یک تحلیلگر اردنی در المیادین بررسی کرد

سناریوهای جنگ آمریکا علیه ایران

«انتخاب جنگ محتمل‌ترین گزینه است، به‌ویژه در سایه اظهارات متقابل درباره وجود خطوط قرمزی که دو طرف از عقب‌نشینی از آن‌ها خودداری می‌کنند. اما مهم‌تر آن‌که نظام سرمایه‌داری برای ایجاد ثباتی که سلطه بیشتری به آن ببخشد به این جنگ نیاز دارد.»

سناریوهای جنگ آمریکا علیه ایران

«عماد الحطبه»، تحلیلگر اردنی امروز (جمعه) در مقاله‌ای تحت عنوان «سناریوهای جنگ آمریکا علیه ایران» در پایگاه اینترنتی شبکه خبری «المیادین» نوشت:

در دو اظهارنظر متناقض که نشان‌دهنده شدت تنشی است که پرونده روابط ایران و آمریکا به آن رسیده، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا از ارسال هواپیماها و تجمعات نظامی بیشتر به منطقه خبر داد. در مقابل، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی خطر قدرت آمریکا را ارزیابی کرده و تأکید کرد که خطرناک‌تر از آن، سلاح‌هایی است که توان نابودی این قدرت و غرق کردن کشتی‌های آن را دارند.

بیشتر کشورهای همسایه ایران اعلام کرده‌اند که اجازه استفاده از سرزمین و حریم هوایی خود برای حمله به ایران را نخواهند داد، اما میزان توان واقعی این کشورها برای اجرای این امر، به‌ویژه در مورد پایگاه‌های آمریکایی و در صورت پیچیده شدن سناریوهای نبرد، روشن نیست.

در چارچوب همین تهدیدها، گزارش‌هایی که توسط دو وب‌سایت «آکسیوس» و «وار زون» منتشر شده، پیش‌بینی می‌کند که آمادگی‌های آمریکا نشان‌دهنده قصد رفتن به جنگی در آینده نزدیک (در عرض چند هفته) است و این جنگ نسبتا طولانی خواهد بود.

در سوی مقابل، ایران در پاسخ به تهدیدهای آمریکا تردیدی نشان نمی‌دهد، هرچند تأکید می‌کند که خواهان جنگ نیست. این پاسخ تنها رسانه‌ای نیست؛ زیرا گزارش‌های سری نشان می‌دهد که ایران خود را برای جنگی که ممکن است چند هفته طول بکشد آماده می‌کند و در این چارچوب در حال بازآرایی نیروهای نظامی خود است، از جمله استقرار واحدهای دریایی در تنگه هرمز برای رصد ناو آبراهام لینکلن، که نشانه عملی از تهدیدهای رهبر ایران تلقی شده است.

ایران سلاحی دارد که تنها در شرایط اضطراری استفاده خواهد شد و آن نقش متحدان منطقه‌ای، به‌ویژه لبنان، عراق و یمن است. با وجود نقض‌ توافق آتش‌بس در لبنان توسط اسرائیل که با هدف مشغول کردن حزب‌الله و مقاومت و جلوگیری از بازسازی توان آن‌ها انجام می‌شود، گزارش‌ها نشان می‌دهد که حزب‌الله توانسته بخش قابل‌توجهی از توان موشکی خود را در دوره گذشته بازسازی کند و اکنون فرصت بهتری برای درگیری مستقیم با ارتش اشغالگر، چه در لبنان و چه در سوریه، دارد.

در مقابل، اقدام ارتش یمن و انصارالله برای بستن تنگه باب‌المندب همزمان با بستن تنگه هرمز توسط ایران، به بحران اقتصادی جهانی منجر خواهد شد که می‌تواند به فاجعه‌ای تبدیل شود که تأثیر آن کمتر از پیامدهای همه‌گیری کرونا نباشد.

ارتش ایران زمانی که در ۱۸ فوریه اعلام کرد در چارچوب رزمایش کنترل هوشمند تنگه هرمز این تنگه را برای چند ساعت بست، قصد خود برای توسل به چنین سناریویی را پنهان نکرد. نگرانی از نقش انصارالله، بی‌طرفی آمریکا در اختلاف میان عربستان و امارات در یمن را توضیح می‌دهد؛ زیرا آمریکا بیشتر به عربستان گرایش داشته، در حالی که اسرائیل به امارات متمایل بوده است.

تمام نشانه‌های پیشین حاکی از آن است که رفتن به جنگ محتمل‌ترین گزینه است، به‌ویژه با وجود اظهارات متقابل درباره خطوط قرمزی که دو طرف حاضر به عقب‌نشینی از آن‌ها نیستند؛ همان‌گونه که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، توضیح داده است.

در عین حال، آمادگی ایران برای حرکت به سوی جنگی منطقه‌ای صرفا اظهارات احساسی نیست، بلکه بخشی از نیت ایران برای پایان دادن به وضعیتی است که از سال ۱۹۷۹ با آن روبه‌رو است و تحریم‌ها آن را در چارچوب بحران اقتصادی و اجتماعی نگه داشته‌اند؛ ازاین‌رو ایران جنگ را با منطق یک جنگ بزرگ که به یک توافق بزرگ منتهی شود دنبال خواهد کرد.

چند هفته سرنوشت‌ساز در تاریخ و جغرافیای منطقه و شاید جهان در پیش است، و نظام‌های رسمی عربی اردوگاه دشمنان را انتخاب کرده و بر شکست ایران شرط بسته‌اند؛ شرطی که بازنده به نظر می‌رسد. ازاین‌رو نیروهای ملی اصیل باید صف‌بندی خود را در سنگر دشمنی با پروژه استعماری و هم‌پیمانان آن، یعنی سنگر مقاومت، اعلام کنند.

منبع: شفقنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید