جنایت وحشتناک اتباع خارجی در بوستان گل آرا
نزاع وحشتناک اتباع افغانستانی، بوستان گل آرای مشهد را به خون کشید و در این میان یک جوان ۳۵ ساله به دست هموطن خود در حالی با ضربه قمه به قتل رسید که اختلافات و کینه قبلی انگیزه وقوع این جنایت هولناک بود.
شب سی ام مرداد، نیروهای کلانتری گلشهر از وقوع نزاع خونین اتباع خارجی در بوستان گل آرای مشهد، مطلع شدند و برای بررسی موضوع به محل حادثه رفتند. تحقیقات مقدماتی حکایت از آن داشت که درگیری با قمه رخ داده و جوان ۳۵ ساله ای به نام «مهدی-ی» بر اثر اصابت تیغه قمه به بیمارستان خیریه امام سجاد(ع) منتقل شده است.
اما خیلی زود خبر مرگ این جوان در بی سیم های پلیس پیچید و بدین ترتیب ماجرای یک پرونده جنایی دیگر در مشهد گشوده شد. طولی نکشید که قاضی وحید خاکشور (قاضی ویژه قتل عمد) به همراه گروهی از کارآگاهان زبده اداره جنایی به سرپرستی سروان آرمین منفرد (افسر پرونده) عازم بیمارستان شد و تحقیقات جنایی را آغاز کرد.
بررسی های تخصصی بیانگر آن بود که تیغه قمه به زیر شانه چپ جوان ۳۵ ساله افغانستانی وارد شده است. در همین حال قاضی شعبه ۲۵۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد بی درنگ دستور بازداشت عاملان شرکت در نزاع خونبار بوستان گل آرا را صادر کرد اما خیلی زود مشخص شد جوان ۲۲ساله افغانستانی به نام «مصطفی-خ» عامل این جنایت هولناک است.

بنابراین با دستورهای قاطع قضایی، گروهی از عوامل انتظامی در یک عملیات هماهنگ، موفق شدند متهم به قتل جوان را در منزل مسکونی اش دستگیر و به کلانتری گلشهر هدایت کنند.
با توجه به اهمیت موضوع و احتمال خدشه به نظم عمومی، قاضی خاکشور دستور داد تا متهم به قتل در همان نیمه شب به محل جنایت در بوستان گل آرا انتقال یابد و با توجه به خلوت بودن بوستان، صحنه قتل را بازسازی کند.
با این وجود تعداد زیادی از اتباع افغانستانی منطقه گلشهر و برخی از شهروندان مشهدی در محل حادثه تجمع کرده بودند و شاهد اعترافات تلخ عامل این جنایت وحشتناک بودند.
متهم که مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفته بود به قاضی ویژه قتل عمد مشهد گفت: فروردین سال جاری ،«مهدی-ی» (مقتول) قصد داشت به من تعرض کند که با مقاومت من روبرو شد و به هدفش نرسید ولی من کینه عمیقی را از او به دل گرفتم تا این که امروز (سی ام مرداد) بعد از ظهر داخل پارک با دوستم هادی بودم که دیدم تعدادی از دوستان مهدی که در فاصله چندمتری بودند آمار حضور من در پارک را به او دادند. به همین خاطرمن سوار موتورسیکلت شدم و به خانه رفتم سپس چاقویی را برداشتم که درون پارچه پیچیده بودم.
بعد هم دوباره به پارک بازگشتم و مهدی (مقتول) را دیدم که از سمت دوستانش جدا شد و به طرف من آمد. او مرا از روی زمین بلند کرد که در یک لحظه به خاطر کینه ای که داشتم چاقو را بیرون کشیدم و ضربه ای به سمت شانه اش زدم. درحالی که او خون آلود شده بود، دوستانش ما را جدا کردند و من هم به خانه رفتم تا این که دستگیر شدم.
بنابر گزارش تحقیقات بیشتر در این باره با دستور مقام قضایی همچنان ادامه دارد.
مگه قرار نبود این افاغنه برن مملکت خودشون، پس چی شد؟! این طرح هم مث طرحهای دیکه دولت الگی بود، دروع بود، وعده هایی که در مورد اخراج افاغنه از ایران داده شده بود ، الکی بودن، دروغ بودن، کشکی بودن؟! واقعا که!! اینجاس که ادم یاد این بیت شاعر می افتد که می فرماید: هر وعده که دادید همه باد هوا
بود.....🫣🤔🙄😱😞😡
ما ملت مظلوم از دولت می خواهیم هدف خود را از نگهداری میلیونها افغانی و ارائه خدمات از بودجه ی مملکتمان به آنها را به مردم توضیح دهد. ما خسته شده ایم از افغانی و جنایات افغانی