نادرشاه سحرخیز، و از تجملگرایی بیزار بود
نادرشاه تقریبا پنجاهوپنج ساله، بلندقامت و قدش به بلندی شش پا، ولی در عین حال دارای هیکلی تنومند و متناسب میباشد. رنگ چهرهاش گلگون و تا اندازهای گوشتآلود است، اما خستگیها و مرارتهای زیاد از چاقی مفرط او جلوگیری مینماید.
تعداد سفرنامههایی که غربیها درباره مشرق زمین و سایر نقاط جهان نگاشتهاند بیشمار است، و همگی نشاندهنده جایگاه ریشهدار سفر در ثبت تاریخ و ادبیات غرب هستند. فرانسویان طبق گفته مجتبی مینوی بیش از دویست و پنجاه سفرنامه و به روایت فضلالله رضا روسها بیش از دویست اثر درباره ایران نوشتهاند که بسیاری از آنها هنوز به صورت نسخههای خطی باقی مانده و ترجمه نشدهاند، اما آنچه ترجمه شده حاکی از آن است که ایران از دیدگاه سیاحان سرزمینی بسیار قابل توجه و مهم بوده است. در میان این سفرنامهها آنچه فریزر درباره نادرشاه نوشته است کتابی جالب و خواندنی است.
جیمز فریزر (James Fraser) مورخ و سفرنامهنویس انگلیسی اسکاتلندی است که در قرن هجدهم میلادی میزیست. او بیشتر به خاطر کتاب مشهور خود با نام «تاریخ نادرشاه» (The History of Nadir Shah) شناخته میشود که در سال ۱۷۴۲ میلادی منتشر شد.
این کتاب یکی از منابع مهم غربی برای شناخت دوره افشاریه و حکومت نادرشاه افشار است. فریزر در این اثر به شرح زندگی نادرشاه، جنگهای او، ازجمله جنگهای او، و همچنین لشکرکشی معروف او به هند و غارت دهلی میپردازد.
نویسنده در صفحات آغازین کتاب خود، تا صفحه هفتاد، به تشریح اوضاع پیچیده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دوران سلطنت محمدشاه گورکانی تیموری، پادشاه مغول هندوستان، پرداخته است. وی در این بخش اشاره میکند که هنگام تکیه زدن نادرشاه بر تخت سلطنت، اشعاری بر روی سکههای ضربشده به مناسبت تاجگذاری او حک شده بود که مینوشت: «سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان/ نادر ایرانزمین و خسرو گیتیستان».
در ادامه، نویسنده با استناد به روزنامه (گزارش روزانه) وقایع، روایتی دقیق از ورود نادرشاه به دشت کرنال و فتح دهلی به دست سپاهیان ایران ارائه میدهد. او مینویسد: «دوازدهم ذیقعده موکب امپراتور به دشت کرنال نزول اجلال فرمود و سراپرده سلطنتی برافراشته شد.» قرارگاه امپراتور در زمینی وسیع سنگربانی شده و توسط پنج توپ متعلق به توپخانه شاهی و دیگر امرا محافظت میگردید. این وقایع تاریخی از یازدهم فوریه تا ششم مه سال هزار و یکصد و سی و نه به دقت ثبت شده است.
بخشهای قابل توجهی از این اثر، گوشههایی از تاریک و ناشناخته زندگی شخصی نادرشاه را روشن میکند و خواندنی است. نویسنده در توصیف ظاهر و ویژگیهای نادر میآورد: «نادرشاه تقریبا پنجاهوپنج ساله، بلندقامت و قدش به بلندی شش پا، ولی در عین حال دارای هیکلی تنومند و متناسب میباشد. رنگ چهرهاش گلگون و تا اندازهای گوشتآلود است، اما خستگیها و مرارتهای زیاد از چاقی مفرط او جلوگیری مینماید. او دارای چشمانی درشت و زیبا و ابروانی سیاه است و به طور کلی یکی از خوشقیافهترین مردانی است که من دیدهام.»
همچنین در شرح شیوه زندگی و مدیریت نادرشاه آورده است که او صدایی قوی و رسا داشت و سربازان از دور دستوراتش را میشنیدند. او در حد اعتدال شراب مینوشید و از همنشینی با زنان لذت میبرد، اما خود را بیش از حد درگیر این کار نمیکرد. نادرشاه سحرخیز بود و به گفته فریزر دیر وقت به حرم رفته و صبح زود حوالی ساعت پنج صبح خارج شده و به کارهای روزمره میپرداخت.
او از تجملگرایی بیزار بود، غذای ساده میخورد و گاهی تنها با نخود برشته سد جوع مینمود. مهمتر از همه، او نظارت دقیقی بر سپتهیان داشت و حقوقشان را با دست خود پرداخت میکرد، همینطور نظارتی که بر حکام داشت و با استفاده از جاسوسان ویژهای به نام «همکلام»، از هرگونه ستم یا توطئه علیه خود یا مردم جلوگیری مینمود.
کتاب فریزر اگرچه حاوی نکات ارزشمندی است، اما مانند هر منبع تاریخی دیگری نیاز به بررسی انتقادی دارد. این اثر به زبانهای مختلف ترجمه شده و برای پژوهشگران تاریخ ایران اهمیت زیادی دارد.
اکبر شاه هم میگفت نماز جمعه باید مانور تجمل باشد
روحَت سربلند و پرشکوه هرجا که هستی
و یک جماعت مفتخوری را هم به گاوآهن بست
نادر شاه روحت شاد