بازی بدون برنده گفتگو؛ نیرویی برای گذر کردن از دوران تندتغییر کنونی در کشورمان

نویسنده:

در میانه اتفاقات سهمگین چندماهه اخیر در کشورمان، آیا می‌توان راه یا راه‌هایی برای نوعی از آرامش که تاب بیاوریم رنج دوران‌مان را، وجود دارد؟

بازی بدون برنده گفتگو؛ نیرویی برای گذر کردن از دوران تندتغییر کنونی در کشورمان

سال 1404 اتفاقات سترگی بر ایران گذشت؛ از جنگ 12 روزه در خردادماه تا کشته‌های اعتراضات دی‌ماه و جنگ آمریکا و اسرائیل که 9 اسفند شروع شد و پس از 40 روز با آتش‌بسی 2 هفته‌ای فعلا به سکوت نشسته است. در میانه این اتفاقات سهمگین اجتماعی، فشارهای عظیم اقتصادی چنان بخشی از زندگی روزمره‌مان شده که گاهی ترکش‌های روانی آن را در مقایسه با آن اتفاقات بزرگ‌مقیاس، شاید حس نکنیم. اما وجود دارند و همچون «زخم‌هایی هستند که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورند و می‌تراشند.»

اکنون که در حال روایت این آشوب‌های مردافکن هستم، هنوز در حال تجربه جمعی این وضعیت هستیم و از آن فارق نشده‌ایم و به همین سبب هرگونه کلام نهایی درباره چرایی، چگونگی و فرجام آن، چیزی جز غیبگویی‌های دروغین نخواهد بود. ما ناچاریم این وضعیت‌ها را از سر بگذرانیم به امید روزگاری بهتر. اما چگونه بگذرانیم؟ آیا راهی برای ما مردم هست که تغییری در مناسبات قدرت بدهیم و زندگی بی‌دغدغه سوئیس گونه‌ای را بر ایران حاکم کنیم؟ به گمان من، دست‌کم اکنون، پاسخ منفی است. پس آیا راهی دیگر برای ما ناظران خسته و زخم‌خورده برای «گذراندن» بهتر این روزگار تندتغییر وجود دارد؟ به نظر من وجود دارد و آن «گفت‌وگو» است.

گفتگو با آنان که دوستشان داریم. با آنانکه دوستمان هستند و نیز با آنانکه تفاوت فکری داریم اما آنچنان دشمنی نداریم که هر صحبت مخالفی را تعبیر به ضربه زدن و فریب بدانیم. در گفتگو با یکدیگر از رنج‌ها، دغدغه‌ها، امیدها، ناامیدی‌ها و آرزوهایمان می‌گوییم و دانسته‌های نیم‌بند خود را به محک حرف‌ها و دانسته‌های دیگران می‌زنیم. نه لزوما به امید رسیدن به حقیقتی تام و تمام درباره امور، که برای افزایش تاب‌آوری‌مان و آمادگی برای پذیرش و رواداری نسبت به دیدگاه و حضور دیگران.

برای فهم بهتر این نوع گفتگو دو نوششته زیر از کتاب «میانسالی» نوشته کریستوفر همیلتن و ترجمه میثم محمدامینی به نظرم روشنگر است و بدون هر گونه حرف اضافه همان‌ها را نقل می‌کنم.

 اولی از مایکل اوکشات، فیلسوف و تاریخ‌دان بریتانیایی قرن بیستم که در کتاب «نوای شعر در گفتگوی نوع بشر» می‌نویسد: «در گفتگو طرفین، درگیر تحقیق یا مناظره نیستند؛ «صدقی» نیست که کشف شود، حکمی نیست که ثابت شود و نتیجه‌ای نیست که دنبال شود. دغدغه آگاه کردن یا قانع کردن یا رد کردن یکدیگر را ندارند. البته گفتگو ممکن است در بعضی بخش‌ها استدلال هم داشته باشد و گفتگوکننده از اینکه در پی اثبات باشد منع نشده است. اما استدلال‌ورزی نه حاکم بر گفتگوست و نه تنها محور آن، و خود گفتگو هم لزوما استدلالی را شکل نمی‌دهد. در گفتگو گونه‌های متفاوت اندیشه پر و بال می‌گیرند و کنار هم بازی می‌کنند و به حرکات یکدیگر واکنش نشان می‌دهند و همدیگر را به کوشش‌های تازه ترغیب می‌کنند. کسی نمی‌پرسد آن‌ها از کجا آمده‌اند یا به چه اجازه‌ای آنجا حضور دارند. هیچ‌کس به اینکه پس از ایفای نقش چه بر سر این اندیشه‌ها خواهد آمد، نیز اهمیتی نمی‌دهد. داور یا رئیس جلسه‌ای در کار نیست، حتی دربانی نیست که مدارک شناسایی را بررسی کند. هر شرکت‌کننده‌ای بدون وسواس چندانی پذیرفته می‌شود و هر چیزی که بتواند خود را در جریان نظریه‌پردازی بقبولاند، مجاز است. صداهایی که در گفتگو سخن می‌گویند سلسله‌مراتب پدید نمی‌آورند. گفتگو فعالیتی طراحی شده به قصد ایجاد منفعت بیرونی نیست. مسابقه‌ای نیست که برنده‌ای در آن جایزه کسب کند. شرح و تاویل هم در آن نیست؛ نوعی ماجراجویی برنامه‌ریزی نشده‌ی فکری است. گفتگو هم مثل قمار کردن است، معنا و اهمیتش نه در برد است نه در باخت، بلکه در شرط بستن است.»

دومین نوشته  از لیون کاس، پزشک و بیو شیمیسیت و روشنفکر آمریکایی است که در کتاب «روح گرسنه» می‌نویسد: «گفتگو با بازی آزادنه ذهن ساخته می‌شود، با اطلاعات و داستان‌ها و تجارب و عقایدی که از جانب طرفین فراهم می‌شود، که هر یک از آن‌ها در برابر گفته‌های پیشتر مطرح شده‌ی جان‌های گفتگوکنندگان و در برابر روح و روان آن‌ها گشوده هستند. اگر چه در چنین گفتگویی از بذله‌گویی استقبال می‌شود و اصلا ارزشمند دانسته می‌شود، اما مسابقه بذله‌گویی نیست، بلکه «بازی»‌ای است که بازنده ندارد.علاقه ما، هم متوجه گوینده‌ها است و هم گفته‌ها، از همین‌رو گفتگو به ما امکان می‌دهد که از روح و جان همراهانمان بچشیم.»

چنین تعریف و توضیحی از گفتگو ما را آماده رواداری در برابر دیگران می‌کند و نیز نوعی آرامش درونی می‌دهد از اینکه در دغدغه‌های جمعی تنها نیستیم و در کنار هم قرار است که از دوران سخت کنونی عبور کنیم.

اکنون، دوران تغییرات سریع و سترگ اجتماعی را از سر می‌گذاریم و گفتگو یکی از راه‌هایی است برای صدمه کمتر دیدن در این دوران.

منبع: خبر فوری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید