش حاصل شود؛ همان توافقی که اگر به نتیجه می‌رسید، شاید اساسا جنگی در کار نبود و حالا هم کسی دقیقا نمی‌داند اگر امضا شود، چه آینده‌ای در انتظار منطقه خواهد بود.

صحنه، عجیب بود. سکانسی یگانه در میان مناقشات خسته‌کننده. جی‌دی ونس و همراهانش چند دقیقه‌ای منتظر ایستاده بودند. گوشه اتاق. نگاه‌ها به سمت درب ورودی بود و دوربین‌ها آماده ثبت تصویری که می‌توانست فردای آن روز روی جلد نیویورک‌تایمز و وال‌استریت ژورنال بنشیند؛ همان عکس معروفی که معمولا در جریان مذاکرات تاریخی گرفته می‌شود. یک «چیریک» کوتاه و ثبت تصویری بی‌سابقه!

اما عباس که وارد شد، انگار سناریوی دیگری در ذهن داشت. اولین شوک را به شهباز داد. روایت‌ها می‌گویند او در همان ابتدا ترتیبی داد که خبری از آن عکس مشترک نباشد. نه لبخندهای دیپلماتیک، نه دست دادن‌های طولانی و نه تصویری که بتواند در واشنگتن یا تهران به عنوان سند یک پیروزی تبلیغاتی مورد استفاده قرار گیرد.

ونس آمد. عاصم هم حضور داشت. شهباز میان نقش میزبان و میانجی در رفت‌وآمد بود و نماینده قطر هم طبق معمول، آرام و بی‌صدا، بخشی از پازل شده بود. همه چیز شبیه یک میزانسن پیچیده بود؛ با این تفاوت که هیچ کارگردانی نمی‌توانست از قبل پیش‌بینی کند بازیگران اصلی دقیقا چه خواهند کرد.

و در این میان، استیو ویتکاف و جرد کوشنر حضوری عجیب داشتند؛ حضوری که حتی حالا هم معلوم نیست دقیقا چه کارکردی داشت. درباره ویتکاف، شاید کمتر کسی بتواند نقل قولی ماندگار یا موضعی مشخص را به یاد بیاورد. درباره کوشنر هم اوضاع، فرق چندانی ندارد. اصلا صدای او چه شکلی است؟ چند نفر می‌توانند بدون جست‌وجو، یک سخنرانی یا حتی یک جمله معروف از او را به یاد بیاورند؟ انگار هر دو، بیشتر شبیه شخصیت‌هایی فرعی بودند که وارد قاب شده‌اند، بی‌آنکه کسی دقیقا بداند چرا حضور دارند؟

اما فارغ از نتیجه مذاکرات، نفس این تصویر قابل تأمل بود. چند ماه پیش، تصور اینکه محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و معاون رئیس‌جمهور آمریکا در یک اتاق بنشینند و گفت‌وگو کنند، بیشتر به سناریوی یک سریال با رگه‌های سیاسی شباهت داشت تا یک خبر واقعی. در منطقه‌ای که همه چیز به سرعت از مذاکره به موشک و از آتش‌بس به تهدید تغییر می‌کند، همین هم‌اتاق شدن‌ها گاهی از خود توافق‌ها مهم‌تر به نظر می‌رسند.

در میان انبوه خبرهایی که هر ساعت تکذیب می‌شوند و روایت‌هایی که عمرشان از یک شبانه‌روز هم کمتر است، شاید تنها چیزی که واقعا ارزش ثبت کردن داشت، همین صحنه بود؛ تصویری از آدم‌هایی که تا همین دیروز، بسیاری تصور می‌کردند تنها راه ارتباطشان از پشت تریبون‌ها و در قالب تهدیدهای متقابل می‌گذرد.

شاید سال‌ها بعد، وقتی کسی بخواهد درباره این روزها فیلمی بسازد، به متن توافق‌ و تعداد سانتریفیوژ کاری نداشته باشد، بلکه همین سکانس را بازسازی کند؛ چند دیپلمات و بیزنس‌من در اتاقی در ژنو، با دوربین‌هایی که منتظر یک عکس تاریخی بودند و عکسی که هرگز گرفته نشد.

منبع: برترین ها
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 2
  • ناشناس

    کلا مردمان چغر بدبدنی هستیم ما. بیچاره این نخست وزیر پاکستان چقدر حرص خورد خدائیش پاکستان خیلی مایه گذاشت وگرنه دوباره سالها تحریم و گرفتاری داشتیم.

  • ناشناس

    همین که در یک کادر بودند ، ذائقه نتانیاهو تلخ شد