داوری درباره صنعت در روزگار ناترازی و جنگ؛

فولاد در سال‌های سخت

در روزهایی که برخی از مهم‌ترین صنایع کشور، علاوه بر فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های مزمن زیرساختی، هدف حملات مستقیم دشمنان ایران نیز قرار گرفته‌اند، بیش از هر زمان دیگری به تحلیل‌های منصفانه، دقیق و مبتنی بر واقعیت نیاز داریم.

فولاد در سال‌های سخت

صنعت فولاد ایران در سال‌های اخیر یکی از سخت‌ترین دوره‌های فعالیت خود را پشت سر گذاشته است؛ از ناترازی برق و گاز گرفته تا تحریم‌های خارجی، محدودیت‌های صادراتی، افزایش هزینه‌های تولید و در نهایت حملات مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی به برخی از مهم‌ترین شرکت‌های فولادی کشور. در چنین شرایطی، قضاوت درباره عملکرد این صنایع بدون در نظر گرفتن این واقعیت‌ها، به معنای نادیده گرفتن بخش مهمی از حقیقت است.

واقعیت آن است که مسئله امروز بسیاری از صنایع بزرگ کشور، کمبود ظرفیت، دانش فنی یا بازار نیست. در بسیاری از موارد، ظرفیت‌های تولیدی و صادراتی آماده جهش بوده‌اند، اما محدودیت‌های بیرونی اجازه بهره‌برداری کامل از این ظرفیت‌ها را نداده‌اند. صنعت فولاد نمونه روشنی از این وضعیت است. هر زمان که محدودیت‌های انرژی کاهش یافته، شرکت‌های فولادی توانسته‌اند رکوردهای جدید تولید ثبت کنند و هر زمان که شرایط صادراتی تسهیل شده، رشد درآمد و ارزآوری آن‌ها به سرعت نمایان شده است.

در این میان، فولاد خوزستان نمونه‌ای قابل توجه است. شرکتی که در سال‌های اخیر هم‌زمان مسیر توسعه زنجیره ارزش خود را دنبال کرده، در حوزه تأمین مواد اولیه و معدن سرمایه‌گذاری کرده، برای تأمین پایدار انرژی برنامه‌ریزی کرده، ظرفیت‌های گروه خود را از طریق فولاد شادگان تقویت کرده و در کنار آن توانسته است رکوردهای مهم تولیدی و درآمدی را نیز به ثبت برساند. رشد درآمد، استمرار حضور در بازارهای صادراتی، توسعه زیرساخت‌های پشتیبان و حفظ جایگاه در زنجیره فولاد کشور، همه در شرایطی محقق شده که شرکت نه‌تنها با محدودیت‌های عمومی اقتصاد ایران مواجه بوده، بلکه دو بار هدف تحریم مستقیم آمریکا قرار گرفته و در ادامه نیز بخشی از زیرساخت‌های آن در حملات اخیر دشمن آسیب دیده است.

در چنین فضایی، تأسف‌آور است که گاه به‌جای تمرکز بر راهکارهای تقویت تولید و رفع موانع پیش روی صنعت، برخی هجمه‌ها از تریبون‌های رسانه‌ای به سمت بنگاه‌هایی نشانه می‌رود که خود در خط مقدم جنگ اقتصادی قرار دارند. نقد عملکرد شرکت‌ها ضرورتی انکارناپذیر است و هیچ بنگاهی فراتر از نقد نیست؛ اما نقد زمانی ارزشمند و سازنده است که مبتنی بر شناخت واقعیت‌های محیطی، محدودیت‌های تحمیل‌شده و شرایط فعالیت بنگاه باشد. تحلیل‌هایی که صنعت را در خلأ می‌بینند و از کنار تحریم، ناترازی انرژی، محدودیت‌های صادراتی و حتی حملات مستقیم به زیرساخت‌های تولیدی عبور می‌کنند، بیش از آنکه به فهم مسئله کمک کنند، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهند.

اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تقویت ظرفیت‌های تولیدی خود نیاز دارد. شرکت‌هایی مانند فولاد خوزستان صرفاً بنگاه‌های اقتصادی نیستند؛ آن‌ها بخشی از زیرساخت توسعه، اشتغال، صادرات و امنیت اقتصادی کشور به شمار می‌روند. حمایت از این ظرفیت‌ها به معنای چشم‌پوشی از نقد نیست، بلکه به معنای قرار دادن نقد در بستر واقعی آن است. اگر قرار است درباره عملکرد صنعت قضاوت کنیم، باید همه واقعیت‌ها را ببینیم؛ هم محدودیت‌ها را، هم دستاوردها را، هم موانع را و هم مسیر رو به جلویی را که با وجود همه دشواری‌ها همچنان ادامه دارد.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید