چرا لحن ایران در مذاکرات تندتر شد؟/ 2 روایت متفاوت ایران و آمریکا از مذاکرات برای افکار عمومی
تندتر شدن لحن مقامهای ایرانی، بازتابدهنده تغییرات داخلی ایران پس از جنگ است.
در حالی که دیپلماسی میان تهران و واشنگتن با میانجیگری پاکستان و برخی بازیگران منطقهای بهآرامی پیش میرود، ساختار سیاسی و نظامی ایران پیامی آشکارا سرسختانه و چالشبرانگیز را مخابره میکند: هر امتیازی که در میز مذاکره به دست آید، حاصل قدرت و فشار ایران است، نه نتیجه سازش و مصالحه.
المانیتور در گزارشی نوشت: این رویکرد در اظهارات قابلتوجه محمدباقر قالیباف رئیس مجلس ایران، بهخوبی نمایان شد. او که به یکی از چهرههای سیاسی اصلی مذاکرات کنونی تبدیل شده است، روز جمعه در شبکه ایکس نوشت: ما امتیاز را نه از طریق مذاکره، بلکه با موشک به دست میآوریم و افزود که دیپلماسی صرفا ابزاری برای ابلاغ این دستاوردها به طرف مقابل است.
قالیباف همچنین تأکید کرد که ایران هیچ اعتمادی به تضمینها و حرفها ندارد و تنها اقدامات عملی را معتبر میداند. او هشدار داد که برنده هر توافقی، طرفی است که برای جنگ روز بعد از توافق آمادهتر باشد.
بازتعریف دیپلماسی از سوی ایران
این سخنان یکی از روشنترین نشانهها از نحوه بازتعریف دیپلماسی از سوی حاکمیت ایران پس از ماهها رویارویی با آمریکا و اسرائیل است. به جای آنکه مذاکرات به عنوان مسیری برای کاهش تنش معرفی شوند، جناحهای تندرو در ایران، بیش از پیش آن را ادامهای تاکتیکی از سیاست بازدارندگی و قدرتنمایی میدانند.
این موضعگیری در زمانی حساس برای روند آتشبس مطرح میشود. مذاکراتی که عمدتا با میانجیگری پاکستان و همچنین مشارکت قطر و عمان دنبال شده، به تدوین پیشنویس یک تفاهمنامه نزدیک شده است. با این حال، تنشهای نظامی در خلیج فارس، اختلافات عمیق بر سر لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران، و روایتهای متضاد تهران و واشنگتن همچنان شکنندگی این روند را آشکار میسازد.
با وجود فشارهای شدید اقتصادی و نظامی ناشی از جنگ و ادامه محاصره دریایی آمریکا علیه برخی بنادر کلیدی ایران، لحن مقامات ایرانی نشاندهنده تلاشی گسترده برای نمایش اعتمادبهنفس راهبردی است. محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی ایران، روز جمعه اعلام کرد که ایران محاصره را چه از طریق مذاکره و چه از طریق اقدام مستقیم خواهد شکست. او هشدار داد که اگر تقابل ادامه یابد، تهران ممکن است بُعد سومی از تواناییهای خود را آشکار کند.
ابراهیم رضایی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، مدعی شد که مدیریت ایرانی تنگه هرمز اکنون نهادینه شده است. او گفت کشتیهای خارجی برای عبور از این آبراه درخواست مجوز میدهند، هزینه پرداخت میکنند و تحت هماهنگی نیروی دریایی سپاه فعالیت دارند.
او در شبکه ایکس نوشت: هر از گاهی ترامپ نیروهایش را برای بازگشایی تنگه اعزام میکند، اما آنها شکست میخورند و بازمیگردند و از مقامهای آمریکایی خواست که در برابر قدرت ایران در خلیج فارس سر تعظیم فرود آورند.
این اظهارات تا حدی پاسخی به سخنان اخیر مقامهای آمریکایی بود که هرگونه نقش ایران در تنظیم تردد دریایی در این گذرگاه استراتژیک را رد کردهاند.
تنگه هرمز از محورهای اصلی مذاکره
موضوع تنگه هرمز اکنون به یکی از محورهای اصلی مذاکرات تبدیل شده است. مقامهای ایرانی و رسانههای نزدیک به سپاه بارها تاکید کردهاند که عادیسازی وضعیت کشتیرانی در هرمز باید با رفع محاصره دریایی آمریکا و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران همراه باشد.
خبرگزاری تسنیم هم روز جمعه گزارش داد که تهران آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده را به عنوان گام اولیه هرگونه توافق گستردهتر با واشنگتن مطرح کرده است. یک منبع آگاه که تسنیم از او نقل قول کرده هشدار داده است که بدون سازوکاری روشن برای تضمین آزادسازی همه این داراییها، توافقی در کار نخواهد بود.
برخی برنامهها حتی فراتر رفته و مدعی شدهاند که ایران اکنون از اهرم فشار بیشتری برخوردار است، زیرا آمریکا و متحدانش برای ورود به یک رویارویی طولانیمدت دیگر در منطقه با مشکل کمبود ذخایر تسلیحاتی روبهرو هستند
روایتهای موازی
این لحن تهاجمی و قاطع ایران در تضاد آشکار با مواضع اخیر دونالد ترامپ قرار دارد.
ترامپ در پیامی طولانی در شبکه تروث سوشال، روز جمعه از ایران خواست برای همیشه هرگونه مسیر دستیابی به سلاح هستهای را کنار بگذارد. او تاکید کرد که تنگه هرمز باید فورا و بدون محدودیت برای کشتیرانی باز شود و اعلام کرد که تا اطلاع ثانوی هیچ پولی به ایران منتقل نخواهد شد.
او همچنین مدعی شد ذخایر اورانیوم غنیشده ایران که پس از حملات پیشین آمریکا در تأسیسات زیرزمینی آسیبدیده مدفون شدهاند، در نهایت با همکاری نهاد ناظر هستهای سازمان ملل نابود خواهند شد.
این مواضع نشان میدهد که واشنگتن و تهران همچنان مذاکرات را با روایتهایی کاملاً متفاوت برای افکار عمومی توصیف میکنند.
در حالی که مقامهای ایرانی دیپلماسی را تأییدی بر موفقیت راهبرد بازدارندگی خود معرفی میکنند، ترامپ آن را نتیجه فشار نظامی و اقتصادی گسترده آمریکا میداند.
این اختلاف صرفا یک نبرد لفظی نیست؛ بلکه بازتابدهنده مشکلی ساختاری در مسیر مذاکرات است.
مقامات ایران بهشدت نگران تکرار آن چیزی هستند که بسیاری آن را اشتباه اصلی توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میدانند؛ پذیرش محدودیتها و دادن امتیازها پیش از دریافت منافع اقتصادی برگشتناپذیر. خروج ترامپ از توافق در دوره نخست ریاستجمهوریاش نیز این باور را در بخش بزرگی از ساختار سیاسی و امنیتی ایران تقویت کرده که تضمینهای غربی ذاتاً غیرقابل اعتماد هستند.
به همین دلیل، رویکرد کنونی تهران بیش از هر چیز بر دریافت منافع ملموس و فوری متمرکز شده است. مقامهای ایرانی بارها اعلام کردهاند که اولویتهای اصلی شامل پایان وضعیت جنگی، رفع فشارهای دریایی و آزادسازی داراییهای بلوکهشده است؛ پیش از آنکه وارد مذاکرات تفصیلی درباره مسائل هستهای شوند.
این تغییر رویکرد توضیح میدهد که چرا پیامهای رسمی ایران اکنون بیشتر بر مقاومت، تابآوری و آمادگی تأکید دارند تا آشتی و مصالحه.
موازنه پس از جنگ
تندتر شدن لحن مقامهای ایرانی همچنین بازتابدهنده تغییرات داخلی ایران پس از جنگ است.
به نظر میرسد این درگیریها، نفوذ نهادهای امنیتی و جناحهای سیاسی تندرو را افزایش داده و فضای مانور جریانهای عملگرا یا طرفدار مصالحه را محدودتر کرده است. حتی سیاستمدارانی که میانهرو تلقی میشوند و مستقیما در مذاکرات حضور دارند، اکنون دیپلماسی را با زبان بازدارندگی و تقابل راهبردی توصیف میکنند.
اظهارات قالیباف از این جهت اهمیت ویژهای دارد که او به عنوان مذاکرهکننده ارشد، جایگاهی میان ساختار سیاسی، مجلس و ... دارد. بنابراین سخنان او صرفا یک موضعگیری داخلی نیست، بلکه تصویری از چارچوب فکری گستردهتری را ارائه میدهد که رویکرد مذاکرهای تهران را شکل میدهد.
رسانههای دولتی ایران نیز در روزهای اخیر همین روایت را تقویت کردهاند. تلویزیون دولتی در یکی از بخشهای خبری پربیننده خود استدلال کرد که آمریکا در ابتدا قصد داشت ایران را بهطور قاطع تضعیف کند، اما در نهایت به دلیل توانایی تهران در تهدید مسیرهای جهانی کشتیرانی و حفظ فشار نظامی، ناچار به مذاکره شد.
برخی برنامهها حتی فراتر رفته و مدعی شدهاند که ایران اکنون از اهرم فشار بیشتری برخوردار است، زیرا آمریکا و متحدانش برای ورود به یک رویارویی طولانیمدت دیگر در منطقه با مشکل کمبود ذخایر تسلیحاتی روبهرو هستند.
این روایت چند هدف را همزمان دنبال میکند: در عرصه خارجی، تلاش میکند موقعیت چانهزنی ایران را با نمایش اعتمادبهنفس و اعتبار بازدارندگی تقویت کند. در عرصه داخلی، مذاکرات را برای مخاطبان تندرو که به دیپلماسی با آمریکا بدبین هستند توجیه میکند و از نظر راهبردی، این پیام را میفرستد که حتی اگر توافقی موقت حاصل شود، تهران آن را پایان رویارویی بنیادین با آمریکا نمیداند.
البته این مواضع الزاما به معنای شکست مذاکرات نیست. هر دو طرف همچنان تمایل دارند از بازگشت به یک رویارویی تمامعیار جلوگیری کنند و میانجیگران منطقهای نیز برای دستیابی به چارچوبی موقت که بتواند آتشبس شکننده را تثبیت کند، تلاش میکنند.
اما لحن کنونی تهران نشان میدهد که هر توافق احتمالی آینده احتمالا نه بر پایه اعتماد متقابل، بلکه بر اساس خستگی متقابل، محاسبات بازدارندگی و ضرورتهای تاکتیکی شکل خواهد گرفت.
از این منظر، پیامهای ایران در دوران پس از جنگ شاید روشنترین نشانه از آینده روابط دو کشور باشد: توافقهای محدود و معاملهمحور که نه بر پایه آشتی و نزدیکی، بلکه بر بستر خصومت راهبردیِ ادامهدار بنا شدهاند.
ایران نشون داد کتک خورقویییه
مصرف داخلی در جریانید توهمات بعد گرفتن خرمشهر ک صلح رو رد کردن حتی با قول عربستان به پرداخت غرامت و خروج عراق از مرز وگفتن جنگ تا سقوط صدام و سال شصت هف در چه شرایط قبول ک
هر کی فهمید این چی نوشته بیاد توضیح بده ! متاسفانه کم سوادترین افراد جامعه هم به اینترنت دست پیدا کردن