گل به خودی با پرتاب کاربر جوان در تور مجازی
ونوس بهنود- روزنامه نگار
شاید به نظر میرسد روزهای پرحرارت فوتبال توانسته نگاه مخاطب جوان را به سمت رسانه داخلی معطوف سازد اما واقعیت اینچنین نیست.
از دهه 80 و از زمانی که گوشیهای هوشمند وارد بازار ایران شد، سبک زندگی جدیدی شکل گرفت که نامش را گذاشتند زیست مجازی. تعارضی که هنوز هم خلق و خوی ایرانیهای اهل تعارف و احساساتی به آن عادت نکرده اما در کمال شگفتی پذیرفته شده و هر یک از اعضای خانواده را درست در حالی که در خانه کنار هم نشستهاند در ایزوله خود حبس کرده است. امروز آدمها با ذهن و روان خود در دنیای مجازی و با جسم خود در دنیای واقعی زندگی میکنند. نسلهای جدید زاییده همان دوگانگی شدند و به مرور رقابت رسانههای سنتگرا که با تیترهای یک دست روزنامهها و برنامه خانواده تلویزیون همراه بود برای جذب مخاطب آتشین و لحظه به لحظه شد.
فضای مجازی در فهم نیازهای مخاطب جوان به حدی پیشروی کرد که بستر عنکوبتی اینترنت امروز دست و پای او را بسته است. رسانه داخلی هم وقتی چنین شرایطی را دید سعی به تقلید و همانندسازی کرد. نمایش خانگی و پلتفرمهای داخلی شکل گرفت. برنامههای آن ور آبی به شکل رئالیتیشوها تقلید شد و سینما و خبر سعی کرد از رنگهای جدید و حتی زرد بهره گیرد و از نچسبی خود بکاهد. اما بر خلاف مداخله به هنگام برخی جوامع، رسانههای داخلی ما این بازی را تا به امروز واگذار کردهاند. سهم مخاطبان جوان تلویزیون، رادیو، خبرگزاریها و روزنامهها به حدی کاهش یافته که کافی است یک روز فعالیت یکی از این مجموعهها متوقف شود و هیچ اعتراضی اتفاق نیفتد. در مقابل قطع اینترنت و حتی کاهش سرعت آن و هرگونه فیلتر پلتفرمها در کمترین زمان با اعتراض گسترده همراه است. یک پرسش و پاسخ ساده و نگاهی به شبانه روز کاربر جوان ایرانی نشان میدهد همچنان با بیتوجهی به خوراک جذاب رسانهای وی، فضای مجازی برایش اولویت دارد و حتی اگر بخواهد فوتبال تماشا کند، ترجیحش رسانههای داخلی نیست.
در واقع در بزرگترین رویدادها و اتفاقاتی که رسانهها میتوانند صید میلیونی مخاطب داشته باشند، به خاطر چارچوب تعریف شده فعالیتشان، بیشتر به بقای خود میاندیشند تا افزایش مخاطب. چنین شرایطی موجب میشود که رسانه داخلی راهبر اندیشه کاربر جوان خود نباشد؛ بلکه در مقابل به عنوان مثال هوش مصنوعی و برنامههای نهفته در اینستاگرام است که سلیقه او را شکل میدهد. در دورههای قطع اینترنت و یا فیلتر شبکههای اجتماعی به کرات مشاهده شده که پلتفرمهای داخلی نتوانستهاند مخاطب را آنطور که باید به سمت خود بکشانند و اگر مخاطب به اجبار به سراغشان رفته است بعد از تغییر شرایط دوباره به پلتفرمهای خارجی بازمیگردد.
برای کاربر جوانی که در دنیای اطلاعات اینستاگرام غرق شده، نشان دادن آب باریکه، گل به خودی است. ذهن او شکسته شدن محدودیتهای اطلاعرسانی را تجربه کرده و حالا اگر نام چند روزنامه و خبرگزاری را از او بخواهید شاید با پاسخهای متعجبکنندهای مواجه شوید. در واقع تمامی چالشهای اغلب رسانههای داخلی به جای بسترسازی معطوف این مسئله است که امروز خود را در فقر مخاطب سر کند تا به فردا برسد.