چرا خودکشی یک بحران اجتماعی است، نه صرفاً یک مسئله فردی؟

خودکشی یک عمل ضداجتماعی و انحرافی محسوب می‌شود که با افزایش آمار این موضوع به عنوان یک ضد ارزش قبح خود را از دست می‌دهد و امری عادی تلقی می‌شود.

چرا خودکشی یک بحران اجتماعی است، نه صرفاً یک مسئله فردی؟

خودکشی در جوامع باعث افزایش آشفتگی و آسیب‌های اجتماعی (آنومی اجتماعی) می‌شود. خودکشی جرایم ساختار و انسجام فرهنگی را بر هم می‌زند، خودکشی باعث خدشه‌دار شدن امنیت اجتماعی و ترویج رسیدن به مقاصد و اهداف زودگذر یا بروز رفتارهای هیجان‌مدار و ترویج سندروم همدلی می‌شود.

افزایش خودکشی بذر ناامیدی را در جامعه می‌پاشد، به‌طوری که ذهن هر کسی که از این اتفاق مطلع می‌شود را به خود مشغول می‌دارد و انگیزه و روحیه تلاش را در جامعه کاهش می‌دهد. خودکشی یک عمل ضداجتماعی و انحرافی محسوب می‌شود که با افزایش آمار این موضوع به عنوان یک ضد ارزش قبح خود را از دست می‌دهد و امری عادی تلقی می‌شود. خودکشی برهم زننده خانواده به‌عنوان مهم‌ترین و اصلی‌ترین نهاد یک جامعه است.

 

خودکشی به احساس امنیت عمومی، آرامش ذهنی و سلامت افراد آسیب می‌رساند و اما بنده به عنوان کارشناس روانشناسی پلیس پایتخت راهکارهایی را موثر می‌دانم:

۱-فراهم کردن زمینه‌های شکل‌گیری گروه‌های مردمی و عملا گسترش تجربیات اجتماعی مردم از سطح خانواده به سایر نهادهای اجتماعی. ۲- برنامه‌ریزی منسجم (سازمان‌های فرهنگی نیروی انتظامی، قوه قضاییه و…) در پیشگیری اجتماعی از خودکشی. ۳- تلاش برای عمران و توسعه روستاها و شهرهای مختلف و جلوگیری از مهاجرت آن‌ها به پایتخت. ۴- انجام تحقیقات و بررسی‌های موردی توسط متولیان جامعه به ویژه تئوریسین‌های اجتماعی اعم از روانشناسان، جرم‌شناسان و جامعه‌شناسان درباره کاهش آستانه تحمل مردم. ۵- آموزش همگانی و ایجاد اماکن ورزشی و تفریحی در کاهش خودکشی و تقویت روحیه افراد آسیب‌دیده. ۶- برنامه‌ریزی بلندمدت برای مبارزه با بیکاری و فقر در کشور. ۷- افزایش پایبندی به مذاهب و اعتقادات دینی در خانواده‌ها. ۸- اولویت دادن به خانواده به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی خانواده و توجه به مصالح آن در سیاستگذاری و برنامه‌ریزی‌های مرتبط و موثر در خانواده.

منبع: اعتماد
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید