فولاد؛ ستون اقتصاد، قربانی ناترازی
صنعت فولاد در اقتصاد امروز ایران، فقط یک صنعت بزرگ نیست؛ یکی از ستونهای تولید، صادرات، اشتغال و ارزآوری کشور است. فولاد، حلقه اتصال معدن، انرژی، حملونقل، ساختوساز، صنایع پاییندستی و پروژههای عمرانی است و هر اختلال در آن، به سرعت در بخشهای دیگر اقتصاد خود را نشان میدهد.
جایگاه ایران در میان تولیدکنندگان مهم فولاد جهان و صادرات چند میلیارد دلاری زنجیره فولاد در سالهای اخیر نشان میدهد که این صنعت، یکی از معدود مزیتهای جدی اقتصاد غیرنفتی کشور به شمار میرود. از همین رو، پس از جنگ اخیر و آسیبهایی که به برخی زیرساختهای صنعتی وارد شد، ضرورت حمایت از فولاد بیش از گذشته معنا پیدا کرده است.
خسارت دشمن به زیرساختهای صنعتی سنگین بود، اما واقعیت این است که تداوم محدودیتهای انرژی میتواند خسارتی آرامتر، فرسایندهتر و حتی سنگینتر بر صنعت فولاد تحمیل کند. دشمن با حمله نظامی به دنبال کند کردن چرخ تولید بود؛ اما اگر پس از آن، صنایع فولادی با محدودیتهای شدید برق و گاز مواجه شوند، نتیجه اقتصادی آن میتواند در همان مسیر قرار گیرد: کاهش تولید، افت صادرات، از دست رفتن بازارهای منطقهای، کاهش درآمد ارزی و تضعیف اشتغال. در صنعت فولاد، توقف تولید فقط توقف یک خط نیست؛ توقف زنجیرهای از ارزشآفرینی است.
فولاد خوزستان نمونه روشنی از این واقعیت است. این شرکت هم برای اقتصاد ملی اهمیت دارد و هم برای اقتصاد استان خوزستان. از یک سو، یکی از تأمینکنندگان اصلی فولاد میانی کشور و پشتیبان صنایع پاییندستی و نوردی است؛ از سوی دیگر، با اشتغال مستقیم و غیرمستقیم، حملونقل، پیمانکاری، صادرات و گردش مالی خود، با معیشت بخش مهمی از جامعه صنعتی خوزستان پیوند خورده است. گزارشهای منتشرشده درباره تولید و سود از دسترفته فولاد خوزستان بر اثر محدودیت انرژی نشان میدهد که مسئله برق و گاز، برای چنین شرکتی فقط یک متغیر فنی نیست؛ مسئلهای اقتصادی، اجتماعی و ملی است.
حمایت از صنعت فولاد با شعار و ادعا محقق نمیشود. اگر قرار است از تولید ملی حمایت شود، باید در عمل امکان تولید فراهم شود. تأمین پایدار انرژی، بازنگری در سهمیه برق صنایع راهبردی، جلوگیری از تصمیمهای ناگهانی، تسهیل صادرات، حمایت از بازسازی زیرساختهای آسیبدیده و کاهش موانع اداری، حداقل الزامات حمایت واقعی از فولاد است. نمیتوان از یک سو از اهمیت تولید، ارزآوری و اشتغال سخن گفت و از سوی دیگر، صنایع مادر را در اوج نیاز کشور به رونق تولید، با محدودیتهای روزافزون مواجه کرد.
امروز صنعت فولاد در نقطهای ایستاده که هر تصمیم درباره آن، فراتر از یک صنعت اثر میگذارد. اگر فولاد با ظرفیت بالاتر تولید کند، بازار داخلی بهتر تنظیم میشود، صنایع پاییندستی فعالتر میمانند، صادرات تقویت میشود و اقتصاد استانهایی مانند خوزستان جان تازه میگیرد. اما اگر محدودیت انرژی ادامه یابد، کشور نه فقط بخشی از تولید فولاد، بلکه بخشی از فرصت رشد اقتصادی خود را از دست خواهد داد. پس از جنگ، حمایت واقعی از فولاد یعنی اجازه ندهیم خسارت دوم، این بار از مسیر محدودیت انرژی، بر پیکر تولید ملی وارد شود.