جنگ ایران و معمای پیروزیهای توخالی | چرا اسرائیل و آمریکا در نبرد گستردهتر شکست میخورند؟ | آمریکا و اسرائیل در دام جنگ نامتقارن؛ چگونه نتیجه به سود ایران چرخید؟
با وجود ادعای پیروزیهای تاکتیکی، آمریکا و اسرائیل نتوانستهاند برتری میدانی را به یک پیروزی سیاسی تبدیل کنند.
به گزارش خبرفوری به نقل از میدل ایست آی، با توقف موقت جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پرسش درباره پیروزی و شکست به موضوعی داغ در رسانههای سنتی و شبکههای اجتماعی و همچنین در گفتمان سیاسی تبدیل شده است.
سیاستمداران ایرانی و چهرههایی در دولت دونالد ترامپ، هر دو مدعی پیروزی شدهاند. امارات متحده عربی نیز که در موضعی دفاعی قرار داشت و عملیات تهاجمی انجام نداد به شکل مضحکی ادعای پیروزی کرده است!
پس چه کسی واقعا برنده این جنگ است؟ این پرسش پیچیدهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. جنگهای معاصر چالشی بزرگ برای تحلیلگران و مورخان ایجاد کردهاند؛ زیرا تعیین پیروزی یا شکست برای هر طرف دشوار است. برخلاف جنگهای تاریخی که در آنها پیروزیهای روشن در میدان نبرد به پیروزیهای سیاسی ترجمه میشد جنگهای امروز اغلب نتایجی مبهم دارند.
بیشتر بخوانید:
این جنگ چگونه به پایان میرسد؟ | سه سناریوی برای پایان بازی
ترامپ به جنگی بازمیگردد که پیروزی برایش ندارد | تصمیم آمریکا برای جنگ بعدی چیست؟
در نظم پس از جنگ جهانی دوم، که بر گفتمان لیبرالدموکراتیک «حقوق بشر» و «حقوق بینالملل» بنا شده، معیارهای پیروزی و شکست تغییر کرده است. این پیچیدگی به شکلگیری مفهوم «کسب قلبها و ذهنها» انجامید؛ مفهومی که نخست در جنگ ویتنام و سپس بهطور آشکارتر در جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر در عراق و افغانستان مطرح شد.
امروزه برداشت از پیروزی و شکست تحت تأثیر تبلیغات، ذهنیتگرایی و مفهوم «جنگ نامتقارن» قرار دارد. مفهوم جنگ نامتقارن همچنین به طرفها این امکان را میدهد که در صورت حفظ ایدئولوژی مقاومت خود، پیروز باشند.
از پیروزی تا شکست
در جنگهای معاصر، پیروزی نظامی همیشه به پیروزی سیاسی تبدیل نمیشود. جنگ ویتنام نمونهای روشن است؛ جایی که پیروزی آمریکا و متحدان ویتنام جنوبی در عملیات «تت» در نهایت به شکستی سیاسی تبدیل شد، به تقویت نیروهای ویتکنگ در جذب نیرو کمک کرد و جنبش ضدجنگ در آمریکا را شعلهور ساخت.
ارزیابی پیروزی نظامی یا سیاسی زمانی دشوارتر میشود که درگیریها همچنان ادامه داشته باشند. حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و سرنگونی صدام حسین که ابتدا بهعنوان یک پیروزی نظامی و سیاسی تلقی شد، خیلی زود به شکستی تبدیل شد.
پیروزی ظاهری آمریکا در افغانستان در سال ۲۰۰۱ (زمانی که طالبان سرنگون شد) نمونهای حتی روشنتر از پیروزی موقتی است که طی دو دهه به شکستی کامل انجامید.
بهدلیل ماهیت نامتقارن و ادامهدار این درگیری، ارزیابی پیروزی و شکست در جنگ ایران نیز بسیار دشوار است. آمریکا و اسرائیل بارها اذعان به پیروزی کردهاند با این حال، تا پیش از آتشبس اخیر، ایران همچنان به حملات متقابل علیه اسرائیل و کشورهای خلیج فارس که میزبان نیروهای آمریکایی هستند ادامه میداد.
اهداف شکستخورده آمریکا
اما ارزیابی پیروزی سیاسی چندان به نفع آمریکا و اسرائیل نیست. اهداف سیاسی این جنگ (از جمله تغییر نظام در ایران، ایجاد خیزش مردمی، تحریک نیروهای کرد به قیام مسلحانه و نابودی کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران) همگی ناکام ماندهاند.
هیچیک از اهداف سیاسی که آمریکا و اسرائیل را به آغاز این جنگ سوق داد، محقق نشد. در عوض، ایران موفق شد تمرکز درگیری را به موضوع تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز منتقل کند.
ایران با استفاده از توان خود در کنترل رفتوآمد در این تنگه راهبردی که فشار اقتصادی بزرگی بر جهان وارد کرد در موقعیت چانهزنی قویتری قرار گرفت. این کشور با یک طرح ۱۰ مادهای وارد مذاکرات در پاکستان شد؛ طرحی که میتوانست نفوذ ایران بر تنگه را تثبیت کند، ادامه برنامه هستهای را ممکن سازد و آتشبس را به لبنان نیز گسترش دهد.
دولت ترامپ در ابتدا نسبت به این طرح تمایل نشان داد، اما بعدا از آن عقبنشینی کرد و این موضوع به شکست مذاکرات در اسلامآباد انجامید.
در همین حال، اعتبار جهانی آمریکا و اسرائیل آسیب دیده است؛ حتی برخی متحدان نزدیک از مشارکت در جنگ خودداری کردهاند و آن را از نظر حقوق بینالملل غیرقانونی دانستهاند.
آمریکا حتما نبرد «قلبها و ذهنها» را باخته است؛ چرا که به گفته کارشناسان سازمان ملل، جنگی غیرقانونی را آغاز کرده، اهداف غیرنظامی (از جمله یک مدرسه دخترانه) را هدف قرار داده و موجب کشته شدن دهها کودک شده و تهدید به نابودی یک تمدن کامل کرده است.
هر جنگی در کنار صدماتش بایستی دستاوردهایی برای طرفی که ادعای پیروزی میکند داشته باشد .. در جنگ اخیر جمهوری اسلامی مدام ادعا میکند ما این مقدار به این یا آن کشور خسارت زدیم ... خوب به فرض دنیا را هم نابود کردید ... بنده به عنوان یک ایرانی هر چه از زوایای مختلف به این وضعیت نه جنگ و نه صلح نگاه میکنم در کنار خسارات فراوان که به کشور وارد شده تقریبا هیچ دستاوردی برای ایران و ایرانی به دست نیامده است ...